
سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع فضلا و طلاب حوزه علمیه قم را میتوان «منشور جامع» حوزه علمیه و روحانیت دانست، زیرا در آن هم به عنصر روحانی و هم به جایگاه حوزه علمیه در تحولات ملی و جهانی و بینالمللی پرداختهاند. پرداختن به ابعاد مختلف روحانیت تشیع اعم از معیشت و رفتار، فقه و فلسفه، عرفان و تهذیب و نسبت حوزه علمیه با حاکمیت دینی و نظام بینالمللی و استدلالهای دقیق و مستدل برای چگونگی آن، نقطه عطفی را به عنوان چشمانداز حرکت حوزههای علمیه تشیع به جای گذاشت که توجه به آن و تولید راهبرد و راهکار از آن میتواند روزآمدی و جنبههای اجتماعی حوزه علمیه را تقویت نماید. از مهمترین مسائل مطروحه توسط معظم له رد نمودن راه درمان مسئله دشمنی دشمنان با روحانیت بود. باور به این مسئله که حاشیهنشینی و عدم دخالت در سیاست، دشمنی دشمنان را از بین خواهد برد توهمی است که معظم له به زیبایی آن را تبیین نمودند. مقام معظم رهبری دشمنی با حوزه و روحانیت را باعث رشد آن در تاریخ دانستند و مثالهای عینی آن، کتاب کشف الاسرار امام (ره) در مقابل «اسرار هزار ساله» منحرفان و کتاب «فلسفه و روش رئالیسم» را در مقابل جریان چپ دانستند و تأکید کردند که اگر دشمنیها نبود این رشد نیز اتفاق نمیافتاد، بنابراین دشمنی دشمنان یک فرصت اساسی برای روحانیت شیعه است و همین دشمنیها باعث شد تا حرکت یکصد ساله آنان به تکامل برسد و جمهوری اسلامی از لابهلای تفکر نورانی آنان سر بیرون آورد. برخلاف کسانی که معتقدند میدان داری روحانیت موجب دشمنی دشمنان و انزوای آنان خواهد شد، مقام معظم رهبری معتقدند اگر تحول در حوزه را نپذیریم و برای مسائل زمان چارهاندیشی نشود، خودمان روحانیت را منزوی خواهیم نمود. کما اینکه دشمن در هیچ شرایطی دشمنی خود با روحانیت را متوقف نخواهد کرد. از دیگر نکات کلیدی و راهبردی معظمله درباره حوزه و روحانیت نقش جهانی آنان است. امروز روزی است که روحانیت شیعه میتوانند در سایه جایگاه انقلاب اسلامی به عرصه جهانی و بینالمللی وارد شوند. مهمترین عرصه حضور روحانیت در عرصه جهانی فقه و فلسفه است. اینجاست که اگر روحانیت تشیع به صورت جدی به فلسفه اسلامی نپردازند، دیگرانی معرکه گردان فلسفه اسلامی خواهند شد که صلاحیت آن را ندارند و کسانی سردمدار آن خواهند شد که معلوم نخواهد بود چه چیزی را به خورد آیندگان و نسلهای بعد خواهند داد. یکی دیگر از مسائلی که سالها در میان برخی سفسطه بازان نقل مجالس بوده است مفاهیمی همچون «حکومت آخوندی» و «آخوند حکومتی» است. مقام معظم رهبری ضمن رد این مقوله به تنظیم دقیق رابطه روحانیت و نظام سیاسی پرداختند و نظام اسلامی را به عنوان پدیدهای فرصتساز برای روحانیت (با قراردادن صدها تریبون محلی و ملی) دانستند و در نقطه مقابل روحانیت را مسئول تولید نرم افزار نظام اسلامی قلمداد نمودند که باید مسئولیت تحول در علوم انسانی کشور را به عهده بگیرند، بنابراین رابطه حکومت و حوزههای علمیه یک رابطه دوسویه و در عین حال مستقل است. حکومت موظف به حمایت بیمنت از حوزههای علمیه و حوزههای علمیه نیز باید از فرصتی که نظام فراهم نموده است برای نشر معارف اسلام و اهل بیت استفاده کنند. هیچ فردی به دلیل روحانی بودن واجد صلاحیت برای همه امور نیست و هیچ کس به دلیل روحانی بودن از خدمتگذاری در قالب حکومت اسلامی محروم نخواهد ماند. در بعد رفتاری روحانیت نیز، مقام معظم رهبری همان سخنان حکیمانه امام در اسفندماه 1367 را تکرار کردند که افراط وتفریط در شأن روحانیون جوان و انقلابی نیست رد و تأیید کردنها در پیچیدگیهای امروزی امری آسان نیست. بنابراین از هر آنچه وهن روحانیت شیعه است باید پرهیز نمود و این سرمایه اجتماعی اسلام که همان اعتماد مردم به روحانیت تشیع است را باید پاس داشت. حوزههای علمیه و خصوصاً مدیریت عالی آن و جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم به راحتی از کنار این سخنان حکیمانه نگذرند و برای ساری و جاری کردن آن در رگهای حوزه علمیه برنامهریزی نمایند و برای ابعاد جهانی حوزه علمیه و روزآمدی آن در عرصه بینالملل و تحول در آن، در راستای حل معضلات پیچیده امروزی تلاش نمایند.