
انتحال یا دستبرد فکری یا ایدهدزدی به معنی«تخصیص دادن خلاقیت ادبی یا پژوهشی دیگری یا بخشی از آن یا متن ناشی از آن به خود، گویی که خود شخص آن را خلق کرده است» است. به زبان ساده دستبرد علمی یا ادبی یعنی رونویسی کارها یا ایدههای دیگران و انتساب آنها به خود. اما در مقابل این موضوع یك لغت دیگر هم جای دارد كه به آن «ادعا» میگویند. یك نویسنده صاحبنام «مدعی» است كه ایده اصلی سریال حضرت یوسف از آن او است. سریال یوسف پیامبر آخرین ساخته فرجالله سلحشور جزو پرسر و صداترین ساختههای این سالهاست. در زمان ساخت، «میزان بودجه» آن و شایعات پیرامونش گوش رسانهها را كر كرده بود و در زمان نمایش، اعتراضاتی كه در مورد مسائل دینی و غیر دینی این سریال در گوشه و كنار شنیده میشد توجه همه را به خود جلب میكرد. اما این روزها دادگاه و محكومیت كارگردان و نویسنده این سریال پرطرفدار از همه این موضوعات جنجالیتر رخ نموده است. به سراغ خود فرجالله سلحشور رفتم تا ماجرا را از زبان خودش جویا شوم. شما معمولاً با سینما به عنوان یك عنصر فرهنگی وارداتی مخالفت میكنید. پس چرا به ساخت سریال در این فضا پرداختید؟ اولین بار مقام معظم رهبری نزدیك به 20 سال پیش تهاجم فرهنگی، بعد بلافاصله شبیخون و ناتوی فرهنگی و مباحثی از این دست را مطرح كرده و تلاش زیادی هم كردند تا با هدایت نیروهای خودی در برابر این ناتوی فرهنگی جبههای تشكیل شود. حتی ایشان شكلهای مختلف مبارزه را هم تذكر میدادند. قالبهای خاصی را كه دشمن در این مبارزه از آنها استفاده ابزاری كارآمد میكند را نیز گوشزد میكردند. حتی خاطرم هست لباسهای ناجوری را كه در كشورهای عربی فروخته میشد، به عنوان مثال همیشه یاد میكردند كه چگونه با یك لباس ساده قلب و روح مسلمانان را مورد پایش قرار میدهند. ولی متأسفانه مسئولان دیگر مملكت ما گاهی نه همیشه برای خالی نبودن عریضه از تهاجم فرهنگی صحبت میكردند اما جدی پای كار نمیایستادند و حركتی انجام نمیدادند. ما به عنوان یك كشور شیعه و اسلامی دارای فرهنگ و پشتوانه قوی معنوی هستیم. به جرئت میتوان گفت آنچه را كه ما میگوییم آنقدر درست است كه همه دنیا با همه اختلاف نظرها و سلیقهها آن را میپذیرند. نمونهاش حضرت مریم، یوسف، اصحاب كهف و آثاری كه ما آنها را بر اساس منابع قرآنی ساختیم ولی در هر جای دنیا كه دیده شدند مورد استقبال قرار گرفتند. این نشان میدهد حرفی كه ما داریم حرف محكمی است، حرفی كه با فطرت انسانها ارتباط برقرار میكند. به نظر شما دلیل كم كاری مسئولان در بحث تهاجم فرهنگی چیست؟مسئولان ما با دل خوش كردن به پشتوانه فرهنگی و دینی، خیال كردند كه ما در برابر تهاجم فرهنگی دشمن واكسینه هستیم. چون ما قرآن، اهل بیت و ائمه معصومین را داریم، عاشورا، امام حسین و فاطمه زهرا(س) را داریم دیگر آسیب ناپذیریم. این ذهنیت غلط برای مسئولان مملكت، رؤسای جمهور و مدیران فرهنگیمان به وجود آمده است. حتی برای علما و حوزههای ما. این سوء فهم و درد به وجود آمد كه چون ما پشتوانه قوی فرهنگی داریم پس از هر نوع تهاجمی مصون هستیم. لذا برای تقویت انرژی هستهای، نانو فناوری، اختراعات و اكتشافات و فلان و بهمان صنعت، وقت، انرژی، برنامهریزی و بودجه قرار دادیم اما برای بخش فرهنگی گفتیم بعد. فقط حرفش را زدیم و وضعیت را به حال خودش رها كردیم. شما نقشی برای تأثیر آموزههای دینی در مقابله با فرهنگ بیگانه در نظر نمیگیرید؟بخشی از این ذهنیت درست است. وقتی بچهها در هیأت و مجالس دینی هستند خود به خود واكسینه میشوند. ولی بخش زیادی از بدنه جامعه ما آسیب پذیرند. وقتی شما همواره از كیسه مصرف كردید یك روزی با جیب خالی روبهرو خواهید شد. اگر تنها از داشتهها استفاده كنیم و فكر كنیم تا زمانی كه هیأت داریم پس نیروها و بچهها در امان هستند، خیر این گونه نیست. یكباره یك قیافهها و یك نوع آرایشهایی از نوجوانان میبینید كه هیچ سنخیتی با فضای هیأت ندارند. این قیافههای نامأنوس كه شبیه فرهنگ بیگانه بزك شدند همه حاصل تهاجم فرهنگی است كه تا قلب جامعه ما رسوخ كرده و حتی در هیأت و مجالس مذهبی ما هم وجود دارد. این تغییر حاصل كار نكردن ماست وگرنه در داخل مجامع مذهبی، انسانها باید شكل مذهبی داشته باشند. برای مباحث اقتصادی، سیاسی و... هزینه، زمان و كارشناس میگذاریم اما برای فرهنگ هیچ. چون در این مسیر به صورت جدی وارد نشدهایم وكارشناس تربیت نكردهایم. یكباره به یك اثر كاملاً دینی انگ غیر دینی بودن میزنند. نمونه آن هم همین ماجرای یوسف است. در زمان پخش این سریال بحثهای زیادی در این باره بود كه داستان یوسف پیامبر یك داستان صرفاً اسلامی نیست. پاسخ شما چیست؟شاید بعضی از اهالی سینما این حرف را بزنند اما اگر این كلام در مورد یوسف گفته شود برای من هیچ پشیزی ارزش ندارد. باز هم بیانگر ماهیت این سینما و سینماگری است كه ادعای ما را اثبات میكند. این سینما و سینماگر جبهه گیریاش در مقابل یك اثر مذهبی این گونه است كه دنیا میگوید یوسف یك كار مذهبی و قابل پسند و تأثیرگذار است و دنیای اسلام به آن افتخار میكند و از این سو یك مشت سینماگر و مطبوعاتچی معلوم الحال وابسته، كسانی كه روحاً هم به آن سوی آبها وابستگی دارند، میگویند یوسف بد است! نظر آنها مهم نیست، مهم این است كه چنین جبههگیریای در برابر آثار مذهبی وجود دارد و در تلاشند كه این نوع آثار یا عرضه نشود یا اگر عرضه شد بیاهمیت جلوه كند و یا دستاندركارانش را به داخل محیطهای فاسد خودشان كشانده و خرابشان كنند. بازیگرانش را به فساد بكشند. هر بازیگری از سریال یوسف كه یك اشتباهی میكند اگر 100 فیلم و سریال دیگر هم بازی كرده باشد میگویند بازیگر یوسف خراب كرد! این سوء نیتها در سینمای ما وجود دارد. این بیماری و جبههگیری ضد فرهنگ اسلام كاملاً مشخص است. كما اینكه گفتند سلحشور به خاطر ساخت سریال یوسف سهسال زندان و یك میلیارد هم جریمه شده است و دو روز بعد هم تكذیب كردند. جالب است كه همه آن روزنامهها و رسانههایی كه در برابر اسلام و انقلاب ایستادهاند این خبر دروغ را نقل كردند، اما تكذیبه را ندیده گرفتند. جبهه طرفدار فرهنگ وابسته امروزی آرایش و خط خود را دارد، امكانات و بودجهای دارد و در راستای اهدافش با برنامهریزی دقیق حركت میكند اما جبهه خودی هیچ نظمی در برنامههای خود ندارد. در این داستان حتی روزنامههای خودی هم نقل نكردند كه فلان خبر كذب كه نقل شده بود توسط گویندهاش تكذیب شد. این نشانگر این است كه نیروهای خودی هم منسجم نیستند. ماحصل حرف من این است كه جنگ فرهنگی خیلی جدی است. هم ارزشها و باورهای مكتبی ما را نشانه گرفتند و هم نیروهای پایه و معتقد ما را نشانهگرفتند و میزنند. به هرحال فردی ادعایی كرده و حتماً مداركی دارد كه متن یوسف شبیه به كتابش است. اما اینجا چند سؤال پیش میآید، چرا از رفتن به دادگاه امتناع كردید تا رأی دادگاه در غیاب شما صادر شود؟ شما چه مداركی برای رد این اتهام در دست دارید؟هیأت كارشناسی از من دعوت كرد اما من حضوراً نرفتم. چون شش بار هر بار یك تا دو ساعت به صورت تلفنی با كارشناسان صحبت كرده بودم و آنها با شنیدن دلایل من تا حدودی راضی شده بودند و از سوی دیگر متن اصلی سریال را نیز در دست داشتند و با یك مقایسه ساده تفاوت متن من و شاكی را متوجه میشدند. اما به یكباره آنها گفتند تلفنی قبول نیست باید حضوری بیایید، معلوم بود لجبازی است وگرنه اگر با من حرف داشتند در شش یا هشت ساعت صحبتی كه با هم داشتیم و خودشان در مصاحبههای متعدد رسانهای به آن اعتراف كردند باید به دلایل من اشراف پیدا میكردند. اگر حضوری هم میآمدم غیر از آن حرفها چیز دیگری نداشتم. همین عدم حضور من را بهانه كردند و غیابی من را محكوم به 20 درصد سرقت ادبی و 20 درصد هم كپیبرداری در ساخت سریال كردند. موضوع اینجاست كه سرقت ادبی یعنی كپیبرداری از یك اثر یا نوشته یك نویسنده، اما 20درصد در ساخت چه معنایی میدهد آیا ایشان فیلمی ساختهاند و من عیناً آن را در سریال كپی كردهام؟ این 20 درصد در ساخت، ابداع این هیأت كارشناسی است. از سوی دیگر خود من به اندازه 20 درصد از نگارش این سریال نقش نداشتهام؟ آیا یك میلیارد پول گرفتهام كه حالا جریمهام این است. این نشان میدهد كه موضعی در این بین بوده كه قصد محكومیت و تخریب چهره سلحشور را داشتهاند. به غیر از این باید بگویم در عرف بینالملل تا بالای 60 یا 70 درصد اگر كسی از روی كتابی رونویسی هم كرده باشد اقتباس میدانند. طبق نامهای كه وزارت ارشاد برای دادگستری نوشته هم این نظر بینالمللی را دلیل بیگناهی من اعلام كرده است. ارشاد گفته است قوه قضائیه محترم دادگاه فلان، مرجع تعیین درصد سرقت ادبی ما ارشادیها هستیم، نه قوه قضائیه. ما متخصص هستیم. ما میگوییم اگر كسی از روی متنی تقلب كرد و 100 درصد شبیه آن نبود ما آن را اقتباس میدانیم. دو دادگاه درباره با كپیبرداری یوسف برگزار شد كه در یكی شما بیگناه و در دیگری به صورت غیابی گناهكار شناخته شدید. چرا دادگاه اول هیچ شكل رسانهای نداشت اما در دادگاه دوم همه رسانههای داخلی و خارجی اخبار را پوشش دادند؟دو تا سه قسمت از سریال پخش نشده بود که با استفاده از ابزار رسانه آقای طاهری در مصاحبهای اعلام كردند كه سلحشور از متن من تقلب کرده است. با اتمام سریال، ایشان به دادگاه شکایت کردند. دادگاه مرا احضار کرد و من مدارك خود را به دادگاه تسلیم کردم و گفتم مقایسه کنید اگر شبیه بود من قبول دارم. دادگاه در مرحله بازپرسی قرار منع تعقیب صادر و پرونده را مختومه اعلام کرد. آقای طاهری اعتراض کرد، دادسرا هم دادگاه 1083 کارکنان دولت را برای رسیدگی به این پرونده تعیین کرد و در این دادگاه برای من حكم جریمه در نظر گرفتند. خب در یك دادگاه بیگناه و در دیگری گناهكار! عقل سلیم میگوید كه باید یك مرجع سومی در این میانه قرار بگیرد و حكم نهایی را اعلام كند اما به یكباره همه رسانهها و خبرگزاریهای داخلی و خارجی بر طبل رسوایی من كوبیدند كه چه نشستید كه كارگردان سریال حضرت یوسف قرآنی یك دزد ادبی است! سؤال من این است كه چرا قوه قضائیه اعتراض نكرد؟ آن آقای كارشناس چگونه به خود اجازه داد تا با خبرگزاری شهر مصاحبه كرده و آبروی من را ببرد. الان هم تكذیب میكند و روزنامه مربوطه هم میگوید اخبار از منابع مختلف بوده كه سرهمبندی و نقل شده است! برای ساخت سریالهایی همچون یوسف كه چند سال برای تحقیق و چند سال هم برای ساخت زمان لازم است هیأتهای كارشناسی متفاوتی از لحظه صفر تا نسخه آماده نمایش از سوی تهیهكننده بر مراحل كار نظارت دارند. برخورد تهیهكننده سریال با این اتهام چگونه بود؟ به هر حال آنها از اول از این پروژه آگاه بودند. تلویزیون از مراسم تجلیل از سریال حضرت یوسف، 10 دقیقه برنامه پخش میكند، اما از برنامهای همچون شبهای برره پنج شب متوالی هر شب یك ساعت برنامه پخش میكند!از دارا و ندار سه شب فقط از تجلیلش برنامه میگذارد، نقد و بررسیاش بماند. یعنی مسئولان تلویزیون و ارشاد در این مورد تسلیم شدهاند و میگویند این درست است و غیر از این نباید باشد. هر كس هم جلوی این فیلمسازی بایستد ما با آن در میافتیم. مسئول سیما فیلم مصاحبه كرده و در آن گفته چرا این گونه مسائل را به مطبوعات میكشانید و از فهم مطالبش برمیآید كه اگر چنین سرقتی هم هست باید بین خودمان حلش كنیم. یعنی قبول كرده است كه سرقت صورت گرفته است. به جای آنكه بگوید ما از اول با این كار بودهایم. از تحقیق و نگارش مطلعیم. متن هر دو را خواندیم و هیچ نسبتی با هم ندارد. در مصاحبههایی كه داشتهاند از حمایتشان بوی تأیید این آدمها بر میآید. در حالی كه من مدرك دارم زمانی كه این آقا كتابش را چاپ كرده است من سیناپس نهایی و كل تحقیقاتم را به سینما فیلم تحویل دادهام. در تاریخ 15/12/80 من 12 جلد كتاب 1000 تا 1500 صفحهای تحقیقات را تحویل سیما فیلم دادهام. این نشان میدهد كه من نزدیك به 5هزار صفحه تحقیقات دارم. تاریخ تحویل نگارش در سال 81 بوده است. سناریو و تحقیقاتم را طبق قرار در زمان مشخص تحویل دادهام. اما این آقا مدعی شده زمانی كه من كتابم را چاپ كردهام تو از روی آن رونویسی كردی و بعد تحویل دادهای، در صورتی كه من در آن زمان تحقیقات و فیلمنامه نهایی را به سیما فیلم تحویل داده بودم. تاریخ چاپ كتاب در زمستان سال 80 و پخش آن در بهار 81 است. شما این نویسنده را از قبل میشناختید. آیا طرحی از یوسف به شما ارائه داده بود؟ایشان را از قبل میشناختم، یك جزوه 20 صفحهای به گفته خودش یك قسمتی برای من آورده بود. ایشان ادعا كرده است كه به پشتوانه این نسخه كوچك ایده اصلی سریال یوسف از آن ایشان است، توضیح شما چیست؟اولاً ایده اصلی از آن قرآن و خداست. دوم اینكه ایشان در مصاحبههای مختلفش گفته كه ایده اولیه سال 78 به ذهنش رسیده است اما من مدركی دارم كه در سال 76 خلاصهای از این طرح را نوشتهام. این مدارك را به دادگاه ارائه دادهاید؟تا به امروز هیچ كس به من نگفته است مدركی بیاور. بزرگترین دفاع من فیلمنامه یوسف و كتاب ایشان است. میگویم این دو را با هم مقایسه كنید و دریغ كه همین كار را كه آسانترین راه در شناخت تفاوتهای این دو كار است، انجام ندادهاند. پس هیأت كارشناسی چه كرده است؟هر كاری كرده است جز این مقایسه. من شك ندارم این كار نشده است. من همین جا اعلام میكنم آقایان مجتبی راعی، كیانوش عیاری، جعفری جوزانی، محمدرضا معتمدی و خانم رخشان بنیاعتماد كه كارشناسند، فیلمنامه من و كتاب آقای طاهری را بخوانند و اگر از این میان یك نفر نسبتی میان متن من و كتاب ایشان در شاخصههای ادبی، شروع و پایان سكانس، هدفگیری و... مطرح كرد من قبول میكنم كه تقلب كردهام. تقلب را چه میدانیم اگر كسی محتوا را تكراری بداند از حماقت است. چون محتوای اصلی از یك منشأ كه قرآن است ریشه گرفته، با توجه به اینكه هر كسی كه در این عالم بخواهد از روی قرآن سناریو بنویسد حداقل 70 تا 80 درصد شبیه هم خواهد بود. با این حال من به جرئت میگویم اینقدر این دو متن با هم متفاوت هستند كه من مطمئنم در این مقایسه سربلند خواهم بود. اول متهم را نسبت به اتهام و مدارك موجود علیهاش تفهیم میكنند، بعد محاكمهاش میكنند، اما من بدون هیچ مدرك و اتهام تفهیم شدهای غیابی محاكمه شدهام. من اصلاً قاضی را ندیدم و این از عجایب این پرونده است. اما من یك مدرك معتبر دارم كه این آقا كتابش را از روی كتاب «یوسف- توماس مان» آلمانی نوشته است. نزدیك به 500 نمونه كپی مطلق دارد. ایشان بالای 60 درصد از كتاب توماسمان را تقلب میكند و مهم نیست اما در مورد ما اتهام میزنند. 12 نفر از انسانهای صالح، راستگو، مؤمن و جزو بهترینهای سینما و تلویزیون در نوشتن فیلمنامه یوسف پیامبر همكاری داشتهاند، حالا اگر این 12 نفر شهادت بدهند كه این سناریو توسط این گروه و بدون الگوبرداری از كتاب یاد شده نوشته شده است كافی نیست؟! در سالهای اخیر جامعه هنری همواره از نیروهای خود حمایت كرده است. گاهی دیدهایم كه اگر كارگردانی به زندان افتاده هنرمندان نامهنگاریهای گوناگون كردهاند و با رسانههای داخلی و خارجی مصاحبه كردهاند تا فرد یاد شده از بند آزاد شود. آیا جامعه هنری از شما حمایت كردند؟بعد از مدتی كه طبل رسوایی ما را در دنیا جار زدند، روزنامه كیهان و خبرگزاری فارس در این باره مصاحبههایی با آقایان شورجه، كاسهساز و سجادپور كردند اما تا قبل از اینكه ما داد نزدیم و كمك نخواستیم هیچكدام توجهی نشان ندادند. من برای خیلی از جاها نامه نوشتم و كمك خواستم. معاونت حقوقی وزارت ارشاد خدا خیرش بدهد كه تا به حال چندین جلسه با هم صحبت كردیم و مدارك را بررسی كردهاند و از طریق وزارت ارشاد نامهای به دادگاه نوشته شده است. اما اینكه چرا روزنامهها و مسئولان به این دعوا نپرداختند، چون دغدغه فرهنگی در این كشور مهم نیست. متأسفانه برای مسئولان امر، مسائل اقتصادی، سیاسی و علمی آنقدر مهم است كه دیگر فرهنگ را از یاد بردهاند. برای ساخت سریال یوسف پیامبر چه مدت زمان صرف كردید و در ازای آن چقدر مزد گرفتید؟حدود 5/3 سال تحقیق و نگارش، پنج یا شش ماه پیش تولید و دو سال و 9 ماه هم فیلمبرداریمان طول كشید. یعنی در مقایسه با سریالهای در چشم باد كه شش یا 7 سال و مختار كه شش یا هفت سال زمان تولید صرف كردهاند، یوسف تنها با یك سوم این زمان تولید شد. هزینه تولید یوسف پیامبر 7 میلیارد، در چشم باد 27 یا 30 میلیارد و مختار هم بالای 30 میلیارد بوده است. چقدر خودتان دستمزد گرفتید؟با استناد به سندهای اصلاح برآورد شده حدود 38 میلیون تومان بابت چهارسال تحقیق و نگارش 45 قسمت سریال با همكاری 12 نفر از همكاران نویسنده و برای كارگردانی هم اوایل 5/1 میلیون تومان و اواخر یك میلیون و هشتصد هزار تومان دستمزد میگرفتم، در صورتی كه قرارداد من برای بخش تولید ماهی 4 میلیون تومان بوده است اما چون نیاز نداشتم همان كه گفتم را بر میداشتم. آن مقداری هم كه تا 4 میلیون میماند را برای یوسف چك میكشیدم. من در طول سه سال فیلمبرداری و یك سال بعد از آماده سازی، حدود چهارسال یعنی 48 ماه اگر هر ماه 2میلیون در نظر بگیرید حدود 96 میلیون و 38 میلیون هم برای نگارش كه جمعاً حدود 130 میلیون تومان دستمزد گرفتهام، محكوم شدهام به یك میلیارد تومان جریمه! چرا از 4 میلیون دستمزد به ازای هر ماه از ساخت سریال یوسف پیامبر تنها نیمی از آن را برداشتید؟ما هنوز باور نكردهایم كه در جنگ، نیروهای معتقد نمیروند، چیزی بگیرند، بلكه میروند كه جان و هستی بدهند برای اینكه از ارزشهایشان پاسداری كنند. جنگ فرهنگی هم همین است. من به این عقیده كه دارم جنگ فرهنگی انجام میدهم، وارد میدان شدهام. من فیلم نساختم. من دنبال فیلم و سریالسازی نیستم، من دنبال این هستم كه در این جبهه فرهنگی نقش خودم را بازی كرده و وظیفهام را انجام دهم. طبیعتاً اگر به دنبال مادیات باشم در تضاد با این موضوع است. من در این میان در حد نیازم زندگی میكنم. اگر بیش از این بردارم، دارم كاسبی میكنم. فیلمسازم دارم پول درمیآورم. اگر ادعای این را دارم كه سرباز این میدانم باید معیارهای این جنگ را رعایت كنم. به هر حال این چالش هم به پایان خواهد رسید. اما به عنوان سؤال آخر كار بعدی شما چیست؟قدم بعدی من بستگی به این دادگاه دارد. اگر در این چالشی كه در جمهوری اسلامی برای من پیش آمده، از من اعاده حیثیت شد، به عنوان یك فیلمساز مسلمان، كار اسلامی میتوانم بسازم. اما اگر من در این دادگاه تبرئه نشوم یك سارق ادبی و یك دزد هستم و یك دزد نمیتواند به خود جرئت بدهد به سمت قرآن برود!