
پس از آنکه فتنهگران تلاش و کوششان درجهت مقابله و عناد با نظام ره به جایی نبرد راههای بسیاری را برای برگرداندن آب رفته از جوی بهکار گرفتهاند. از پروژههای جریان معاند میتوان به برجستهکردن تنش و اختلاف میان سران سه قوه و جریان اصولگرایی اشاره کرد. با نگاهی گذرا به رسانههای جریان فتنه به سهولت میتوان به این نکته پیبرد که تعارض و تناقض بین دلسوزان نظام خواسته این گروه است و آنها همت و نهمت خود را در اینباره به یاری گرفتهاند. ذکر این نکته ضروری است که سران فتنهگر به خاطر عدم توانایی نمیتوانند بهصورت مستقیم حضوری تأثیرگذار در این رابطه داشته باشند.
آنها مترصد فرصتهایی هستند که به وسیله نیروهای انقلابی در بدنه و حتی در رأس حاکمیت بهوجود میآید تا آن را درجهت مقاصد خود به کار گیرند. بستری که شخصیتهای تأثیرگذار برای اختلالجویان در شرایط کنونی ایجاد میکنند چیزی بهجز موضع پرخاشگرایانه و تند علیه دیگر افراد دلسوز نمیتواند باشد. همین مواضع غیرمنصفانه و غیراصولی است که باعث دلگرمی و امید به آینده برای به قعر چاه رفتگان میشود.
ایجاد تشکیک و تفرقه بین سران سه قوه و حتی نیروهای اصولگرا درکنار بعضی راهکارهای دیگر مثل «تبدیل مسائل فرعی به اصلی» قابل توجه است. همانطور که بر همگان مبرهن است مسأله امروز کشور موضوع نبرد با دشمنان در جبهههای مختلف سخت و نرم است. کشوری که با تمام تهدیدات و تحریمهای داخلی و خارجی میخواهد در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی و سیاسی به جایگاه والایی برسد تعالیم بلند اسلامی- ایرانی را در کل جهان فراگیر کند. در اینچنین کشوری نباید مسئولان و کارگزاران برخاسته از رأی مردمش به جنگ لفظی و حتی توهین و تهمت به یکدیگر روی بیاورند و با همین روند زخمخوردگان سیاسی را مرهمی بنهند. دوم خردادیها با غلو کردن اختلافات سطحی بین سران سه قوه و اصولگرایان درصدد ناکارآمد نشان دادن حاکمیت و نظام هستند. دمیدن روح یأس و ناامیدی از آینده کشور بر مردم از دیگر مؤلفههای اصلاحطلبان برای تفرقه و دودستگی است. اما آنچه نیروهای دلسوز و ولایتمدار باید قبل از بیان مواضع و اظهارات خود در شرایط گوناگون ملحوظ نظر قرار بدهند این است که: 1ـ مواضعشان درجهت حفظ منافع و آرمانهای انقلاب و نظام باشد و با دیدگاههایشان بهصورت ناخواسته امید ناامید شده معاندان و بدخواهان را به امیدواری تبدیل نکنند. از جمله منافع و رویکرد نظام حفظ وحدت، استقلال، دفاع از تمامیت ارضی و جلوگیری و مقابله با تهدیدات نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دشمنان قسم خورده انقلاب است، خصوصاً که کشور ما هماکنون در مسائل بینالملل با انواع تهدیدها، محدودیتها، فشارها و کارشکنی دولتهای استکبار مواجه است. پس نمایندگان مردم در جایگاههای مختلف حکومت اسلامی باید با حساسیت و هوشمندی بیشتری کلمات و جملات را در مورد دیگر مسئولان بهکار گیرند تا امیدبخش معاندان درونی و بیرونی نباشند.
2ـ آنچه که بهعنوان دیگر مبنا در گفتهها و اظهارات اشخاص باید مورد توجه قرار بگیرد حفظ جایگاه و منصب افراد مختلف در دستگاههای مختلف نظام است.
حفظ حرمت و جایگاه هریک از منسوبین و نصبشدگان سازمانهای مختلف باید بهعنوان شاخصهای مهم نصبالعین قرار بگیرد، خصوصاً اگر یکی از سران سه قوه نظام باشد.
هتاکی و توهین مسئولان به اشخاص و جایگاههای دیگر زمینه و بستر را برای دیگر گروههای جامعه باز میکند. البته حرمت آن افراد را هم زیر سؤال میبرد و حرمتشکنی و بیبند و باری بهعنوان اصلی از شاخصههای بیانی و زبانی بهکار گرفته میشود. هتک حرمت جایگاههای شاخص نظام از دیگر مؤلفههای دشمنان خونآشام نظام اسلامی است که باید مورد توجه مسئولان و منسوبین مردم قرار بگیرد.
3ـ جلوگیری از اهانت و تخریب سران قوا و چهرههای دلسوز و کارآمد نظام از دیگر وظایف و اولویتهای مدیران در سطوح مختلف نظام است. البته این وظیفه بر دوش کسانی سنگینی بیشتری میکند که با رأی مستقیم مردم برگزیده شدهاند.
4ـ آنچه برخاسته از منطق و خرد است این است که اختلافات و اشکالات را افراد و شخصیتهای مختلف از طریق مجاری قانونی و با گفتوگو حل کنند. تعامل سازنده سران سه قوه و برگزیدگان مردم راه را برای نفوذ و دخالت کارشکنان و سوءاستفادهکنندگان میبندد. بهراستی زمانی که میشود مشکلی و اعتراضی را با گفتوگوی رو در رو حل کرد چرا به سطح افکار عمومی بکشانیم و اوضاع را وخیم و غیرقابل حل نشان بدهیم. نقد درون گفتمانی که همیشه گروه اصولگرا بر آن پافشاری کردهاند امروز باید بیشتر به کار آید و ریشه بدواند.
5ـ شاید انتظار دیگر از نیروهای مؤثر نظام وظیفهشناسی و درک درست از تکالیفشان باشد. آنچه به کارایی یک شخص برای نظام و جامعه کمک بیشتری میکند، میزان آگاهی و شناخت شخص از حیطه وظایفی است که برعهدهاش گماشتهاند. البته در مراتب مختلف انجام دادن وظایف آنهم بهدرستی در صدر قرار دارد.
6ـ پیروی از اصول و مبانی اصلی نظام و معیارهای مطرح شده از سوی حضرت امام(ره) و رهبری معظم هم باید در مقاطع زمانی مختلف نصبالعین باشد تا بهوسیله آن به اشتباه یا خطا نرویم.
به صورت قطع همه دلسوزان و دلبستگان به امام(ره)، انقلاب و نظام در این مقطع حساس باید با حفظ کلمه وحدت بر حول محور اصلی نظام که همان مقام معظم رهبری است کشور را در عبور دادن از دستاندازیهای دشمن کمک کرده و درجهت نیل به اهداف بلند رهبر کبیر انقلاب هدایت کنند.