علی رضائی- انتخاب روزهای خالی از مناسبت و علت به منظور برپایی آشوب در خیابانهای تهران، شگرد امروز فتنهگرانی است كه طبق شواهد برآمده از تجربیات تازه آنان، از خارج كشور اداره و طراحی میشود. طبق اسناد وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی، اینك ضدانقلاب است كه وارد دایره فتنه شده و اپوزیسیون داخلی و خارجی را برای حركت روی یك خط واحد، هدایت میكند. بیتردید محیطی كه در این شرایط میتواند به عنوان نقطه وصل و محل رجوع آنان برای همفكری و برنامهریزی تلقی شود، شبكههای اجتماعی مجازی است كه از هر منطقهای در دنیا میتوان فقط با چند كلیك و ورود به فضای اینترنت و ماهواره، فاصلهها را درنوردید. سرعت انتقال و دریافت اطلاعات در فضای سایبر به قدری است كه این امكان در مراحل مختلف موجب شده تا اصحاب داخلی و خارجی فتنه، دقت را فدای سرعت كنند.هماهنگسازی آنلاینرسانه از مهمترین ابزارهای امریكا و سایر دشمنان در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی است كه تا امروز بیشترین مبالغ را نیز به خود اختصاص داده است. تصویب بودجه 55 میلیون دلاری در بودجه سال گذشته ایالات متحده امریكا كه برای تقویت شبكههای رسانهای و مجازی علیه ایران به ابلاغ اوباما نیز رسید از جمله شواهدی است كه در كنار هزاران سند دیگر، شلیك رسانهای و سایبری نظام سلطه به سمت ایران را اثبات میكند. اظهار نظر شفاف وزیر امور خارجه امریكا در مؤسسه نیوزیوم كه به چاپ روزنامه امریكایی وال استریت ژورنال رسید نیز گویای حقیقتی است كه هیلاری كلینتون آن را اینگونه ابراز میدارد:«جنبش سبز با كمك توئیتر، مؤثرتر از تحریمها برای براندازی ایران است؛ در ایران هماهنگسازی آنلاین، ابزاری مهم برای پیشبرد دموكراسی است و شهروندان این كشورها را قادر میسازد تا به نتایج مشكوك انتخابات در كشورهایشان اعتراض كنند.»شبكهسازی اغتشاشگرانبرنامهریزی برای شبكهسازی اغتشاشگران و كنار هم قرار دادن نیروهای معترض، معارض و منافق كه عمده این فعالیت از مسیر ماهواره و سایبر محقق میشود، موضوعی است كه از سالها پیش در دستور كار امریكا بوده است. حجتالاسلام حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در این باره معتقد است:«امریكا شبكهسازیهایی را از سالها قبل در ایران در نظر داشت و برای ورود به جریان فتنه و استفاده از بستر انتخابات، زیرساختهای خود را آماده كرده و برای سازماندهی اغتشاشات برنامهریزی كردند.»فقدان برگه اعتباردر شرایط فعلی اگرچه سران داخلی و خارجی فتنه روی یك محور حركتی تلاش دارند تا شبكهسازی خود را بسیار قوی جلوه دهند، اما شكستهای پی در پی آنان در طراحیهای اخیر كه مبتنی بر اردوكشی خیابانی بود، این سؤال را برای بسیاری به وجود میآورد كه فتنه اینك تا چه اندازه از سرمایه اجتماعی برخوردار است و شبكه اجتماعی كه سنگ آن را بر سینه میزنند، واقعیت است یا لایه تازهای از توهم رسوب كردهشان؟ با كمی تحقیق در زمینه شبكهها و سرمایههای اجتماعی به حقایقی میتوان دست یافت كه پاسخگوی سؤال اخیر باشد. یكی از موارد اولیهای كه در شكلگیری یك شبكه اجتماعی مستحكم دخیل است، «كاستن از خودخواهیها» و «ارتقای سطح همكاریها» است. حال آنكه قیاس این حقیقت با اوضاع شبكههای به ظاهر اجتماعی فتنه، تصویری وارونه را نشان میدهد. مهمترین این وارونگیها گرچه در ساختار پیش برنده فتنه و در حلقه اول فتنهگران دیده میشود ولی اگر به برخی از سایتهای اینترنتی نظیر بالاترین، توئیتر و فیس بوك كه از سوی سران خارجی فتنه بسیار از آنها حمایت میشود، نگاهی بیندازیم این موضوع روشنتر میشود. از سوی دیگر «اعتماد متقابل» به عنوان عنصر اصلی سرمایه اجتماعی كه در شبكههای اجتماعی در سه محور تكلیف، اعتماد و انتظار تعقیب میشود، امر مهمی است كه اگر بخواهیم درجه كیفی آن را در بدنه شبكه اجتماعی فتنه بسنجیم، میتوان شدت یا ضعف انعكاس فراخوان حلقه اول فتنه برای راهپیمایی در روزهای 25 بهمن، یكم، پنجم و دهم اسفند را در عمل ساختارشكنان سنجید. سستی افراد منتسب به شبكههای اجتماعی فتنه برای حضور در این راهپیماییهای غیرقانونی در یك آمار صحیح میتواند نشانگر كمربند زنگ زدهای باشد كه حركت روی آن بر اساس احساس تكلیف نیست، زیرا اعتمادی نسبت به سرشاخههای داخلی و خارجی نیست. عدم واكنش اتاقهای فكر فتنه در برابر بیمحلی ساختارشكنان موسوم به جنبش سبز نیز حاكی از آن است كه از ابتدا هیچ انتظاری برای تحقق یك تحرك جدی نداشتهاند. این یعنی یك برگه اعتبار كه البته سفید و بیمهر و امضا میان حلقههای مختلف اغتشاشگران، سرگردان است!منشأ سرمایه اجتماعی«دین»، «تجارب تاریخی» و «سنت» از گزینههایی است كه در علم جامعهشناسی به عنوان منشأ سرمایه اجتماعی از آن یاد میشود. حال بنگریم جلوه این موارد را در میان حامیان واقعی و مجازی یا ماهوارهای فتنه. دین سبز، دینی كه لائیك ها، همجنس بازان، منافقین، سلطنتطلبان و بهاییها به آن اعتقاد دارند و درون آن دایره میگنجند، مهمترین موضوعی بود كه پس از روشنگریها، بسیاری از حامیان موسوی از اعتقاد به چنین دینی اعلام برائت كردند و این جداییها و ریزشهای فتنه بود كه عملاً راه را برای ایجاد سرمایه قوی اجتماعی فتنه بست. البته در ادامه مسیر، استفاده از تجارب عاریتی و سنت گریزی سران فتنه نیز عاملی بود كه بر موانع تحقق یك شبكه اجتماعی قوی افزود. با این اوضاع تنها فعالیتی كه امروز برای طیف چندپاره فتنه باقی مانده، هیاهو در فضای مجازی و ماهواره با پولهای خارجی است. صدور دستور از خارج كشور در این روزها برای اغتشاش و آشوب در كشور در حالی كه سرمایه اجتماعی داخلی برای فتنه باقی نمانده است، نشان میدهد كه غبارها در حال كنار رفتن است و فتنة پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در حال بازگشت به خاستگاه و پناهگاه اصلی و اولیه خود در خارج از كشور است؛ پناهگاهی كه نظام سلطه و حاكمان آن خصوصاً امریكا، اسرائیل و انگلیس پایههای آن را قوام بخشیدهاند.