در روزهای اخیر صحن علنی مجمع عمومی سازمان ملل شاهد رخدادی بود که به سرعت خبر آن در سطح رسانهها فراگیر شد. فراگیری خبر از آن جهت بود که در اقدامی کمسابقه 187 کشور از 192 کشور عضو سازمان ملل متحد با رأی مثبت به قطعنامه لغو تحریمهای یکجانبه امریکا علیه کوبا، خواستار پایان یافتن تحریمهای یکجانبه امریکا علیه این کشور شدند.
البته کمسابقه از این جهت که قطعنامه امسال اوج مخالفت با یکجانبهگرایی امریکا بود وگرنه سابقه مخالفت جامعه جهانی با تحریمهای یکجانبه امریکا علیه کوبا اکنون 18 سال است که ادامه دارد منتها در مقطع شروع این قطعنامه با آرای مثلاً 120 رأی مثبت به 148 رأی مثبت همراه بود اما در قطعنامه امسال حتی کشورهایی که از سالهای گذشته رأی ممتنع میدادند به تردیدهای خود پایان داده و به صف کشورهایی پیوستند که در دو دهه گذشته مخالفت خود را با سیاستهای یکجانبه امریکا ابراز داشتند. نکته جالب آنکه فقط امریکا و اسرائیل به قطعنامه رأی منفی دادند و سه جزیره پاکائو، میکرونزی و مارشال به آن رأی ممتنع دادند، بدین تربیب ملاحظه میشود بر صف یاران امریکا اضافه نشده است اما در صف مخالفان سیاستهای واشنگتن اکثریت قاطع جامعه جهانی قرار گرفته است. به سابقه تحریمهای امریکا علیه کوبا که بیش از نیمقرن است ادامه دارد و امسال نیز باراک اوباما در نامهای به وزرای امور خارجه و دارایی امریکا آن را تمدید کرد، اشارهای مبسوط نمیکنیم اما به بهانه این مخالفت گسترده و بیسابقه، بد نیست نگاهی داشته باشیم به پیامدهای سیاستهای یکجانبه امریکا علیه کشورهای، مستقل از جمله ایران.
دولتمردان امریکا تا قبل از جنگ جهانی دوم همچنان با اندیشه انزواطلبی دست و پنجه نرم میکردند و البته این انزواطلبی براساس دکترین مونرو رئیسجمهور وقت امریکا دارای سابقه تاریخی بود و خودخواسته. اما از زمانی که بینالمللیگرایان بر انزواگرایان غلبه یافتند و امریکا به حضور و نفوذ در سایر نقاط جهان روی آورد، حرکتی خزنده آغاز شد که رفته رفته موجبات انزوای تحمیلی امریکا را فراهم ساخت. در واقع این بار رؤسای جمهور امریکا و کنگره این کشور نبودند که دنبال انزواطلبی باشند بلکه آنها حداکثر تلاش خود را به عمل آوردند تا در همهجا حضور داشته باشند اما نکته مهم، سیاستهای یکجانبهای بود که به پاشنهآشیل بینالمللیگرایی امریکا تبدیل شد و سبب انزوای بیشتر آن گردید. مخالفت کشورهای جهان با سیاستهای امریکا در یونسکو که در مقطعی به خروج امریکا از این ساز و کار تخصصی بینالمللی منجر شد، نپیوستن به پروتکل زیست محیطی کیوتو و همینطور دیوان کیفری بینالمللی، حمایتهای بیچون و چرا از جنایات اسرائیل و روی آوردن به سیاست تحریمهای یکجانبه علیه بیش از 60 کشور جهان همگی شاخصهایی از مخالفت روزافزون جامعه جهانی با سیاستهای امریکاست. از مصادیق بارز تنها ماندن امریکا، قطعنامه مجمع عمومی با 187 رأی مثبت در حمایت از کوبا و محکومیت امریکاست که در تاریخ روابط بینالملل بیسابقه است. لجاجت کاخ سفید در برابر اراده جهانی که روز به روز ابعاد گستردهتر، به خود میگیرد، در حالی است که اوباما با وعده تغییر بر سر کار آمد تا شاید مانع سونامی انزوای امریکا شود اما ظاهراً اوباما نیز در اتمسفر حاکم بر سیاستهای کاخ سفید هضم شده و به همین علت است که با تمدید تحریمهای یکجانبه علیه کوبا به اراده جهانی پشت کرده است. اما آیا استمرار چنین رویکردی نقض آشکار مقررات بینالمللی و تقلیل منافع جهانی به تأمین منافع امریکا نیست؟ به نظر میرسد مطلقگرایی امریکایی مانع آن شده تا مقامات واشنگتن به علائم هشدار جهانی توجه جدی نمایند و شاید به همین دلیل است که به سیاست اشتباه خود برای اعمال فشار به سایر کشورهای مستقل نظیر ایران ادامه میدهند. هرچند روند حرکت جهانی به گونهای است که هر روز بر ابعاد مخالفتها علیه امریکا افزوده میشود؛ قطعنامه مجمع عمومی با 187 رأی مثبت سندی بر این مدعاست.