
به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه محاکمه در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی و مستشاران برگزار شد. اصغریروشن، نماینده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده، خواستار مجازات متهم (مهدی) شد. اولیایدم نیز درخواست قصاص کردند.
متهم با حضور در جایگاه گفت: به پیشنهاد مهدی برای مصرف مشروب با ماشین او به یکی از خیابانهای خلوت رفتیم. لحظاتی که گذشت دریافتم او حالت طبیعی ندارد چرا که از ماشین پیاده شد و شروع به ایجاد مزاحمت برای مردم کرد.
متهم گفت: مهدی مدام سرش را به خودروهای عبوری میکوبید و من هم برای آرام کردن او مجبور شدم با قسمتی از بدنه قلیان به سرش بزنم تا آرام شود. او آرام شد و داخل ماشین نشست ولی ناگهان با بیان اینکه چرا او را مقابل چشم مردم زدهام، گردنم را از پشت گرفت و من هم با قلیان دوباره به سرش کوبیدم تا اینکه او مرا رها کرد.
متهم افزود: وقتی به محل برگشتیم دریافتم اوضاع او رو به وخامت گذاشته شده است و چون لباسم خونی بود از یکی از دوستانم به نام «مجید» خواستم او را به بیمارستان برساند. به خانه دوستم رفتم و لباسم را عوض کردم و صبح روز بعد توسط پلیس دستگیر شدم. من تا لحظه دستگیری از مرگ مهدی بیخبر بودم.
وی در پاسخ به سؤال قاضی درباره اینکه چاقویی که با آن مهدی را زدی چه کردی، گفت: من چاقویی به مهدی نزدم و فقط با بدنه تیز قلیان به او زدم که آن را هم از ماشین بیرون انداختم.
قاتل در بیان دفاع آخر و در حالی که به پای والدین مقتول افتاده بود، گفت: من از شما میخواهم فقط مرا ببخشند تا در آخرت شرمنده مهدی نباشم. بعد از اظهارات متهم، قاضی عزیزمحمدی ختم جلسه را اعلام و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه متهم را به قصاص و تحمل 80 ضربه شلاق محکوم کرد.
آغاز ماجرا
بامداد سوم آبان سال گذشته، مأموران کلانتری 132 نبرد از مرگ یک مرد جوان در بیمارستان بعثت باخبر شدند. مأموران با حضور در بیمارستان دریافتند، جوان 28 سالهای به نام مهدی بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده است. بررسیها برای مشخص شدن زوایای پنهان این آغاز شد. سرانجام یک روز بعد، متهم به قتل به همراه یکی از حاضران در صحنه درگیری به نامهای سعید و مجید به ترتیب 25 و 26 ساله در محل اختفایشان دستگیر شدند. سعید 25 ساله در اولین جلسه بازجویی مدعی شد با مهدی درگیر شده و سپس با تنه فلزی قلیان به سر مهدی یک ضربه وارد کردم. پس از وارد کردن ضربه به سر مهدی، مهدی را در آغوش گرفتم و به درگیریمان خاتمه دادم اما صبح با حضور مأموران پلیس دریافتم مهدی کشته شده است. با اعتراف متهم، قرار مجرمیت وی در دادسرای جنایی تهران صادر شد.