کد خبر: 441916
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۳
همه گزینه‌ها در مورد برخورد با رژیم قذافی روی میز قرار دارند. این سخن اولین واکنش رسمی‌دولتمردان کاخ سفید به سرکوب عریان مخالفین توسط دولت معمر قذافی بود. در روزهای بعد گرچه این سخنان به اشکال مختلف از سوی سناتورها و دیگر مقامات دیپلماتیک کاخ سفید تکرار شد اما اعزام دو ناو امریکایی به سواحل مدیترانه و همراهی انگلستان، کانادا، استرالیا، فرانسه و ایتالیا با این اقدام امریکا، پالس‌هایی از افزایش امکان دخالت نظامی‌در لیبی را به سطح افکار عمومی‌منطقه انتقال داد. همراهی این حرکت با تصویب قطعنامه 1970 شورای امنیت و قرار دادن لیبی زیر چتر فصل 7 منشور سازمان ملل متحد، خاطره تلخ سوءاستفاده مجدد دولتمردان امریکا از ابزار شورای امنیت آنچنانکه در سال 2003 در مورد عراق شاهدش بودیم را دوباره زنده کرده است.
تداوم رکود اقتصادی در امریکا، تلاش این کشور برای استفاده از دشمنی خارجی به منظور جلوگیری از اوج‌گیری بحران‌های داخلی، موقعیت خاص جغرافیایی لیبی، منابع نفتی عظیم، تلاش امریکا برای کسب اعتبار از دست رفته در منطقه به دنبال قیام‌های مردمی‌در خاورمیانه و شمال افریقا و از همه مهم‌تر اعمال مدیریت مؤثرتر بر این تحولات از دیگر عللی است که برخی از تحلیلگران را در مورد دخالت نظامی ‌در لیبی نگران کرده است.
اما باید دید که این نگرش تا چه حدی با واقعیات موجود همراهی دارد. گرچه امریکایی‌ها بارها اثبات کرده‌اند که در اخذ تصمیمات حساب شده به ویژه در زمان بحران ناتوانند. اما به نظر می‌رسد که با توجه به شرایط موجود امکان حمله فراگیر امریکا و متحدانش به منظور کنار گذاردن رژیم معمر قذافی چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. ناکامی ‌تجربه لشکرکشی به افغانستان و عراق به‌رغم صرف هزینه‌های کلان مادی و انسانی آن هم در شرایطی که جامعه امریکا با تشدید بحران‌های اقتصادی و اجتماعی مواجه است، قدرت مانور اوباما را در جهت سوق دادن افکار عمومی‌ امریکایی‌ها در جهت حمایت از ماجراجویی جدید محدود کرده است.
همراهی این ناکامی‌ها با زنده شدن خاطرات تلخ مردم امریکا از دخالت نظامی‌در سومالی بر عمق موانع حامیان دخالت نظامی‌در لیبی افزوده است. تسلیحات امریکایی که سال‌ها در اختیار لیبی قرار داده شده است از دیگر عوامل محدود کننده عملیات نظامی‌فراگیر امریکا علیه رژیم معمر قذافی است. وجود موشک‌های ضد هوایی غربی در انبارهای قذافی و تحریک احتمالی احساسات ملی‌گرایانه مردم این کشور در صورت حمله احتمالی غرب از مواردی نیستند که طراحان استراتژی‌های امریکا در منطقه بتوانند به سادگی از کنار آن عبور کنند.
علاوه بر این در سال‌های اخیر اعطای امتیازهای کلان نفتی از سوی قذافی به شرکت‌های امریکایی تا حدی انگیزه‌های اقتصادی این کشور را به نسبت عراق دوران صدام حسین برای دخالت نظامی ‌محدودتر کرده است. بنابراین در صورت حمله ای فراگیر به لیبی و سرنگونی قذافی، امریکایی‌ها مجبور به تقسیم برخی از امتیازات نفتی در میان متحدان خود هستند. در این صورت حتی امکان تحدید برخی از امتیازهای گذشته شرکت‌های امریکایی در بازی‌های سیاسی آینده وجود خواهد داشت. امریکایی‌ها می‌دانند که در صورت حمله نظامی‌به لیبی باید سهمی‌ را برای کشورهای قدرتمندی که حتی با این حمله همراهی نداشته‌اند در نظر بگیرند. در صدر این کشورها چین و روسیه قرار دارند.
از سوی دیگر فقدان وجود آلترناتیو قذافی در لیبی و امکان قدرت‌گیری حاکمیت اسلام گرایان در جامعه‌ای با ساختار‌های عمدتاً سنتی و اسلامی‌این کشور از جمله موانع دیگر پیش روی امریکایی‌ها در جهت حمله نظامی ‌به لیبی محسوب می‌گردد. این مهم با عنایت به تجربه قدرت گیری سیاستمداران متمایل به ایران در عراق و افغانستان بیش از پیش اوباما را نگران کرده است. بنابراین با لحاظ قرار دادن این موارد و تعداد نسبتاً اندک ناوهای اعزامی ‌از سوی امریکا و متحدانش به سواحل لیبی به‌ رغم تبلیغات سنگین رسانه‌ای نشان دهنده نیات دیگری در ذهن امریکایی‌هاست.
بنابراین آنچه امروز برای امریکایی‌ها حیاتی می‌نماید حفظ اعتبار از دسته رفته و تداوم ثبات صدور انرژی است. در این راهبرد به نظر می‌رسد که اعزام ناوهای غربی به منظور اثرگذاری بر اعتراضات مردمی‌ و حمایت از جریان‌های داخلی متمایل به غرب در جهت مدیریت تحولات آتی مورد توجه کاخ سفید قرار دارد. این مهم با عنایت به حمایت طولانی مدت امریکا از رژیم‌های اقتدارگرای منطقه این چرخش ظاهری را برای حفظ منافع بلند مدت الزامی‌کرده است.
در این راهبرد تبلیغات رسانه‌ای و احساس همدردی مقامات امریکایی با افکار عمومی ‌لیبی و دیگر کشورهای منطقه به منظور پاک کردن حافظه تاریخی مردم و نشان دادن حمایت امریکایی‌ها از قیام‌های مردم در صدر برنامه‌ها قرار گرفته است. شاید به علت همین رویکرد باشد که واژه نقض حقوق بشر در لیبی را در این روزها پس از سال‌ها سکوت رسانه‌ای توسط شبکه‌های امریکایی چون سی‌ان‌ان دوباره می‌شنویم. در شرایط فعلی مانور‌های سیاسی، نظامی ‌و رسانه‌ای، تلاش در جهت حفظ کوتاه مدت و میان مدت قذافی یا شاکله رژیم او حتی به صورت حاکمیت بر بخش‌هایی از لیبی، حفظ امنیت صدور نفت لیبی با چانه‌زنی و امتیاز‌گیری از دو طرف درگیر، کاهش شدت تنش با ایجاد احتمالی مناطق پرواز ممنوع و حملات محدود به سیستم ضد هوایی قذافی شاید تنها کارکردی است که حداقل در کوتاه مدت می‌توان از امریکایی‌ها انتظار داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار