
زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا و ایثارگران دغدغه فرزندان شهدا بود که بهاعتقاد آنها یکی از گروههایی که میتواند به عنوان مرجع حضور داشته و آن را تبیین نماید، خود فرزندان شهدا و ایثارگران هستند. غالب آنها در خصوص آرمانهای پدرانی گام بر میدارند که با هم اتفاق نظر دارند و دغدغههایشان که باعث تشکیل جمعیت شاهدان میهن اسلامی است، نقطه مشترک تمام فرزندان شهداست. آنها واقفند و به فرموده امامخمینی(ره) رسیدند که اگر انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد، بیم خود کامگی وجود دارد و این یعنی هلاکت. جمعیت شاهدان میهن اسلامی در چهارمین دهه انقلاب شکل میگیرد تا تجلی بخش و محقق آرمانهای انقلاب باشد و در چار چوب قانون اساسی و در سایه رهبری دانا و آگاه حضرت آیتالله خامنهای گام بردارد تا بخشی از وظایف انسانیشان را در قبال خانواده شهدا و ایثارگران ادا نمایند. گردهم آمدند تا تجدید پیمانی با امام و شهدا انجام دهند، ما که بهانه آشناییمان 26 مرداد، همایش سفیران بینشان حاج احمد متوسلیان، تقی رستگار مقدم، سید محسن موسوی و کاظم اخوان بود، دقایقی پای صحبتهای مهدی محمد باقری، مدیر جمعیت شاهدان میهن اسلامی نشستیم. مهدی محمد باقری متولد 1363 و کارشناس حقوق است. او خود را مدیون بسیج میداند که سال 78 وارد آن شد. وی فرزند شهید محسن باقری است اما کار به اینجا ختم نمیشود. آقای مهدی محمد، برادرزاده شهیدان هادی باقری و مهدی باقری و خواهرزاده شهید فرخ رفاهتی است. جوان بودن و نگاه این جمعیت به نسل جوان و آشنا نمودن جوانان با آرمانها و اهداف پدران شهید و خانوادههایشان دلیلی بود بر این همکلامی به خصوص در این ماهها که هر تازه از راه رسیدهای میکوشد خانواده شهدا را تنها در دو – سه خانوادهای خلاصه کند که حرفهایی از جنسی دیگر میزنند، لزوم آشنایی با این جمع شاهدان بیشتر حس میشد.ضرورت تشکیل جمعیتی به نام شاهدان میهن اسلامی بر چه اساسی بود؟تأسیس جمعیت بر اساس احساس خلئی بود که جمعی از فرزندان شهدا و ایثارگران در جامعه هدف (کههمان خانواده شهدا و ایثارگران است) مشاهده کردند و آن هم به این دلیل بوده که در جامعه هدف ما هیچ نهاد یا جمعیت صنفی، فرهنگی و اجتماعی وجود نداشت که بتواند در موضوعات مختلف اظهار وجود کرده و ضمن حضوری مؤثر و با اهداف مختلف فعالیت کند. این باعث ایجاد مشکلات عدیدهای در موضوعات اجتماعی و فرهنگی در جامعه هدف ما بود. از طرفی به خاطر وجود یکسری اقتضائات، شاید نمیتوانستیم انتظاری از بنیاد شهید و ایثارگران انقلاب اسلامی داشته باشیم که بتواند در آن عرصه وارد شده و فعالیت نماید. پس بهتر آن بود که جمعی از فرزندان شاهد و ایثارگر وارد عرصه بشوند و این مطالبات را مطرح نمایند. این عدم حضور، ضربههای جبران ناپذیری زد که یکی از آنها در فتنه سال 88 به وضوح دیده شد. یکسری از خانواده شهدا و فرزندان شهدا با جهتگیریهای غلط و حمایتهای خود از یکی از طرفین در انتخابات و تمام شدن این اقدامات به نام تمام خانواده شهدا و ایثارگران موجب وهن به این خانوادهها شدند.
چه زمانی جمعیت شاهدان میهن اسلامی تأسیس شد.سال 1387 اتاق فکری تشکیل شد از فرزندان شهدا که در بعضی از امور دارای ویژگیها و برتریهایی بودند. دوستان و علاقهمندان را گردهم آوردیم. قریب به یک سال بودکه درباره اهداف و راهکارها و اینکه به کجا میخواهیم برسیم، فکر کردیم و بحث تهیه مجوزهای لازم نیز مطرح بود که پیگیری شد و در نهایت این جمعیت تأسیس شد.
از اهداف جمعیت شاهدان میهن اسلامی برایمان بگویید؟شأن و جایگاه خانواده شهدا و جانبازان، آزادگان و رزمندگان انقلاب اسلامی حضوری فعال در زمینههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را طلب میکند و نباید اجازه داد که حضور افراد منحرف و جریانات ضاله، آنان را از ادامه راه گذشتگان دلسرد و شرمنده خون شهدایشان نماید، از آنجاست که ضرورت خلق چنین جمعیتهایی حس میشود تا در تمامی عرصهها از جمله علمی، فرهنگی، هنری و ورزشی حضوری پایدار و فعال داشته باشد. از هدفهای دیگر، این است که جامعه مورد هدف جمعیت شاهدان میهن اسلامی جمعیتی میلیونی را شامل می شود که لازم است با ایجاد حس همبستگی و اتحاد، مطالبات آنها از مسئولان وصاحبان مناصب پیگیری بشود و این جمعیت در تصمیمگیریهای کلان مملکتمان تأثیر گذار باشند و خواستههای صنفی آنان از طرق قانونی صورت پذیرد. مطالبه خواستههای مورد اشاره قانون اساسی و مطالبات مقام ولایت برای مردم که فراهم نمودن آن از وظایف قوای سه گانه میباشد، بر همگان واجب است و این جمعیت باید به منظور تحقق این خواستهها برای جامعه هدف خود در مرحله اول ودیگر هممیهنان در مراحل بعدی تلاش نماید. این جمعیت با هر گونه و دستهای که در راستای آرمانهای انقلاب اسلامی تلاش میکند همسو و همپیمان است و با منحرفین در هر لباسی برخورد مینماید و اجازه استفاده سود جویان از نام شهدا را به هیچ کس نخواهد داد و ترویج فرهنگ اسلامی، ایرانی به عنوان هویت جمعیمان و مقابله با هر گونه انحراف و شبهه، گسترش فرهنگ برابری و برادری و مبارزه با سهم خواهان فرصت طلب یکی دیگر از اهداف جمعیت شاهدان میهن اسلامی است.
برای تحقق اهدافی که نام بردید چه مواردی مد نظر جمعیت شاهدان میهناسلامی قرار دارد؟برای رسیدن به این اهداف، حفظ استقلال و یکپارچگی و جلوگیری از ورود متجاوزین به حریم مقدس جمهوری اسلامی است، ترویج معنویت و روحانیت و دعوت عمومی به اخلاق مداری، تلاش برای گسترش عدالت علوی، تشویق مردم به حضور فعال در مشارکت سیاسی همراه با بصیرت و آگاهی و مبارزه با قومیت گرایی و افراط گری و ترویج روحیه برادری باید مورد توجه قرار بگیرد.
نحوه و شرایط عضوگیری جمعیت به چه صورتی است؟!جمعیت شاهدان میهن اسلامی به هیچ نهادی یا ارگانی وابسته نیست. تمامی هزینهها و مخارج به عهده خود بچهها میباشد و در تلاشیم این سیاست تا به آخر حفظ شود. در بحث ورود افراد عادی و فعال، هیچ گونه سختگیری وجود ندارد تا همین اندازه که اهداف آنها با آرمانهای جمعیت همسو بوده و با مرام و مسلک جمعیت تطابق داشته باشد، برای ما کفایت میکند اما تاکنون در بحث عضو گیری افراد عادی وارد نشدهایم و در حال حاضر نخبگان عضو گیری میشوند. نخبگان یعنی کسانی که علاوه بر داشتن شرایط عادی، در سطح علمی در جایگاه خاص و بالایی هستند یا عضو شورای مرکزی تشکیلات بسیج باشند اینکه دارای ویژگیهای خاص اجتماعی باشند یا عضو انجمن اسلامی و جامعه اسلامی دانشگاه ها و دارای شاخصههای قابل اعتنا و اتکا باشند. در کل در جمعیت شاهدان میهن اسلامی روی تمامی علاقهمندان و پاسداران خون شهدا و آرمانهای امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری گشوده است. ما متولدین سالهای 1353، 1356 تا 1370 را در گروه خود داریم. یعنی بازه فعالیت ما حول نسل سوم و چهارم است.
از اقدامات و فعالیتهایتان در بحث آشنایی نسل جوان با فرهنگ شهادت بفرمایید؟!در بحث شهادت، عنایت به خاطرات شهدا که خیلی کم کار شده در بسیاری و در جوانان تأثیرگذار است و در زمینه «بسیج» به عنوان گروه سادهای که نقشهای مهم و سازندهای را در جنگ به عهده داشتند، در حال فعالیت هستیم. در تلاشیم برای تهیه کتاب مترو و اتوبوس جهت بیان خاطرات شهدا که حاوی پیامهایی در باب اصول دین و فروع دین است و توکل روی موضوعاتی که نشان دهنده باورهای خالصانه به ارزشهایی که به فراموشی سپرده شدهاند و کمتر این اخلاقیات در بحث بیتالمال، رانتخواری، فامیل بازی و همه آن چیزی که ارزشی اسلامی خوانده میشود، دیده میشود.
آخرین فعالیت شما در همایش سفیران بینشان بود. در این باره توضیح میدهید؟ما تلاش داریم روی موضوعاتی فعالیت کنیم که کمتر به آن پرداخته شده است، دغدغه ما برگزاری مراسم خاص آن موضوع نیست، خود موضوع و فراموش نشدن آن، هدف ماست. همایش سفیران بینشان و بحث ربوده شدن و اسارت چهار دیپلمات حاج احمد متوسلیان، تقی رستگار، سید محسن موسوی و کاظم اخوان در 4 جولای 1982 موضوعی است که متأسفانه کمتر به آن توجه و عنایت میشود و آن طور که باید پیگیری نمیشود. هم اکنون خانواده این چهار دیپلمات، 28 سال است که در انتظار نشانهای از عزیزانشان هستند و هنوز پاسخ قانع کنندهای به آنها داده نشده است، آنچه مسلم است و هیچ کس منکر آن نیست و از سوی سازمان ملل نیز اعلام شده، این است که این چهار دیپلمات توسط عناصر وابسته به رژیم صهیونیستی (فالانژها) به اسارت در آمدهاند و مدتی در زندانهای آنها بودهاند. برخی از شواهد دلالت بر این دارند که این چهاردیپلمات به زندانهای رژیم غاصب صهیونیستی منتقل شدهاند. «احمد حبیب الله» که از اعراب اسرائیلی است، طی مصاحبهای در سال 1997 اعلام نمود که اسامی این چهار دیپلمات را در فهرست زندانیان زندان «عتلیت» واقع در فلسطین اشغالی دیده است. وی مدتی پس از این اظهار نظر به طرز مشکوکی بر اثر سانحه رانندگی کشته شد. همچنین زندانیان متعددی که از زندانهای فلسطین اشغالی آزاد شدهاند، اعلام کردهاند که در خلال بعضی از نقل و انتقالها با تعدادی ایرانی مواجه شدهاند و توانستهاند عکس برخی از این چهار نفر را شناسایی نمایند. دبیرکل حزب الله لبنان با اشاره به سرنوشت چهار نفر از دیپلماتهای ایرانی گفت: « نشانهها و شواهدی وجود دارد که نشان میدهد دیپلماتهای ایرانی زندهاند و در زندانهای رژیم صهیونیستی به سر میبرند.» این همایش توسط فرزندان شاهدی برگزار شدکه فقدان پدر و برادر را بیش از پیش حس میکنند و ما را به فرموده مقام معظم رهبری می رساند که «انشاءالله هر چه زودتر وسایل استخلاص این عزیزان فراهم شود و دل و چشم خانوادهها و منتظرانشان به دیدار آنها روشن شود...» امید به حیات این چهار دیپلمات برایمان روشنتر میشود، زمانی که مرحوم آیتالله بهجت فرمود:« برای بازگشت این عزیزان باید ظرفی از دعا پرشود.» هر چند دیدگان عزیزان این چهار دیپلمات سالهاست منتظر است و در انتظار دیدار به خاموشی رسیدند اما آنان که هستند و امید به بازگشتشان دارند، پیگیر و هنوز در انتظارند.