
حبیب ترکاشوند-در خبرها آمده بود که هفته گذشته، نسخه فارسی زبان «یورونیوز» نیز به جمع شبکههای ماهوارهای پیوست تا تمام فارسیزبانان ایران و سایر نقاط جهان را پوشش خبری داده و تحولات جهانی را از «دریچه غرب» به خورد آنان بدهد. حلقه تکمیلکننده زنجیرهای از شبکههای فارسی زبان
افتتاح این شبکه را باید حلقه تکمیلکننده زنجیرهای از شبکههای فارسی زبان دانست که طی یکی دو سال اخیر با تجهیز کامل غرب، ذهن مخاطبان فارسیزبان را هدف قرار دادهاند. شبکههایی چون فارسیوان (نیوز کورپوریشن آمریکا)، شبکههای جم (انگلستان)، تیوی پرشیا (آلمان)، و بی.بی.سی فارسی (انگلستان). برخی از این شبکهها ظاهرا رویکرد غیر سیاسی و بیشتر سرگرمی را دارند اما با بررسی دقیق تر محتوای برنامههای فرهنگی آنان در مییابیم که سیر حرکتی تمامی این شبکههای زنجیرهای که احتمالا از این پس بیشتر نیز خواهند شد، هدف قرار دادن فرهنگ و باورهای اجتماعی ایران و تمامی فارسیزبانان جهان است تا بتوانند در یک پروسه برنامهریزی شده، استحاله فرهنگی اجتماع ایرانی و خصوصا نسل جوان را عینیت بخشند.چهار هدف جنگ نرم
استکبارستیزی و مخالفت انقلاب با نمادها و ماهیت مکتب لیبرالی و همچنین سیطره یکجانبه فرهنگ غربی بر جهان را شاید بتوان دلیل اصلی مخالفت غرب با انقلاب اسلامی دانست. این انقلاب با ایجاد موج بیداری در ملل جهان توانست در فاصله بسیار کوتاهی با یک «دیپلماسی عمومی فعال» افکار عمومی جوامع را از آن خود کند و غالبیت لیبرال دموکراسی غربی را با یک چالش بزرگ مواجه سازد.
همانگونه که میدانیم بر خلاف جنگ سخت که دشمن بدنبال «فتح خاکریزها و خاک کشور» است، در جنگ نرم این «باورها، افکار، رفتارها و ساختار» های یک نظام سیاسی هستند که مورد تهاجم همه جانبه قرار میگیرد. تجربه 32 ساله کشورهای غربی در قبال ایران اسلامی آنان را به این نتیجه رسانده است که با شدت بخشیدن به فشارهای مستقیم خود علیه نظام اسلامی همچون فشار سیاسی و نظامی، تحریم اقتصادی وغیره، نه تنها ملت ایران از نظام جدا نخواهد شد بلکه در هنگام احساس خطر انسجام، ایثار ، حس مسئولیت پذیری آنان در قبال کشور و وطنشان چند برابر خواهد شد.تاکتیک اندلسی به جای انقلاب رنگی سریعالسیر
آنها حتی با مشاهده ساختار کنونی اجتماع ایرانی، بر خلاف جمهوریهای شوروی سابق و اروپای شرقی امید چندانی به انقلاب رنگی (حداقل در کوتاه مدت) ندارند بلکه تراژدی بلندمدت را برای خود در نظر گرفتهاند. در این پروسه «تاکتیک بروز شده اندلس» که روزگاری نماینده تمدن پرشکوه اسلامی در مرکز اروپا بود را مورد لحاظ قرار دادهاند. تاکتیک اندلس تغییر باور نسل جوان و استحاله فرهنگی آنان بود تا در مرحله بعدی این جوانان استحاله شده که آیندهسازان اجتماع هستند خود به خود با تمایلی که به ارزشهای غربی دارند در خدمت اهداف جنگ نرم غرب و آمریکا درآیند. در جریان استحاله خاصیتزدایی از تفکر انقلابی مورد نظر است که به تغییر رفتار نظام و جامعه منجر شود. فرآیند استحاله عمدتا دربسترهای فکری و فرهنگی محقق میشود و در این فضا دشمن تلاش میکند تا براندیشه افراد و خصوصا نخبگان و نسل جوان جامعه تاثیر بگذارد. آنان در حقیقت به دنبال این هستند که با ایجاد تغییر در موازنه قدرت، وزنه تفکرات التقاطی و لیبرالی را نسبت به اسلام ناب و انقلاب در جامعه ایرانی و شیعی سنگین سازند. برای شاهد مدعای فوق باید به سخنان جوزف نای، نظریهپرداز کهنه کار آمریکا در جلسه «قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در قرن 21 » که اواخر خردادماه گذشته در انگلیس تشکیل شده بود، اشاره کرد که وی ضمن رد امکان حمله نظامی به ایران توسط غرب، دیپلماسی عمومی و جنگ نرم در قبال ایران را مورد تأکید قرار داده و گفته بود: «برخی این طور مطرح میکنند که با قدرت نرم ما هرگز نخواهیم توانست ایران را تسلیم خواستههای خود کنیم و این امر بدلیل اختلافات فرهنگی ما با ایران است. ممکن است این حرف تا حدودی صحت داشته باشد اما باید توجه داشته باشید که شما میتوانید با استفاده از قدرت نرم، نسل جوان ایرانی را به طور کامل به سمت خود جذب کنید و از این طریق خواستههای خود را مطرح کنید. در حقیقت این استدلال که قدرت نرم یک تئوری غربی است که تنها در غرب کاربرد دارد و فاصلههای فرهنگی در این میان مانع ایجاد میکند، صحت ندارد »
غرب به دنبال این است که پس از تحقق پروژه استحاله جامعه، اهداف بعدی خود را که به ترتیب بیثباتسازی و مرجله بعد براندازی است را با کمترین هزینه و بدون کوچکترین جنگ سختی عینیت بخشد.اقتباس از تجربه بی بی سی فارسی
هرچند سایتها و رسانههای مختلف طی سالیان گذشته علیه ایران اسلامی مشغول به فعالیت بودهاند اما از آنجا که اکثریت آنان با ساختار اجتماع ایران و یا متدولوژی انقلاب اسلامی آشنایی کامل نداشتند، در فهم قضایا و پیچیدگیهای حوادث سردرگم میشدند. نهایت استفاده آنان از ایرانیان، کسانی بودند که پس از پیروزی انقلاب اسلامی خاک ایران را به مقصد فرنگ یا امریکا ترک کرده بودند.
این افراد گرچه با فرهنگ ایرانیان آشنایی داشتند اما بخاطر اینکه در فضای جمهوری اسلامی نفس نکشیده بودند و با مولفههای قدرت این نظام نوپا که سابقهای نه در ایران و نه درهیچ جای جهان نداشت آشنا نبودند، نمیتوانستند مشاوران خوبی برای مدیران رسانه های غربی باشند. اما بی بی سی فارسی بر خلاف آنان تلاش نمود نیروهای فکری و خبری خود را از میان کسانی انتخاب کند که انقلاب را بشناسند. جوانانی که در رسانههای همین کشور قلم زده و با ساختار سیاسی و فرهنگی نظام آشنا بودند. اما تفکرات آنان التقاطی و اصلاحطلبانه است و جذابیتهای ظاهری فرهنگ غرب برای آنان بیش از منافع ملی کشورشان ارزش دارد. اینگونه بود که جمعی از زبده ترین خبرنگاران اصلاح طلب دو سال پیش راهی انگلستان شدند تا در خدمت بنگاه خبرپراکنی پیر استعمار درآیند.
گزارشهای هدفدار بی بی سی فارسی به جای نگاه سلبی بقیه رسانهها در حوزههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دفاع مقدس که تاکنون رسانههای غربی چنین ورودی به مباحث نداشتند از نتایج حضور ژورنالیستهای اصلاحطلب در این رسانه انگلیسی است.
برهمین اساس و با الگو قرار دادن تکنیک بی بی سی، شبکه یورونیوز نیز برای راهاندازی خود از 17 خبرنگار فارسیزبان استفاده کرده تا بتواند ضمن اینکه محتوای سرویسهای خبری این رسانه را فراهم آورده، تاثیرگذاری لازم را داشته باشند. گزارشها نشان میدهد که این شبکه فارسی زبان در نظر دارد تا 126میلیون نفر مخاطب فارسی زبان در سراسر جهان از جمله ایران، افغانستان و تاجکستان را جذب کند.دو راهبرد خارجی و داخلی
بررسی رفتار چند ساله کشورهای غربی حاکی از ان است که این کشورها دو راهبرد خارجی و داخلی برای ایران متصورند. در راهبرد خارجی با بهرهگیری از استراتژی ایرانهراسی، به بهانههایی چون پرونده هستهای، موضوع حقوق بشرو غیره «انزوای بینالمللی» را برای ایران رقم بزند.
اما در راهبرد داخلی نزدیک کردن نگاه جامعه ایرانی به ارزشهای جامعه غربی است و با این حربه و با ایجاد گفتمان دوگانه در درون حاکمیت نظام اسلامی، ناکامی 32 ساله خود را درقبال نظام اسلامی جبران سازد.