
یوکیا آمانو، مدیرکل ژاپنی آژانس بینالمللی انرژی اتمی سومین گزارش خود را در باره فعالیت هستهای ایران که در 47 بند تنظیم شده است در اختیار اعضای شورای حکام آژانس قرار داد تا 35 کشور عضو شورا در جریان فعالیت هستهای ایران قرار بگیرند. در این گزارش آنچه که همچنان تکراری به نظر میرسد ادبیات حاکم برگزارش آمانو، یعنی دوپهلوگویی است که وی نیز از سلف خود یعنی البرادعی به ارث برده است. البرادعی در 21 گزارش که در دوره مدیرکلی خود درباره بحث هسته ای ایران تنظیم کرد همواره اعلام داشت فعالیت هستهای ایران دچار انحراف نشده است، با وجود این آژانس به تحقیقات خود ادامه میدهد. عین این عبارت را اکنون آمانو در گزارشهای خود تکرار میکند. صرفنظر از روح کلی حاکم بر گزارش آمانو درباره گزارش سوم وی به چند نکته میتوان اشاره داشت.
نخست اینکه آمانو در گزارش خود ضمن یادآور شدن قطعنامههای شورای امنیت آورده است ایران به مفاد قطعنامهها پایبندی نشان نداده است. این مسأله نشان میدهد که آمانو نه تنها با نادیده گرفتن استقلال عمل آژانس رسماً قطبنمای خود را با قطعنامههای شورای امنیت تنظیم کرده است، به شکلی که بعضاً به لحاظ محتوایی نیز جملاتی را از قطعنامههای شورای امنیت به کار گرفته است، موضوعی که واکنش دکتر سلطانیه نماینده ایران در آژانس را نیز به همراه داشت.
دوم اینکه آمانو در بندهای 12، 14 و 20 به ترتیب درباره تولید اورانیوم با غنای 20 درصد به میزان 22 کیلوگرم، تأسیسات فردو و آب سنگین اراک مواردی را مطرح ساخته است که با توجه به تعامل مستمر ایران با بازرسان آژانس و بیش از 4 هزار نفر روز بازرسی از تأسیسات ایران به نظر میرسد ابهامی در شفافیت فعالیت هستهای ایران وجود نداشته باشد. از این رو طرح این مباحث و اینکه ایران همکاری لازم را نداشته است ورود آمانو به حیطهای است که اولاً بسیار جزیی است و نیازی به طرح آنها در گزارش نیست و ثانیاً جمهوری اسلامی ایران براساس مقررات NPT و پادمان به تعهدات خود عمل کرده است. ضمن اینکه ایران در گذشته به طور داوطلبانه حتی پروتکل الحاقی را نیز اجرایی کرد، اما به علت ادامه برخورد سیاسی برخی اعضای دائم شورای حکام با فعالیت هستهای صلحآمیز ایران اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی متوقف شد بنابراین آقای آمانو نمیتواند از ایران بخواهد مقررات پروتکل را اجرا کند.
سوم آنکه آمانو در بندهای 38 و 39 گزارش خود موضوع ابعاد نظامی احتمالی برنامه هستهای ایران را مطرح ساخته است که به ویژه با توجه به ذکر واژه احتمالی در بند 39 مشخص میشود که مدیرکل آژانس بر اثر اعمال فشار و حدس و گمان این بندها را در گزارش گنجانده است تا نظرات برخی اعضای دائمی شورای حکام تأمین شود وگرنه آقای آمانو به عنوان دیپماتی حرفهای خوب میداند که موارد ابهامی ششگانه درباره فعالیت هستهای صلحآمیز ایران در چارچوب مدالیته با آژانس حل و فصل شد و البرادعی در گزارش خود اعلام داشت یافتههای آژانس با دادههای ایران مطابقت دارد. بنابراین بحث شش مورد ابهامی و مخفیکاری عملاً حل شد. با توجه به این پیشینه و بیاساس بودن بحث مطالعات ادعایی که در گزارشهای البرادعی نیز برای مفتوح نگاه داشتن راه برخورد سیاسی با فعالیت هستهای ایران تکرار میشد به نظر میرسد آمانو نیز با گنجاندن این بندها سعی دارد به طرفهای غربی توجه دهد که دغدغههای آنها را در گزارش لحاظ کرده است؛ دغدغههایی که صرفاً حدس و گمان بوده و محلی از اعراب ندارد.
و آخرین نکته به همکاری و تعامل ایران با بازرسان باز میگردد که با وجود ادعای آمانو درباره مانعتراشی ایران در روند بازرسی به نظر میرسد طرح این بحث آن هم در حالی که تاکنون بیش از 4 هزار نفر روز از تأسیسات هستهای ایران بازرسی به عمل آمده است و حتی آمانو در گزارش قبلی خود به چندین مورد بازرسیهای سرزده اشاره داشت منطقی نیست چراکه ایران همواره با آژانس بینالمللی انرژی اتمی تعامل مثبت و سازنده داشته و اگر مواردی نیز شاهد محدودیت برای بازرسان بودهایم ناشی از تخلفات روشن بازرسان در فاش کردن اسرار محرمانه ایران بوده که طبق قوانین آژانس باید با آن برخورد شود و کوتاهی آژانس ایران را به واکنش مجبور ساخته است. در مجموع از برآیند نکات ارائه شده ازسوی آمانو میتوان چنین برداشت کرد که دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید با شفافیت بیشتری گزارشهای خود را تنظیم کند تا در همین ابتدای راه به پیروی از دوپهلوگویی البرادعی و انتشار گزارشهای پیچیده و تکراری و ملال آور متهم نشود.