علی قاسمی - حقایقی که نه تنها دشمنی و خصومت امریکا و سردمداران غرب را آشکار ساخته بلکه مدعیان مدافع صلح و آزادی و اصطلاح غلط انداز حقوق بشر را نیز رسوا نموده است.چرا که در طول این سه دهه حوادث و وقایعی به دست ننگین آنها رقم خورده است که خاطراتی بس تلخ را برای این ملت برجای گذاشته است که نمونه بارز آن تحمیل جنگ هشت ساله با تجهیز رژیم بعثی متجاوز، حمایت از گروهکهای برانداز و مخالف و ساماندهی صدها جریان تروریستی با هدف منع صدور انقلاب و حذف فیزیکی و معنوی، مردم و مسئولان دلسوز این نظام انجام گرفته است.در همین راستا با همه خاطرات تلخ ثبت شده در کارنامه روابط تهدیدستیزانه این کشورها با ملت ایران، موضوعی که بهعنوان نقطه قوت در اذهان و اراده مردم ایران بهوجود آمده است، مشتمل بر دو محور مهم و اساسی یعنی حس تنفر و عدم تحمل زورگویی و زیادهخواهی کشورهای استعماری و همچنین شناخت شگردهای برخورد دشمنان در رویارویی با این نظام اسلامی است. بههمین منظور در این نوشتار برآنیم که به بررسی محور اول بپردازیم. در واقع حس تنفر و عدم تحمل زیادهخواهی و زورگویی از گذشتهها در این ملت و این آب و خاک وجود داشته و تنها چیزی که در طول دوران استعمار گذشته باعث تخریب این روحیه ملی بوده سازش سران خائن و وابسته به غرب و شرق بوده که اثرات بسیاری نیز در روحیه خودباوری ملی نیز داشته است.بر همین اساس اکنون در سایه این انقلاب عظیم مردمی با همه تهدیدات نه تنها خودباوری ایجادشده بلکه با حفاظت و حراست از همه منافع آبی، خاکی و اعتقادی عزت و اقتدار ملت، بت اهریمنی استعمار غرب و شرق را در هم تنیده و این موضوع نیز در مسألهای بهنام مقاومت و عدم تحمل زیادهخواهی و زورگویی در این ملت به تبلور در آمده است؛ به گونهای که در سایه همین مقاومت و عدم تحمل زیادهخواهیها در طول دفاع مقدس حتی یک وجب از خاک این کشور از دست نرفت.این موضوع این نکته را مسلم نمود که در طول همه تجاوزات شکل گرفته از سوی جریان زیاده خواه غرب که به جز استعمار کشورها و چپاول ملتها اندیشهای در سر نمی پروراند، سازش در برابر زیادهخواه، منفعتی جز از دست دادن خودباوری و از دست رفتن قسمتهای وسیعی از خاک این کشور یا امضای صدها قطعنامه ننگین چیزی برای این ملت نداشته است که رفتار سران خائن و نالایق وابسته به غرب در تاریخ این کشور، عزت ملی ما را تحقیر نموده و منافع آبی و خاکی ما را نیز به ورطه غارت در دست چپاولگران سپرده است.بنابراین آنچه امروز از سوی افرادی بهعنوان راهکار برون رفت از هرگونه تهدید تلقی میگردد و تحت عنوان حفظ منافع مطرح میشود، چیزی به جز از دست دادن منافع نیست چرا که در هر جایی هر موفقیت و برای این ملت حاصل شده در سایه ایستادگی و مقاومت بر سر اهداف و ارزشها بوده که دستاوردی بسیار از جمله ملی شدن صنعت نفت و مهمتر از همه پیروزی انقلاب و دفاع مقدس و صدها دستاورد علمی، تحقیقی، پزشکی و صنعتی و...بوده است.از این رو در پاسخ به کسانی که سازش با ظالم را منفعت میپندارند و تحقیر در برابر گستاخ را مصلحت میدانند باید متذکر شد که مقاومت و ایستادگی رمز شکست استراتژهای امریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران بوده است که در هرنوبت و با هر شکل تهدید در رویکردهای متفاوت جنگ سخت و جنگ نرم باعث ناکامی امریکا و سردمداران کاخ سفید شده است. مگر نه اینکه ایستادگی در طول جنگ، مقاومت در تحریمها و... در سایه همین حضور مقاوم ملت بوده است. بنابراین رمز ماندگاری و رمز شکست دکترین امریکا در رویارویی با انقلاب اسلامی ایستادگی و مقاومت در سایه بصیرت است که باید همچنان حفظ شود تا دشمنان ملت ایران نتوانند به اهدافشان برسند و درآینده نیز مثل همیشه در برابر جمهوری اسلامی ناکام شوند.در همین راستا مقام معظم رهبری با روشنبینی الهی خویش نیز بر این مسأله صحه گذاشته و در اینباره میفرمایند: «درجریان انقلاب، نظام اسلامی در برابر اردوگاه شرق و غرب ایستاد؛ اما در همان روزها یک نظریه این بود که ما به نحوی با استکبار کنار بیاییم! کسانی که این نظریه را بیان میکردند،آدمهای بدی نبودند؛ بلکه ساده اندیش بودند و میگفتند کنار بیاییم تا ضرر آنها را از خود دفع کنیم؛ اما پاسخ این سؤال را نمیدادند که این کنار آمدن و کوتاه آمدن و عقبنشینی کردن سنگر به سنگر تا کجا باید ادامه پیدا کند؛ ملت ایران باید چه کار کند که امریکا از او راضی شود؛آن قدر باید از آرزوهای خود صرفنظر کند تا امریکا بگوید دیگر با شما کاری ندارم.بعضی از آنها حتی فکر نمیکردند که استکبار به حدی هم قانع نیست.در جنجال اخیر فعالیتهای هستهای ایران دیدید که قدم به قدم شروع کردند به جلوآمدن؛ اول گفتند ایران باید پروتکل الحاقی را قبول کند؛ بعد گفتند باید فلان اطلاعات را بدهد؛ بعد پا را فراتر گذاشتند و گفتند اصلاً ایران نباید فناوری هستهای داشته باشد عقبنشینی در مقابل مجموعهای که زور مادی دارد، اما مطلقاً ذخیره اخلاقی در وجودش نیست تا از این زور بهشکل ظالمانه استفاده نکند، راه علاج نیست. راه علاج، منحصر شده بود در مقاومت و امام بزرگوار ما - آن انسان مقاوم، صبور و سرسخت - مظهر مقاومت بود و این تنها راهی بود که در مقابل ملت ایران وجود داشت.»در واقع اقدامات اخیر امریکا در تصویب قطعنامه، تحریم اقتصادی و عنوان روی میز قرار داشتن گزینه حمله نظامی به ایران که با هجمههای وسیعی از عملیات روانی و نبرد رسانهای در حال انجام است در راستای دکترین مهار ایران قابل ارزیابی میباشد که با لافزنی و بلوفهای سیاسی بهدنبال ایجاد فضایی سنگین علیه نظام اسلامی در حال پیگیری است. چرا که گذر بدون بازگشت ایران در مسیر تحقق فعالیت صلحآمیز هستهای و همچنین استمرار و ایستادگی دولتمردان و مردم بر این حق مسلم، ناکامی و شکست استراتژی مهار ایران را حکایت میکند که تمامی تکاپوی ایجاد شده در سردمداران امریکا و صهیونیسم بینالملل چیزی به غیر از این را نشان نمیدهد. از این رو ایستادگی و مقاومت در شرایط کنونی اصلیترین راهکار و راهبرد برای پیشروی ملت ایران در مسیر آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی خواهد بود و تمام فتنه انگیزیهای داخلی در بحران نمایی از سوی سران شکست خورده فتنه 88 چیزی به جز ادامه تخریب و تضعیف نظام و تشویش اذهان در جبران افتضاح سیاسیشان قلمداد نمیگردد.