این شیعه یا ملت ایران نیستند که بحرین را کربلا میخوانند. این نخستوزیر ترکیه است که از تکرار حادثه کربلا در بحرین نگران است. لذا با عرض پوزش از خوانندگان محترم و مسئولان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، این وجیزه را فارغ از عرف دیپلماسی حاکم بر روابط بینالملل که دلها را خسته و قلبها را میمیراند، مینویسم. وقتی سخن از خروج از عرف حاکم میرانیم بدین معنی است که امروز حادثه بحرین را حادثهای در داخل یک کشور- ملت یا دولت- ملت ندانیم. این ما نیستیم که اینگونه فکر میکنیم بلکه این حکام وابسته منطقه هستند که با گسیل سرباز به کشور دیگر این عرف را شکسته و مردم را قتل عام میکنند.دوگانگی عریان غرب امروز قلب مسلمانان را آزرده است.
امروز حاکم لیبی به جهت کشتن ملت خویش مورد سرزنش و تنفر است. اما ملت بحرین را سربازان کشوری دیگر میکشند و هیچ صدایی و گردی از نهادهای به اصطلاح بینالمللی بلند نمیشود. بنابراین امروز مسئله بحرین را باید فراتر از عرف حاکم بر روابط بینالملل بدانیم و تحلیل نماییم. همانگونه که دشمنان نیز چنین کردند. امروز بحرین صحنه تقابل دو ایدئولوژی است. اسلامی که رجب طیب اردوغان از آن به عنوان اسلام کربلایی نام میبرد امروز در مقابل وهابیگری در بحرین صف کشیده است. امروز علامه حلی در مقابل ابن تیمیه و محقق کرکی در مقابل محمد ابن عبدالوهاب صف کشیدهاند، امروز وهابیت به کمک اقلیت حاکم در بحرین شتافتهاند تا فریاد «لبیک یا حسین» ناوگان امریکا در بحرین را به دریا نریزد. امروز آل سعود همان خاطره خونین حج 1366 را در منامه تکرار میکند تا اسلام اهل بیت نورانیت خود را بر قلبهای زجر کشیده انسان معاصر نتاباند. امروز همان شمشیرهایی که زیر لباس دروغین احرام در مکه به دنبال قتل اباعبدالله بودند، سربرآوردهاند. امروز همان تاریخ در حال تکرار است. این سادهاندیشی است که گمان کنیم که ورود نظامی عربستان و امارات به بحرین به خاطر حمایت از یک حاکمیت استبدادی است که اگر این بود با یک تغییر در مهرههای بازی توسط غرب، مسئله را حل میکردند. بلکه امروز از نورانیت و ممزوح شدن ثقل اکبر و ثقل کبیر در بحرین وحشت دارند. وقتی فریاد «لبیک یا حسین» و «هیهات منا الذله» در آسمان منامه پیچید و وقتی روحانیت آزاده محور قیام مردم بحرین شدند، قلب وهابیت لرزید و برای خاموش کردن این شعله نورانی به عریانترین شکل ممکن که اعزام نیروی نظامی برای مقابله با ملت یک کشور دیگر که از قضا غیرمسلح است، اقدام کردند. امروز بحرین صحنه کربلاست که یزیدیان با همه تجهیزات به میدان آمدهاند و ملت مظلوم بحرین در یک جزیره بیپناه ماندهاند و هیچ راهی جز کشته شدن ندارند. امروز ایدئولوژی محمد ابن عبدالوهاب برای کشیدن ماشه اسلحه در بحرین پرانگیزه است چرا که اگر امروز نکشند فردا قیام فرزندان اهل بیت و روح الله به شرق عربستان نیز خواهد رسید و آرزوی امام که «انشاءلله روزی به مسجد الحرام وارد خواهیم شد و پرده کعبه را که توسط حاکمان نجس آل سعود آلوده شده است را با اشک چشم خویش شستوشو خواهیم نمود» محقق خواهد شد. بنابراین نگرانی امروز غرب و عمال وابستهاش در منطقه حمایت از استمرار یک حکومت وابسته نیست. آنان نگران فردایی هستند که زلزله 1979 میلادی مجدد به کابوس آنان تبدیل شود. توأم شدن نهضت عاشورا و نهضت انتظار از جوانان بحرینی اکسیری خواهد ساخت که زرق و برق کاخهای سفید و سرخ را به هم خواهد ریخت. به قول امام راحل «دور یا زود ملتهای آزاده جهان شاهد این خواهند بود». بنابراین باید به مردم بحرین گفت: همانگونه که صدام را برای خاموش کردن نور اسلام اهل بیت علم نمودند، امروز حکام سعودی را که دستشان به خون پیروان ابراهیم در 1366 آلوده است به مقابله با شما فرستادهاند. شما نیز این جمله امام را آویزه گوش خود کنید که «نهراسید که نمیهراسید، امروز بحرین کربلااست، حسینیان آماده باشند»