
خداوند بر درجات امام راحل بیفزاید که میفرمود «اگر 124 هزار پیامبر زیر یک سقف جمع شوند هیچ اختلافی بین شان بروز نمیکند» اگر چه پیامبری شأن انسانهای غیر معصوم نیست، اما «انی لکم اسوه حسنه» آویزه گوش مسلمانان بوده و خواهد بود. ملت بزرگ ایران و خصوصاً نیروها و خواص مؤمن به انقلاب اسلامی چه چیزی را باید تحمل کنند و در کدام صحنه باید حاضر باشند؟ حوادثی که دشمن طراحی میکند و ناجوانمردانه با رسانهها و روابط بینالملل و دیپلماسی عمومی دنبال میکند بخش قابل توجهی از توان و تمرکز حزبالله را متوجه خود کرده است. طبیعتاً بخش دیگر تمرکز آنان و فعالیت فکری – سیاسی آنان است که باید متوجه حوزه ایجابی انقلاب گردد و برای تعمیق و ترویج انقلاب اسلامی به کار گرفته شود. امروز صحنه سیاسی قابل مشاهده بین سه قوه کشور چگونه است؟ اگر مجلس و دولت و قوه قضائیه بین جناحهای سیاسی کشور توزیع شده بودند تنش و اصطکاک تا حدودی پذیرفته شده بود، اما مدعیان اصولگرایی بر سر کدام مسأله مردم را به صحنههای مناظرههای رسانهای خود میکشانند؟ رئیس جمهورکنایهای به مجلس یا قوه قضائیه میزند، رئیس مجلس مطلب دیگری را میگوید که تیتر یک رسانههای تجدیدنظرطلب میشود. رئیس قوه قضائیه در فردایی پاسخ رئیس جمهور را میدهد. جالب این است که جلسات سران سه قوه نیز تشکیل میشود و در فضای رسانهای بازتاب مییابد. چرا مسائل کنایهای و رسانهای در آن جلسه رو در رو و چشم در چشم بیان نمیشود و سران قوه فشار افکار عمومی را برای پیشبرد نظر و مطالبه خویش فرا میخوانند؟ مردم ما چه گناهی کردهاند که هم باید دشمن را تعقیب کنند، هم زندگی روزمره را بپیمایند و هم دست بر دهان، این صحنه را مشاهده کنند و در پاسخ نیز بشنوند که اختلاف امر طبیعی است. اختلاف امر طبیعی اما اولاً این اختلاف سلیقه باید در عرصه نظری باشد ثانیاً با حل مسائل مردم بیارتباط باشد ثالثاً مبتنی بر اصول نباشد. بنابر این وقتی رؤسای قوا اختلافات را در جلسات مشترک حل نمیکنند و رسانهها را به کمک برای فشار بر دیگری فرا میخوانند، از دو حالت خارج نیست.
1-دیگرانی هستند که علاقهمند به گل زنی هستند و دوست دارند نظر آنان از حنجره سران قوا بیرون بیاید، لذا با اطلاعات رادیکال یا مشاورههای تحریک کننده فضا را مسموم مینمایند. این دسته معمولاً قالب بندی سیاسی خاص را برای آینده طراحی کردهاند و نگران خارج شدن از ریل موجود در آینده هستند.
2-احتمال دوم علاقه به «سر» بودن است یعنی اگر اصولگرایی را معادل جناح بگیریم (اصولگرایی به معنای تفکر بحث دیگری است) جناح اصولگرا فاقد سر میباشد و همه تلاش میکنند در یک حرکت چراغ خاموش و با عمل خویش خود را در رأس قاعده هرم بنشانند و طبیعی است که در رأس قاعده جای یک نفر بیشتر نیست و این چنین اختلاف برای رسیدن به رأس قاعده بروز مینماید. اگر سران محترم قوا به نگاه مردمی که آنان را برگزیدهاند توجه مینمودند هرگز به خود اجازه نمیدادند که موضع آنان چهرهای را مکدر نماید و مسائل اولویت دار در صحنه سیاسی کشور گم شود. بنابر این راه درمان تبعیت غیر تفسیری از قانون است، راه درمان دوم کوتاه آمدن طرفین است و باید بدانند که تفاهم جاده یکطرفه نیست. راه سوم شجاعت در تعاملات رودررو است. مقام معظم رهبری الگوی همه است ایشان که سنگ صبور نظام جمهوری اسلامی و گنجینه اسرار نظام هستند کدام مسأله تنشزا را با افکار عمومی طرح کردهاند؟ آن همه نفاق درونی یاران دیروز را چگونه مدیریت مینمایند؟ ولایت مداران مدعی در کجا دنبال الگو میگردند؟ 124 هزار پیامبر پیشکش، الگوی رهبری را دریابید پرونده اصولگرایی را پرونده محبت، صداقت و تواضع قرار دهید. اختلافات را نیز به دست قانون بسپارید و با حرف حق خویش تکمیل کننده پازل دشمن نباشید، امروز رنج حزبالله بر این مسأله متمرکز شده است.