
به دنبال یأس و سرخوردگی ناشی از شکست فتنه رنگی که اعترافات و اسناد مربوط به آن و حمایت علنی بیگانگان و همراهی سران گروهکهای بدنام ضد انقلابی و تروریستی بر افتضاح آن افزوده، برای رهایی از شرایطی که نهتنها بیتفاوتی و دلسردی حامیان و فریبخوردگان بلکه احتمال اعتراض آنان را نیز میتواند به دنبال داشته باشد، خروج و استقرار بخشی از آنان در خارج از کشور در دستور کار سران فتنه قرار گرفته که به برکت حمایت بیگانگان و برخورداری از ثروتهای بادآورده و منابع مالی بیحساب و کتاب عملیاتی شده و تعدادی از آنان در پوشش تحصیلات، درمان، تجارت، سیاحت، سرکشی از شعب مؤسسات و سازمانهای پوششی و ... تاکنون به خارج گریخته و عمدتاً در دامن کشورهای غربی و بعضاً برای حفظ ارتباطات داخلی و کاهش آلام غربت در کشورهای نزدیکتر مثل ترکیه و امارات رحل اقامت افکندهاند. اما دراین میان تعدادی از فرزندان سران فتنه و عوامل نزدیکتر به آنان کشورهایی مثل مالزی و اندونزی را برای استقرار در خارج از کشور ترجیح داده و حتی به عنوان پیشقراول یا محوری تشکیلاتی، برخی افراد مورد اعتماد سران فتنه را به این کشورها گسیل داشتهاند.
به نظر میرسد علاوه بر اهداف و ویژگیهای مشترک مثل ایجاد حاشیه امن برای فعالیتهای براندازانه و آسودگی خیال در خارج از کشور و یا خارج ساختن افراد مسئلهدار از فضای فشار برخاسته از خیانتها و آلودگیها در داخل کشور که میتواند در کشورهای اروپایی و امریکا نیز فراهم باشد، اما کشوری چون مالزی از ویژگیهایی خاص برخوردار است که چنین اعزامهایی را هدفمندتر و هماهنگتر با پروژه جنگ نرم نشان میدهد. مهمترین این ویژگیها عبارتند از:
1 ـ فراهمتر بودن زمینه نفوذ این اشخاص به درون حاکمیت، پس از آنکه با مدارک تحصیلی بالاتر از دانشگاههای یک کشور اسلامی برخوردار شده و در فضایی آرامتر به کشور برگشته و افکار عمومی خیانت آنان را در همراهی و حمایت از فتنه رنگی به فراموشی سپرده باشند.
2 ـ حساسیت کمتر افکار عمومی و حتی مراکز امنیتی و اطلاعاتی نظام به حضور و استقرار شهروندان جمهوری اسلامی در کشورهایی چون مالزی و اندونزی، نسبت به امریکا و انگلیس که مثلاً تاکنون بیشترین اعتراضات با حضور و تحصیل آقازادهها در انگلیس بوده تا خرید املاک و استقرار در چنین کشورهایی.
3 ـ بهرهگیری از فرصتهای مربوط به استقرار نهادها و بنیادهای غربی که برنامههای دموکراسیسازی و آموزش نیروهای سکولار و لیبرال همسو با خود را در شبکههایی که بودجه آن توسط امریکا تأمین میشود و پس از نامناسب یافتن فضای کشورهای خاورمیانه و اطمینان نسبی به فضای شبه سکولار کشورهایی چون مالزی و اندونزی آنها را در این کشورها سازمان دادهاند. مراکزی مثل CSID یا مرکز مطالعات اسلام و دموکراسی که علاوه بر انتشار مقالات و کتب، برگزاری کارگاههای آموزشی و سمینارهایی را برای پیوند اسلام و دموکراسی (بخوانید پروژه لیبرالیزه کردن به نفع لیبرال دمکراسی غربی) دنبال میکند و هدف آن نیز نیروهای سکولار و یا مسلمانان لیبرال کشورهای ایران، مصر، مراکش و عراق است، ترجیح دادهاند برای بهرهگیری از زیرساختهای همسو با سکولاریسم در کشورهای اسلامی جنوب شرق آسیا مستقر شوند تا کشورهای خاورمیانه.
بنابراین چنین اولویتی برای اعزام هواداران و عناصر فتنه به خارج از کشور را باید در دل جنگ نرم دید که با هزینه کمتر اهدافی چون 1ـ شبکهسازی 2ـ آموزش سیاسی و تشکیلاتی 3 ـ ارتقای تحصیلی 4 ـ آشنایی با یک مدل حکومتی اسلامی سکولار به صورت میدانی را به صورت همزمان برای فریبخوردگان و عناصر آلوده تأمین و برای بازگشت آنان و زمینهسازی نفوذ به دستگاههای دولتی تضمینهای سادهتری از استقرار در کشورهای غربی فراهم میسازد. ضمن اینکه آسودگی خیال آنان برای هرگونه فعالیت شبکهای و سیاسی همتراز کشورهای غربی است و ریسک حضور در دفاتر الیزابت چنی در دوبی را ندارد، چراکه پیگرد و دستگیری ریگی و جزایری ریسک حضور در کشورهای اسلامی خاورمیانهای را بالا برده است و حتی برخی آقازادهها که برای دیدار با خانواده از لندن به امارات میآیند در املاک اختصاصی خویش احساس آرامش نداشته و دیدار در کشور ثالث را ترجیح میدهند.