
دیروز منطقه خاورمیانه شاهد دو نبرد اطلاعاتی بود. در یک سو سیدحسن نصرالله با انتشار اسناد و اطلاعات دقیق نسبت به اقدامات رژیم صهیونیستی در ترور رفیق حریری و فعالیتهای اطلاعاتی این رژیم در لبنان، اشراف اطلاعاتی حزبالله را به رخ دشمنان کشاند و به تعبیری حیثیت نداشته رژیم صهیونیستی را با این اقدام خویش بر باد داد و بار دیگر زلزلهای را در اردوگاه دشمن و در رأس آنها رژیم صهیونیستی و امریکا به وجود آورد که تاکنون سابقه نداشته است. از سوی دیگر، وزیر اطلاعات ایران پشتپرده جنگ روانی و اقدامات دشمن به ویژه امریکا و رژیم صهیونیستی را برملا نمود و با ارائه اطلاعات دقیق از سرمایهگذاری فکری و مالی غرب برای انحراف اعتقادی و در نهایت فروپاشی جمهوری اسلامی، هم به جریانی در داخل هشدار داد که منکر دریافت هرگونه کمک از غرب برای براندازی ایران در طول یکسال گذشته شدهاند و هم بار دیگر کانون توجه مسئولان را به سمتی جلب کرد که سعی دارند با کتمان حقایق، از زیر بار مسئولیتی که بر گردن آنها نهاده شده است، شانه خالی کنند. در اطلاعات انتشار یافته از سوی وزیر اطلاعات در جمع رؤسای آموزش و پرورش کشور، مواردی مطرح گردید که با کمی دقت در اظهارنظرها و اعترافهای آشکار مقامات غربی و همچنین بررسی فعالیت مراکز و مؤسسات فعال علیه ایران، میتوان اسناد آن را به وضوح مشاهده کرد.
1- اختصاص بودجه برای براندازی جمهوری اسلامی و راهاندازی جنگ نرم در ایران آنچنان روشن است که نیاز به ادله برای اثبات آن نمیباشد. اما در عین حال برخی آمارهای منتشر شده گویای این واقعیت است که غرب در راستای این هدف خود از هیچ اقدامی فروگذاری نکرده است. بررسی بودجههای جاری و سالانه امریکا و اختصاص بودجههای هنگفت برای تبلیغات و جنگ روانی نشان از آن دارد که امریکا به صورت برنامهریزی شده و هدفمند در این راستا سرمایهگذاری میکند. به عنوان مثال، امریکاییها بهرغم اینکه شش درصد جمعیت جهان را دارند،حدود 75 درصد تبلیغات بینالمللی را به خود اختصاص دادهاند و جالب اینکه بیش از 80 درصد این تبلیغات در دست بنگاههای تبلیغاتی منتسب به صهیونیستها میباشد.
امریکاییها در سال 2009 میلادی 106 میلیارد دلار از بودجه 765میلیارد دلاری خود را صرف تبلیغات نموده بودند که 45 میلیارد دلار آن برای تولید برنامههای نرمافزاری و تبلیغاتی و 60 میلیارد آن برای توسعه تأسیسات ارتباطی و ایجاد شبکههای جدید خبری و اطلاعاتی صرف شده بود. این در حالی بود که مجموعه درآمدهای نفتی و صادرات غیرنفتی ایران در همین سال به 90 میلیارد دلار نمیرسید. دولت امریکا هر ساله بیش از 600 میلیون دلار برای استخدام کارمندان تبلیغاتی خود هزینه میکند تا برای دستگاه تبلیغاتی خود در سراسر جهان به ویژه نفوذ در کشورهای مستقل و آزاده جهان از جمله ایران، اخبار دروغ تولید کرده و انتشار دهند.
با توجه به این آمارهای روشن و مستند، آیا دور از انتظار است که امریکاییها در انتخابات ایران که بزرگترین تحول منطقهای برای آنها به حساب میآمد، 17 میلیارد دلار هزینه نموده باشند. کسانی که به دنبال ارائه اسناد دریافت کننده این مبالغ هستند با کدام منطق انتشار چنین اخباری را خواه از سوی یک مقام روحانی صورت گرفته باشد، خواه توسط کسی همچون وزیر اطلاعات که مسئولیت مستقیم برای کشف چنین جرائمی را بر عهده دارد، منکر شده و رد میکنند!
2- منکرین کمکهای مالی امریکا و غرب به جریان فتنه در انتخابات سال گذشته، کافی است به اسناد منتشر شده از سوی مراکز تصمیم ساز و مؤسسات سیاستپژوه امریکایی رجوع کنند تا حقایق را آنچنان که هست، مشاهده نمایند. مرکز بررسی سیاست خاورمیانه سابان متعلق به مؤسسه بروکینگز درست 8 روز قبل از انتخابات ریاستجمهوری 1388، سندی را با عنوان «کدام مسیر به سمت ایران» منتشر کرد و در این سند 200 صفحهای که در 9 بخش سیاستهای امریکا برای تغییر و فروپاشی نظام سیاسی ایران تشریح شده بود، مواردی را برای کمک مالی به کسانی که به دنبال انقلاب مخملی در ایران هستند، مطرح کرد که قطعاً با دیدن این سند، زبان در کام منکرین این کمکها خشک خواهد شد. در فصل ششم این سند آمده است:«یک برنامه مهم برای ارتقای دموکراسی در ایران، نیازمند پول بسیار بیشتر از آن مقداری است که واشنگتن در حال حاضر به آن اختصاص داده است. اگر ایالات متحده پا را فراتر از تلاشهای ملایم کنونی خودش در تقویت دموکراسی بگذارد، باید دهها میلیون دلار در سال، اگر نگوییم بیشتر، هزینه بکند. این میزان در صورتی که برنامهها موفقیتآمیز باشند باید افزایش یابد. بسیاری از افراد اصلاحطلب باید مورد حمایت قرار گیرند و آنها نیازمند تجهیزات بیشتر برای ایجاد ارتباط و سفر هستند.»
آقایانی که منکر دریافت کمکهای مالی امریکا در براندازی جمهوری اسلام هستند، پاسخ دهند با کدام هزینه به صورت ترانزیت خط تهران- لندن- پاریس و در نهایت نیویورک و واشنگتن را طی میکردند!
3- وزیر اطلاعات در بخشی از اطلاعات منتشر نموده خود به فعالیت 80 مؤسسه، بنیاد و انجمن در طی 25 سال فعالیت آنها علیه جمهوری اسلامی اشاره و تأکید کرد که این مؤسسات و بنیادها سالانه از بودجه دو میلیارد دلاری بهرهمند میشوند. اصلاحطلبان کافی است برای اسناد اختصاص این بودجه و دریافت بخشی از آن رجوع کنند به ارتباط پیدا و پنهان عناصر خود که بیمحابا در دوران اصلاحات با کارت دعوت بنیادهایی همچون سیرا، پر، پهلوی،ایرانیان و... هر روز به اروپا و امریکا سفر میکردند و بعضاً به طور علنی در آنجا سخنرانی کرده و توصیههای این بنیادها را در قالب دستورالعمل اجرایی به کشور ارمغان آورده و در بدنه حاکمیت اجرایی میکردند. اسناد این اقدامات آنچنان آشکار است که نیاز به ادله و اثبات ندارد.
4- اگر همه این اسناد را مورد خدشه قرار دهیم، واقعیت اعلام مبالغ اختصاص یافته امریکا برای براندازی در ایران که سال گذشته توسط مقامات امریکایی به صراحت اعلام گردید را چطور میتوان کتمان کرد. مگر کلینتون، وزیر خارجه امریکا حداقل در یک مقطع رسماً اعلام نکرد که امریکا برای پیروزی اصلاحطلبان در حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری ایران مبلغ 50 میلیون دلار اختصاص داده است. قطعاً اصلاحطلبان در مظان اتهام دریافتکننده این کمکها، این باور را نخواهند داشت که این کمکها از سوی امریکا به جریان اصولگرا داده شده است. دریافتکننده این کمکها هر که باشد اصولگرایان و رسانههای منتسب به این جریان همچون کیهان، جوان، فارس و...نخواهد بود، چرا که آنقدر امریکاییها بیعقل نیستند به جریانی کمک کنند که تمام نقشههای آنها را در طول یکسال نقش بر آب کرده است.
پس باید سرنخ را در جاهایی جستوجو کرد که سابقه آن را در کمکهای پادشاه عربستان و... با سفرهای دورهای و ذلیلانه برخی آقایان پیشتر سراغ داشتهایم.