
سمیرا سروی -در کشورهای دیگر، شهرهای دانشگاهی وجود دارد و معمولاً دانشگاهها در پایتختها یا کلانشهرها نیستند. تعداد شهرهای دانشگاهی متناسب با وسعت و جمعیت هر کشوری متفاوت است. اکنون سؤال اینجاست که در ایران چند شهر دانشگاهی، در کدام مناطق کشور و با چه رشتههای تحصیلی نیاز است. در این میان باید خصوصیات فرهنگی و روحی ملت ایران و تفاوت آن با ملتهای دیگر را نیز در نظر گرفت.چند شهر دانشگاهی نیاز داریم؟جمهوری اسلامی ایران یک میلیون و 648 هزار و 195 کیلومتر وسعت، حدود 73 میلیون نفر جمعیت و 30 استان دارد. بیشتر جمعیت ایران در مرکز و غرب کشور که آبوهوای بهتر و امکانات بیشتری دارد، زندگی میکنند. بنابراین با یک حساب سرانگشتی کشور ما به پنج شهر دانشگاهی متمرکز نیاز دارد. شمال غربی، جنوب غربی، مرکز، جنوب مرکزی و شرق کشور، به دلیل وجود تراکم زیاد جمعیت و وسعت مناطق، میتواند شهرهای دانشگاهی داشته باشد. این شهرها باید خارج از کلانشهرها و در شهرهای خوش آب و هوا و کمجمعیت باشند تا موجب رونق آن مناطق هم بشود. با این حال شهرهای دانشگاهی متمرکز با وضعیت فرهنگی و روحی ملت ما، هماهنگ نیست و مشکلاتی ایجاد میکند. از جمله این مشکلات آسیبهایی است که به لحاظ فرهنگی و اجتماعی برای دانشجویان و خانوادههایشان ایجاد میکند. زندگی در ایران مثل غرب نیست که خانوادهها گسسته باشند. زندگی در ایران، خانوادهمحور است و افراد در زمان دوری از خانواده دچار مشکلات روحی ـ روانی میشوند و ممکن است آسیبهای اجتماعی چون اعتیاد، مسائل غیر اخلاقی و ... به سراغشان بیاید.این وضعیت برای دختران حادتر است و آنان را بیشتر در معرض آسیبها قرار میدهد. چنین آسیبهایی در نزد برخی دانشجویان دور از خانه و خانواده، همین حالا قابل مشاهده است.راه دوم برای شهرهای دانشگاهی راه دوم خروج دانشگاهها از کلانشهرها و ایجاد شهرهای دانشگاهی در هر استان است. در این طرح باید استانهایی که کلانشهرها در آنها وجود دارند در اولویت قرار بگیرند و شهرهای دانشگاهی در مناطق کمجمعیت و خوش آب و هوای این استانها ایجاد شود. در حال حاضر شهرهای تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز، اهواز، کرج، قم، کرمانشاه، ارومیه و رشت جمعیتی بیش از یک میلیون نفر یا نزدیک به این عدد دارند. با وجود رشد جمعیت 2/1 درصدی، جمعیت شهرهای کرمان، زاهدان و همدان نیز در طول پنج سال آینده به شهرهای با جمعیت بیش از یک میلیون نفر خواهد رسید. در چنین وضعیتی استان و شهر تهران در اولویت اول ایجاد شهر دانشگاهی است. استان خراسان رضوی در رتبه دوم و استانهای اصفهان، آذربایجان شرقی، فارس و خوزستان در اولویت سوم قرار میگیرند. اگر یک طرح 10 ساله تعریف شود میتوان در طول 3 ـ 2 سال ابتدایی این مدت، دانشگاههای تهران را از شهر خارج کرد و به شهر دانشگاهی مربوطه انتقال داد. این طرح باید مشمول دانشگاههای معتبر هم بشود.مسأله دیگر اینکه هر استانی برای چند رشته دانشگاهی مستعد است. بنابراین باید رشتههای متناسب با استعداد و ظرفیتهای هر استان به دانشگاههای محلی ارائه شود. رشتهای چون کشاورزی میتواند در همه استانها راهاندازی شود و البته گرایشها در این رشته باید متناسب با ظرفیت و استعداد کشاورزی هر استان باشد. رشتههای صنعتی نیز متناسب با استعداد و ظرفیت هر استان باشد و تقسیمبندی رشتهها به گونهای شود که چند استان مجاور هم، رشتههای تحصیلی دانشگاههای همدیگر را تکمیل کنند تا امکان تحصیل در تمام رشتهها برای تمام دانشجویان این استانها فراهم باشد. به این ترتیب هر رشتهای در استانی وجود نداشت در یکی از استانهای مجاور وجود خواهد داشت تا به همه استعدادها، علایق و سلایق توجه شود. رشتههای علوم انسانی هم باید در دانشگاههای معتبر کلانشهرها ارائه شود نه دانشگاههای مناطق محروم. دانشگاههای مناطق محروم بیشتر به رشتههای صنعتی و کشاورزی و پزشکی نیاز دارند. شهر دانشگاهی به لحاظ مکان حتیالمقدور باید در وسط استان باشد تا دسترسیها آسانتر شود اما نباید کنار مرکز استان قرار بگیرد بلکه باید حداقل 50 کیلومتر با مرکز استان فاصله داشته باشد تا باری بر تراکم جمعیت و ترافیک آن نیفزاید.شهر دانشگاهی تهرانیها کجا باشد؟تهران شهر بسیار شلوغی است که میان چند شهر شلوغ دیگر واقع شده است. این مشکل برای شهرهایی چون اصفهان، مشهد، تبریز، اهواز و شیراز بسیار کمتر است. کرج، شهریار، رباطکریم، ورامین و اسلامشهر روی هم حدود پنج میلیون نفر جمعیت دارند، یعنی به اندازه جمعیت استان 104 هزار کیلومتری اصفهان. به این ترتیب ایجاد شهر دانشگاهی تهرانیها در این شهرها امکانپذیر نیست. تهران از غرب تا هشتگرد دچار تراکم جمعیت است و این وضعیت از جنوب تا رباطکریم و اسلامشهر و از شرق تا ورامین وجود دارد. از نظر آب و هوایی هم جنوب و شرق تهران به کویر میرسد و شمالش به کوهستانهای پربرف که زمستانهای بسیار سردی هم دارد. به لحاظ تراکم جمعیت و آب هوا شاید بهترین منطقه دانشگاهی برای تهرانیها حدفاصل هشتگرد تا قزوین باشد. حومه شهرهایی چون طالقان و نظرآباد میتواند مکان خوبی برای ایجاد یک شهر دانشگاهی باشد. از سمت شمال شرق تهران هم حوالی شهر دماوند، میتواند یک شهر دانشگاهی مناسب باشد.دو مشکل اساسی برای شهرهای دانشگاهی یکی از مشکلات ایجاد شهرهای دانشگاهی در ایران به ویژه برای دانشجویان متأهل که اکثراً در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای تحصیل میکنند و تعدادشان روزبهروز افزایش خواهد یافت، فقدان مراکز اشتغال در شهرهای کمجمعیت است. دانشجویان در ایران مجبورند برای امرار معاش کار کنند. این مسأله در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی شایعتر است. با توجه به اینکه تراکم جمعیت دانشجویی کشور از دوره کارشناسی در حال انتقال به دورههای کارشناسی ارشد و دکتری است و براساس فرهنگ دینی و نیاز انسانی، دانشجویان این مقاطع در سنین ازدواج و تشکیل زندگی قرار میگیرند، ایجاد اشتغال در شهرهای دانشگاهیها ایجاد شهرهای دانشگاهی در نزدیکی مراکز اشتغال دور از شهرهای بزرگ یک نیاز ضروری است. به این ترتیب اولویت اشتغال در این مراکز باید با دانشجویان باشد. البته اگر بورسیههای مختلف و کمکهای بلاعوض به کمک دانشجویان بیاید یا حداقل بخشی از درآمد آنان را تأمین کند بهتر است. چراکه اشتغال در مقطع دکتری ممنوع بوده و شایسته است که دانشجو فقط به کسب علم بپردازد.مشکل دیگر شهرهای دانشگاهی ایران، خوابگاههای مناسب خواهد بود. در حال حاضر بیشتر خوابگاههای ایران، مجردی هستند و در یک اتاق، چند دانشجو زندگی میکنند. با توجه به ازدیاد دانشجویان تحصیلات تکمیلی، نیاز به خوابگاههای متأهلی بیشتر شده و خواهد شد. به این ترتیب شهرهای دانشجویی باید امکانات مورد نیاز تحصیلی را متناسب با وضعیت دانشجو بودن در ایران داشته باشد.دولت، مجلس و برخی ارگانها که جزو اموال عمومی محسوب میشوند اما دولتی نیستند باید برای تحقق ایجاد شهرهای دانشگاهی استاندارد دست به دست هم بدهند و طراحی دقیقی از این شهرها ارائه داده و اجرا کنند.