
محمد صادق زمانی- شاید یکی از متفاوت ترین و پرماجراترین گفت و گوهای رسانه ایم همین گفت و گو باشد که شروع به خواندنش کرده اید؛ مصاحبه با «دیوید جان رو» قدیم و «داود رضا»ی جدید، سرمربی انگلیسی تیم ملی بیلیارد ایران.البته نام این تیم ملی هم قدیم و جدید دارد! اسم قدیمش تیم ملی بیلیارد ایران بوده و نام جدیدش تیم ملی بولینگ و کیت اسپرت ایران است و این قابلیت را دارد که 32 مدال برای ایران به ارمغان بیاورد. «دیوید جان رو» جذابیت های زیادی داشت تا برای گفت و گو با او اصرار داشته باشم: قهرمان اسنوکر جهان، سرمربی تیم ملی بیلیارد ایران، یک شهروند اصیل انگلیسی و مهم تر از همه، یک مسیحی مسلمان شده. همه این ها دلیلی شد برای آن که تلاش کنیم تا نخستین روزنامه ای که با دیوید جان رو گفت و گو می کند روزنامه جوان باشد.
بیست و ششم مهرماه بود که خبر مسلمان شدن «دیوید جان رو» منتشر شد و مورد استقبال رسانه های داخلی و خارجی قرار گرفت. او در حضور حجت الاسلام سیدرضا تقوی رئیس ستاد ائمه جمعه و جماعات کشور تشرفش به دین اسلام و مذهب شیعه را علنی کرد. معمولاً بسیاری از افرادی که از ادیان دیگر به دین اسلام مشرف می شوند از سر رعایت مسائل امنیتی و مشکلاتی که ممکن است در کشورهای شان برای آنها پیش بیاید، مسلمان شدنشان را رسانه ای نمی کنند اما «دیوید جان رو» جزء این اکثریت نیست و حساسیت خاصی در مورد رسانه ای شدن این موضوع ندارد. برای گفت و گو با او دو هفته ای را به اجبار صبوری پیشه کردیم و این اجبار ناشی از سفر او به خارج از کشور- پس از اعلام پذیرش اسلام- و مشغله اش در سمت مربیگری تیم ملی بیلیارد بود.
یک ساعت و 45 دقیقه انتظار در ترافیک!
محل انجام مصاحبه ورزشگاه آزادی بود؛ آن هم در روز و ساعتی که دو تیم پیروزی و استیل آذین در این ورزشگاه مسابقه داشتند و دقیقاً گفت و گوی ما با دیوید زمانی شروع می شد که سوت داور برای اعلام پایان مسابقه به صدا در می آمد؛ یعنی ساعت 19 و 30 دقیقه. این شد که از ترس دیر رسیدن، ساعت 17 و 50 دقیقه از خیابان شهید مطهری عازم شدیم اما ترافیک به قدری سنگین بود که یک ساعت و 45 دقیقه از وقتمان را بلعید! ساعت 19 و 35 دقیقه بود که وارد ورزشگاه شدیم.
30 دقیقه جستجو برای پیدا کردن دیوید
این همه انتظار در ترافیک بس نبود، 30 دقیقه دیگر هم از وقت ما برای پیدا کردن محل دیدار با دیوید صرف شد! در ورزشگاه به آن بزرگی حتی نگهبان ها هم حس و حال یک راهنمایی درست و حسابی برای پیدا کردن آدرس را نداشتند!
آمار تلفات: یک عکاس مجروح!
گفت و گوی اختصاصی بدون عکس اختصاصی برای یک روزنامه شبیه به چای بدون قند است. به دلیل مشغله گروه عکس روزنامه در نمایشگاه مطبوعات، به ناچار از یک دوست عکاس خواستیم خودش را به محل انجام مصاحبه برساند. اما او هیچ وقت نرسید چون در طول مسیر، موتورسیکلتش با یک خودرو تصادف کرد و مجروح شد. به ناچار دست به دامان دوربین گوشی همراه شدیم که آن هم به دوقطعه بیشتر قد نداد! شارژ باتری گوشی تمام شد. با گوشی خاموش هم حتی حرفه ای ترین عکاس ها نمی توانند عکس بگیرند. با جمله «آقای داوود رضا به اسلام خوش آمدید»، گفت و گو را آغاز کردیم.
آقای داود رضا! کمی از خودتان برای ما بگویید؛ تولد، تحصیلات، خانواده و هر چیز دیگری که معرف شما باشد.
متولد 1965 هستم و زادگاهم ناتینگهام است. مدرک تحصیلی دیپلم دارم و بعد از این که درس را رها کردم از سن 15 سالگی وارد رشته ورزشی اسنوکر شدم. 19 سالم بود که عنوان قهرمانی جهان آماتورها را در رشته اسنوکر به دست آوردم. بعدش، وارد اسنوکرهای حرفه ای اشدم و الان 25 سال است که این ورزش را در رده حرفه ای ها انجام می دهم. در حال حاضر 45 ساله و مجرد هستم.
دقیقاً چه زمانی جرقه مسلمان شدن در ذهن و فکر شما زده شد؟
زمانی که در امارات مربی بودم با دو بازیکن بیلیارد که مسلمان بودند در مورد دین اسلام خیلی بحث کردم. یک بازیکن اروپایی و حرفه ای دیگر در بیلیارد بود که او هم مسلمان شده بود و برایم خیلی چیزها درباره این دین آسمانی گفت. جرقه پذیرفتن اسلام و مذهب شیعه زمانی در ذهنم زده شد که به همراه اعضای فدراسیون بیلیارد ایران به شهر مشهد رفته بودیم. حس خاص و عجیبی مرا تشویق کرد که از بارگاه امام رضا(ع) دیدن کنم. از دوستان خواستم مرا با خود به حرم ببرند. وقتی وارد محوطه حرم شدم و مردم را دیدم که با چه آرامش و ایمانی راه می رفتند، دعا می خواندند، گریه می کردند در برابر ضریح مشغول دعا می شدند حالم منقلب شد. احساس کردم یک قدرت غیرزمینی حالم را دگرگون کرده. در کنار این موضوع، علاقه من به فرهنگ و آداب مردم ایران هم در تشویق من به پذیرش دین اسلام و مذهب شیعه تأثیر زیادی داشته.
از چه چیز فرهنگ مردم ایران خوش تان آمده؟
من در مورد نهاد خانواده در ایران خیلی حرف های مثبتی شنیده بودم. وقتی خودم به ایران آمدم و روابط زیبا، تنگاتنگ و عاطفی خانواده ها را با یکدیگر دیدم احساس خیلی خوبی به من دست داد. میهمان نوازی و خونگرمی ایرانی ها هم یکی دیگر از چیزهایی است که خیلی دوست دارم.
اولین فرد مسلمانی که دیدید چه کسی بود؟ رفتارش چه طوری بود؟
در شهر محل زندگی ام در انگلستان دوستی داشتم که با دیگران یک تفاوت محسوس داشت و آن این که او فرد بسیار منظمی بود، آداب و برنامه های دینی و مذهبی اش را سر وقت انجام می داد و به آن ها پایبند و معتقد بود. او اولین مسلمانی بود که دیدم.
خدایی که دین اسلام توصیفش را کرده با خدایی که مسیحیت یا سایر ادیان به تصویر کشیده اند چه تفاوت هایی دارد؟
من بیشتر ساعات زندگی ام را در ورزش گذرانده ام و وقت چندانی برای تحقیقات گسترده در این باره نداشته ام. قلب من، احساس من و رفتارهای خوبی که مسلمان ها با خودشان و با من داشتند بیشتر راهنمای من به پذیرش اسلام بوده تا بحث های سنگین و طاقت فرسای فلسفی!
کدام یک از شخصیت های جهان اسلام را می شناسید؟
از ورزشکاران مسلمان محمد علی کلی قهرمان بوکس جهان را می شناسم. اما من به جای آن که بخواهم درگیر این مسائل باشم دوست دارم خودم اسلام را بشناسم.
آقای داود رضا! در باور جدید و دین تازه ای که انتخاب کرده اید چقدر جدی هستید؟ هستند افرادی که تشریفاتی و ظاهری یک دین را می پذیرند؛ شما که جزو این دسته نیستید، هستید؟ از طرفی، دین اسلام در عین آن که یک دین ساده است اما مناسک و آدابی دارد که انجام آن بر یک مسلمان واجب است؛ مثل نماز، روزه، حج، پرداخت یک پنجم مازاد درآمد سالیانه به عنوان خمس و آداب دیگر.
در حال حاضر شهادتین را گفته ام، نام دوازده امام شیعیان را حفظ کرده ام و تا اندازه ای هم قرآن کریم را خوانده ام. ولی باید بگویم که می خواهم در پایبندی به دین اسلام و مذهب شیعه جدی باشم. من جزو آدم هایی هستم که اگر کاری را شروع کنم تا آخرش می روم.
گفتید که می خواهید تا آخرش بروید؛ آخر اسلام برای شما کجاست؟ چه نقطه ای است؟
آخر اسلام برای من «یک انسان بهتر شدن و یک آدم خوب تر بودن» است. از زمانی که اسلام را پذیرفته ام احساس می کنم آدم بهتری شده ام. ارامش خیلی زیادی بر من حاکم شده و این برای من بسیار با ارزش است.
وقتی در انگلستان تصمیم تان را برای مسلمان شدن با دیگران در میان گذاشتید آیا کسی یا کسانی بودند که از شما بخواهند این کار را انجام ندهید؟
نه هیچ کس مرا از این تصمیم منع نکرد. با چند نفر این موضوع را در میان گذاشتم و همه آن ها به دیدگاهم احترام گذاشتند.
به جز قرآن کریم، چه کتاب ها یا مقالات دیگری را درباره اسلام و تشیع مطالعه کرده اید؟
فعلا کتاب یا مقاله خاصی را به دلیل مشغله های کاری وقت نکرده ام مطالعه کنم ولی کتاب های زیادی خریده ام و می خواهم همه را بخوانم. نهج البلاغه یکی از این کتاب هاست. آقای تقوی(رئیس ستاد ائمه جمعه و جماعات) هم کتابی به من داده با عنوان «ورزش در اسلام».
آقای داود رضا! شاه کلید رسیدن یک اجتماع انسانی به خوشبختی را چه چیزی می دانید؟
اسلام می گوید که انسان ها با هم خوب باشند و با خوش رویی با همدیگر برخورد کنند. به نظر من، رمز رسیدن یک جامعه به سعادت، همین است:« خوب بودن و خوش اخلاقی کردن».
قصد سفر به کربلا و زیارت حرم امام حسین(ع) را حتماً دارید؛ فکر می کنید کی بتوانید به آنجا سفر کنید؟
بله؛ خیلی دوست دارم و به محض آرام شدن اوضاع در عراق به کربلا می روم. در حال حاضر سفر به عراق خطرناک است.
اسلام تأکید بسیار زیادی بر ازدواج دارد. شما هم اکنون یک مسلمان هستید؛ فعلا قصد تشکیل خانواده ندارید؟ همسرتان را از ایران انتخاب می کنید یا انگلستان؟
فعلا نه؛ ولی به محض فراهم شرایط شدن شرایط ازدواج می کنم. ایران را دوست دارم ولی هنوز به اینکه از ایران زن بگیرم فکر نکرده ام.
در طول اقامت در ایران و گردش در تهران چه رفتاری از شهروندان تهرانی دیده اید که برایتان سئوال برانگیز و ناخوشایند بوده؟
تهران شهر قشنگی است اما نوع رانندگی بعضی ها و بی احتیاطی آن ها برایم جای سئوال دارد.