
در شرایطی که تمامی مؤلفههای داخلی و بینالمللی بیانگر شکست فتنه و ناکامی سران داخلی و حامیان بیرونی در تحقق اهدافشان در حوادث و وقایع و غائله بعد از انتخابات است، اما تقلای برخی از سران و عوامل مرتبط با آنها برای «ابراز وجود» و تداوم جریانسازی قابل توجه است.
در هفتههای اخیر پس از حضور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نوه امام (ره) در دیدار کارگزاران با مقام معظم رهبری و موضعگیری حکیمانه معظم له نسبت به مسائل کشور در جلسات رسمی، نگرانی از ریزش باقیمانده هواداران در میان عناصر افراطی بیشتر شده است، به گونهای که کروبی با نامهنگاری به رئیس مجلس خبرگان و فائزه هاشمی با مصاحبه با وبسایت فارین پالیسی سعی کردند آن را جبران کنند. فائزه هاشمی در گفتوگو با فارین پالیسی نظام را تهدید به سرنگونی کرده و مدعی میشود اگر این بیتوجهی و بیاعتنایی به شرایط کشور و حقوق مردم (؟!) ادامه یابد، این احتمال وجود دارد که خواستههای مردم به تغییرات اساسی تبدیل شود.
او که به شدت نگران ریزش باقیمانده عوامل خیابانی است، با بزرگنمایی فتنه سبز میگوید: جنبش سبز از نظر من اکثریت مردم ایرانند که به دنبال حق ضایع شده خود در جریان انتخابات اخیر هستند. اما از آنجایی که این ادعا با واقعیت اجتماعی مطابقت نداشته و خود نیز آن را باور ندارد در ادامه میافزاید: به نظر من پایان یافتن اعتراضات خیابانی پایان جنبش نیست.
و ادامه میدهد: طبیعتاً هر جریانی از جمله جنبش سبز در طول حیات خود براساس شرایط موجود دچار تحولاتی میشود و تغییراتی در روش مییابد که خود میتواند به استراتژی تبدیل شود؟!
میرحسین موسوی نیز که بهرغم عدم توفیق درفراخوانهای خیابانی اوایل سال جاری، برخلاف کروبی تلاش در حوزه مجازی را ترجیح میدهد در گفتوگو با خبرنگار کلمه، با ادعای افزایش فشار امنیتی و محدودیت در برنامههایش، مدعی میشود که نظام در بسیاری از سطوح به سمت ماکیاولیسم چرخیده است. او بر همین اساس از «حرکتهای غیر مترقبه هوادارانش» سخن گفته و میگوید: بنده و برادر کروبی و دیگران همراهان کوچکی با مردم هستیم و آنها جا دارد از خشم روزافزون مردم بترسند نه از ما؟!
اما کروبی با ارسال نامهای برای رئیس مجلس خبرگان که از متن و محتوایش معلوم است که پای نوشته دیگران را امضا کرده، گلایه کرده است که چرا نمایندگان مجلس خبرگان به مهمترین وظایف خود که نظارت بر اعمال و رفتار رهبر و نهادهای زیرنظر رهبری است آن طور که باید عمل نمیکنند. نویسندگان نامه برای کروبی که بازتاب گستردهای هم در رسانههای بیگانه و رسانههای مرتبط با فتنه داشت، همزبان و همزمان با کلینتون، نظامیان و به ویژه سپاه را به دخالت در عرصه سیاست و اقتصاد متهم کرده و مدعی میشوند، آیا این روش کشور را به سقوط و انحطاط رهنمون نمیکند.
در همین زمینه کلینتون وزیر خارجه امریکا که هفته قبل به گسترش غیرقابل مهار تفکر انقلاب اسلامی در کشورهای خاورمیانه اعتراف کرده بود، اینبار در گفتوگو با شبکه ABC، با اعتراف به ناتوانی امریکا در مهار انقلاب اسلامی، آرزوی سرنگونی جمهوری اسلامی را کرده و با بیان اینکه «من تنها میتوانم امیدوار باشم به اینکه تلاشهای داخل ایران توسط رهبران مسئول مدنی و مذهبی صورت گیرد تا حکومت را به دست گیرند، مدعی میشود که در حال حاضر روز به روز بر قدرت نظامیان، سپاه پاسداران و شبهنظامیان در ایران افزوده میشود و او میداند که این موضوع موجب نگرانی ملت ایران است؟!»
موجآفرینی جدید سران سلطه و فتنهگران داخلی متأثر از چند عامل است:
1 ـ تشدید تحریمهای اقتصادی علیه ایران با هدف تشدید نارضایتیهای اجتماعی و افزایش فشار افکار عمومی بر دولت و اوجگیری مجدد آشوبهای اجتماعی صورت گرفته و میگیرد. سیاهنمایی شرایط داخلی از سوی فتنهگران تنها به پالسهایی شبیه است که از داخل به بیرون برای افزایش فشار ارسال میشود. اگرچه اوباما شخصاً نسبت به تأثیر آن ابراز تردید کرده است.
2 ـ نشست خبرگان و مباحث مورد بحث آن نهاد یکی دیگر از دلایل اوجگیری نامهپراکنی و سیاهنمایی امثال دستغیب و کروبی و ... خطاب به این نهاد است. آنها با القای سوء نسبت به قابلیتها و توانمندیهای رهبری نظام و نهادهای مرتبط با ایشان میکوشند خبرگان ملت را تحت تأثیر قرار دهند که البته در این زمینه توفیقی نداشتهاند.
3 ـ شکاف و اختلاف میان سران و حامیان بیرونی و داخلی فتنه، صفبندیهای میان آنها را تشدید و آنها را به فکر یارگیری جدید انداخته است. در این شرایط هر یک از طیفها میکوشند با اتخاذ مواضع خاص، حامیان خود را حفظ و در صحنه نگه دارند و البته از ریزش هواداران جلوگیری کنند.
4 ـ طی هفتههای اخیر بیگانگان به شدت نسبت به ناتوانی و عدم قابلیت فتنهگران اظهار نگرانی کردهاند. به زعم فتنه انتشار این بیانیهها و نامهها و مصاحبهها و بازتاب آن در رسانههای غربی، در ایجاد امیدواری سران سلطه مؤثر است.
5 ـ تأمین برنامه برای شبکههای جدید اینترنتی و ماهوارهای که اخیراً با بوجود پنتاگون برای فتنه تأسیس شده است یکی دیگر از اهداف انتشار این بیانیهها و نامههاست.
6 ـ تحتالشعاع قرار دادن پیروزیهای ایران در عرصه داخلی (پیشرفتهای هستهای، علمی، صنعتی و نظامی) و همچنین توفیقات در عرصه بینالمللی یکی دیگر از اهداف این نامهپراکنیهاست.
7 ـ و آخر اینکه اعلام موضع صریح دادستان تهران در مورد احتمال برخورد قریبالوقوع با سران فتنه سبب گردیده است که فتنهگران به تکاپو افتاده و به رغم اینکه خیانتهای آشکاری را در حق مردم و نظام اسلامی روا داشتهاند، برخورد با خود را معطوف به این بیانیهها و هتاکیهای جدید کنند. اگر چه تندرویهای آنها را نیز شاید بتوان به استقبال از دستگیری و بهرهگیری از فرصت بازسازی در زندان تفسیر کرد.