آزاده غلامي | با توجه به گسترش زندگي شهري و مسائل مربوط به اين زندگي، کمبود وقت و ساعات اشتغال که افراد دور از خانه سپري ميکنند، سبب شده است که مردم دچار روزمرگي و گرفتاريهايي شوند که کمتر فرصت پيدا کنند در کنار يکديگر باشند. در اين حالت اغلب افراد دچار بي حوصلگي هستند و از اين موضوع گلايه ميکنند. طوري که اگر فرصتي هم دست دهد که در کنار يکديگر باشند، استفاده مطلوبي از اوقاتشان نميکنند و اين زمان نيز به تماشاي فيلم و تلويزيون سپري ميشود. در اين باره گزارشي را از نظرتان ميگذرانيم.دکتر فربد فدايي، روانشناس، درباره اين موضوع که خانوادهها در جامعه کنوني کمتر فرصت پيدا ميکنند که در کنار هم باشند، ميگويد: فرد مسلمان بايد اوقات زندگي خود را به کار، عبادت و استراحت تقسيم کند. همه ما علاوه بر احتياج به مسائل مادي، بايد به مسائل معنوي و نيازهاي جسمي براي سرگرمي و تفريح و استراحت توجه داشته باشيم. اين موضوع بيانگر ضرورت برنامهريزي در اين زمينه است.کيفيت مهم است، نه کميتوي با بيان اين مطلب ميافزايد: در صورتي که خانوادهها برنامهريزي صحيحي براي اوقات خود داشته باشند به گونه اي که زمان خود را مديريت کنند، کمتر با مشکلاتي چون بيحوصلگي و تنهايي مواجه ميشوند. البته کيفيت حضور افراد در کنار هم است که اهميت دارد و نه کميت. خانوادهها نبايد نگران باشند که به خاطر مشغله زياد ممکن است اوقات کمتري را کنار هم بگذرانند، بلکه بايد کوشش کنند همان اوقات کمي که در کنار هم هستند را با کيفيت بالايي سپري کنند. اين کارشناس با بيان اين مطلب ادامه ميدهد: افراد بايد تلاش کنند که اوقاتي را که در کنار هم هستند با روحيه مثبت و بيان نکات محبت آميز، به اوقاتي تبديل كنند که بعدها تداعي کننده موضوعات مثبتي براي فرزندان و همسر باشد. در اين صورت اوقات ارزشمندي سپري ميشود که در خاطر ميماند. در غير اين صورت امکان دارد که افراد اوقات طولاني را در کنار هم باشند، ولي تعامل عاطفي خوبي با هم برقرار نکنند که اين موضوع نيز ارزشي ندارد. سنتهايي که به حاشيه رفته استسنتهايي در گذشته بين خانوادهها وجود داشته است که اکنون مورد بي توجهي يا کم توجهي قرار گرفته است و از آن جمله ميتوان به صله رحماشاره کرد که شايد از تبعات فقدان آن بتوان به بيحوصلگي افراد و تنها بودن آنها اشاره کرد. کمي که توجه ميکنيم ميبينيم که در گذشته ميزان ارتباط افراد با يکديگر بسيار زياد بوده است. مهمانيهاي هفتگي و گاه ماهانه که اکنون در خانوادههاي امروزي جاي خود را به تفريح و سرگرميهاي فردي از جمله تماشاي فيلم، ماهواره، گفت و گوي اينترنتي و... داده است، مشکلي است که همه خانوادهها با آن دست به گريبان هستند. افراد کمتر فرصت پيدا ميکنند اوقاتشان را با هم سپري کنند. مشغله کاري از سوي ديگر سبب دور بودن افراد از هم شده است و زماني را هم که اعضاي خانواده به يکديگر ميرسند، فرصت باقي مانده را به دليل خستگي روزانه، نميتوانند به طرزي مطلوب شکل دهند و از آن استفاده درستي ببرند. مهمانيهاي بي تکلف گذشته، امروزه تبديل به مهمانيهاي آنچناني شده است که شايد برخي افراد طي برگزاري آن به خريد لباس و مخلفات بسيار براي تزئين سفره غذا اقدام ميکنند. دکتر فدايي در اين باره اظهار ميکند: گاهي شرايط زندگي جديد اقتضا ميکند که علاوه بر مرد، زن نيز اوقات طولاني را خارج از منزل بگذراند. بنابراين بايد توجه کنند که چطور زمان را مديريت کنند. اينکه بخواهند زمان بودن در کنار يکديگر را هم به تماشاي تلويزيون بگذرانند، مشکلي را در اين رابطه حل نميکند. در اين حالت افراد از نظر فيزيکي در کنار هم هستند، ولي ارتباط ارگانيک با يکديگر ندارند. آنها بايد تعامل و تبادل فکر و ارتباط دو سويه و چند سويه داشته باشند. عشق و همبستگي از نيازهاي ضروري بشروي در ادامه سخنانش ميگويد: بهتر است که خانوادهها جداي از تماشاي دسته جمعي وسايل و رسانههاي گروهي، زماني را به خود اختصاص دهند. مديريت زمان است که به فرد کمک ميکند تا افراد سنتهاي ارزشمند گذشته را زنده نگه دارند. مثلاً ساعاتي را به ديدن افراد بزرگسال و دوستان اختصاص دهند و اين را جزو نيازهاي ضروري خانواده تلقي کنند. تـفريحاتي که به نيـازهاي فـردي نيز لطمه ميزنداين کارشناس با اشاره به نيازهاي اساسي انسان در طول زندگي ميافزايد: يکي از اين نيازها، احتياج به عشق و پيوستگي است و انسان تنها زماني احساس رضايت ميکند که بداند مورد علاقه ديگران است و خود نيز ديگران را دوست دارد. زندگي که افراد به صورت جمعي در آن زندگي ميکنند و به تفريحات فردي ميپردازند، مانند اينکه ساعاتي را به سرگرميهاي فردي اينترنت مشغول ميشوند، نه تنها نيازهاي فردي افراد را تأمين نميکند، بلکه به نيازهاي طبيعي فرد نيز لطمه ميزند.به گفته دکتر فدايي، اگر سلسله مراتب نيازهاي طبيعي انسان را ارزيابي کنيم، ميبينيم که نياز به آب و غذا و نيازهاي فيزيولوژي و حس امنيت و دوري از خطر، يک موضوع فطري است و افراد نياز دارند احساس کنند که جزو گروهي هستند که مورد محبت قرار ميگيرند. بنابراين نياز به عشق و پيوستگي از ديگر نيازهاست و اگر تمام نيازهاي مادي انسان برطرف شود، تا زماني که نفهمند مورد عشق و علاقه ديگران هستند، به جايي تعلق دارند و خودشان نيز قادر به دوست داشتن ديگران هستند، احساس آرامش و رضايت خاطر نميکنند. از اين رو دوستي بين افراد خانواده، همکاران و خويشان، از ضروريات طبيعت بشري است که چون خداوند انسان را اجتماعي آفريده است، اين نياز نيز بايد در او برآورده شود. آموزش استفاده از اوقات فراغت به کودکانشايد بد نباشد که خانواده به عنوان يک حلقه مديريتي، برنامهريزي درستي داشته باشد که در آن افراد يک يا چند خانواده با گذران اوقاتشان در بيرون از منزل، به تفريح و سرگرمي بپردازند. بازيهاي دسته جمعي ميتواند جزئي از اينگونه برنامهها باشد. اين کارشناس با اشاره به احياي سنتهاي گذشتگان، بدون اينکه دچار ابتذال شود، پيشنهاد ميدهد: در اين باره خانوادهها بايد از ابتدا شادي و رضايتي را که از ارتباط خانوادگي به وجود ميآيد، براي فرزندان به صورت عملي نشان دهند. يعني زماني که با ساير افراد خانواده و دوستان سپري ميکنند، اوقاتي پر از صميميت، همدلي، همزباني را براي فرزندان تداعي کنند که در چنين اوقاتي کارهايي انجام شود که به توانمندي فکري و عاطفي کودک نيز بيفزايد. اينکه دور هم بنشينند و مسائل روزمره را تکرار کنند، مسئلهاي را حل نميکند. وي اظهار ميکند: در خانوادههايي که ارتباط مطلوب وجود دارد، بهتر است کارها و بازيهايي انجام شود که با سن کودک متناسب است و ارتباط بين کودک و والدين را بيشتر ميکند. مثلاً در برخي از اين خانوادهها شعري از شاهنامه خوانده يا فال حافظ گرفته ميشود، بخشها و حکمتهايي از نهجالبلاغه توسط بزرگ خانواده گفته و تفسير ميشود و کودکان هم مطلب ميآموزند و از حضور در کنار بزرگترها احساس غرور ميکنند؛ چون با آنها مانند بزرگترها رفتار ميشود و اين اوقات تداعي کننده خاطرات مثبتي براي همه افراد است. در اين صورت علاوه بر ايجاد محبت در کودکان، تبادل و داد و ستد عاطفي بين افراد برقرار ميشود تا در کنار محبت، از اندوختههاي ذهني يکديگر نيز بهره ببرند.