به گزارش خبرنگار «جوان»، ششم فروردین خبر کشف جسد جوان ناشناسی در زیر پل مدیریت به کلانتری شهرک قدس گزارش شد.
با حضور مأموران و کارآگاهان تشخیص هویت پلیس آگاهی پرونده در اختیار اداره دهم قرار گرفت.
رسیدگی به این پرونده ادامه داشت تا اینکه زن و مردی به کلانتری شهرک قدس مراجعه و مأموران پلیس را از غیبت پسرشان باخبر کردند. آنان به مأموران گفتند: یک نفر ناشناس با منزلمان تماس گرفت و گفت جنازه پسرمان به نام مجتبی – ث (30 ساله) را پس از کشتن زیر پل مدیریت انداختهاند. به آنجا رفتیم اما از جنازه خبری نبود و هر چه به تلفن همراه پسرمان هم زنگ میزنیم جواب نمیدهد.
آنان در ادامه به افسر پرونده گفتند: چهارم فروردین این مرد ناشناس با ما تماس گرفت و گفت مجتبی باید 300 هزار تومان به او میداد و چون این کار را نکرده او را گروگان گرفتهاند و اگر این مبلغ را بدهیم او را آزاد میکنند. بعد از این تماس قرار گذاشتیم و ساعت 7 بعدازظهر همان روز این پول را به چهارراه پارک - وی بردیم و دیدیم دو جوان با یک پراید سفید آمدند اما گفتیم تا پسرمان را نبینیم پول را نمیدهیم که آنها هم پشیمان شدند و رفتند اما من شماره پلاک پراید را یادداشت کردم. روز بعد تماس گرفتند و گفتند دیگر نیازی به پول نیست چون پسرتان را کشتیم، جنازهاش را هم زیر پل مدیریت انداختیم.
کارآگاهان وارد میشوند
با شناسایی مالک پراید به نام حسین – ی (18 ساله) در سعادتآباد مشخص شد وی پس از ارتکاب این جرم متواری شده است، اما چند روز بعد پراید او که در رباط کریم رها شده بود، کشف و حسین نیز در سعادتآباد دستگیر شد که پدر مجتبی او را شناسایی کرد.
اعتراف
متهم اعتراف کرد: دو نفر از دوستانم به نام «امین» و «رضا» چهارم فروردین با من تماس گرفتند و از من خواستند با ماشینم پیش آنها به باغ گیلاس که در محدوده اتوبان چمران بود بروم. وقتی سوار ماشین شدند گفتند سر قرار که در پاکوی بود برویم اما چون از پدر مجتبی پول را نگرفتیم دوباره به باغ برگشتیم. دوستانم با چوب و سنگ به جان مجتبی افتادند به طوری که او بیهوش شد. بعد هم هر سه نفرمان از آنجا فرار کردیم اما امین موضوع را با چند نفر دیگر که در خرید و فروش مواد با او دست داشتند در میان گذاشت تا اینکه روز بعد فهمیدیم مجتبی مرده است.
در باغ گیلان چه خبر است؟
بدین ترتیب کارآگاهان 30 فروردین در یک عملیات غافلگیرانه وارد باغ گیلاس شدند و همه افرادی که در آنجا بودند را محاصره کردند اما آنها با شمشیر سامورایی و قمه و چاقو به مأموران حملهور شدند که بالاخره متهم اصلی پرونده به نام «رضا» و پنج نفر دیگر دستگیر شدند اما «امین» از طریق کانال آبی که در باغ بود فرار کرد.
با انتقال این افراد به اداره دهم «رضا» به مشارکت در ربایش و ضرب و شتم منجر به قتل مجتبی اعتراف کرد و گفت: من و امین مواد میفروختیم، مجتبی هم معتاد یکی از مشتریان ما بود و آخرین بار 300 هزار تومان مواد خرید اما پولش را نداد و مجبور شدیم شش فقره تراول چک از او بگیریم اما بعداً فهمیدیم همه آنها جعلی است بنابراین تصمیم گرفتیم این بلا را سرش بیاوریم اما فکر نمیکردیم زیر مشت و لگد ما بمیرد.
اعضای باند
هر پنج نفری که با «رضا» در باغ گیلاس دستگیر شدند نیز همه به موادمخدر اعتیاد دارند و نوچههای رضا به شمار میروند.
متهم در ادامه اعترافاتش به افسر پرونده گفت: جنازه مجتبی توسط فردی به نام «فلاح» به زیرپل منتقل شد.
دستگیری سرکرده
«امین» سرکرده گروه متواری شده بود. پس از گذشت شش ماه کارآگاهان موفق به شناسایی «فلاح» شدند و بالاخره یکم شهریور او دستگیر شد.
«فلاح» در اعترافاتش گفت: وقتی امین از باغ فرار کرد به جنوب رفت و در آنجا مخفی شد، من هم جنازه را زیرپل انداختم. قرار بود وقتی آبها از آسیاب افتاد امین با چند کیلو مواد به تهران برگردد و یک باند جدید تشکیل دهیم اما دستگیر شدم.
بدین ترتیب با اطلاعات به دست آمده 15شهریور (امین – 20 ساله) نیز در سعادتآباد و در خانه فلاح دستگیر شد.
هشدار پلیس
سرهنگ عباسعلی محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ به خانوادهها توصیه کرد نسبت به رفتار و حرکات فرزندانشان و دوستیهای آنها اهمیت دهند، در غیر این صورت مطمئن باشند به راحتی در محیطهای منفی جامعه جذب میشوند چرا که بیش از 50 درصد جرائم خشن و جنایی به نوعی مستقیم و غیرمستقیم با اعتیاد و موادمخدر مرتبط است.