کد خبر: 404070
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۳۹
مروری بر تصویربرداری سریال‌های روتین شبانه در گفت‌وگوی «جوان» با امیر معقولی، مدیر تصویربرداری مجموعه «زیر هشت»
مجموعه «زیرهشت» از آخرین ساخته‌های سیروس مقدم، كارگردان خوش سابقه تلویزیون است. تم اجتماعی و درام، جذابیت و فضای متفاوت این مجموعه هر بیننده‌ای را با خود همراه می‌كند. فضایی كه با تصویربرداری متفاوتش، جذابیت فیلمنامه‌ها و قصه داستان را دو چندان می‌كند و همین تصویربرداری متفاوت یكی از ویژگی‌ها و امضاهای كارهای سیروس مقدم به شمار می‌رود. امیرمعقولی، مدیرتصویربرداری مجموعه «زیرهشت» كه در تمامی سریال‌های مقدم به عنوان تصویربردار،‌ دستیار تصویر و نورپرداز حضور داشته، در آخرین ساخته او نقش پررنگ‌تری را آن هم در پشت دوربین خود ایفا می‌كند. نقشی كه پل ارتباطی بین كارگردان و بازیگر با مخاطب است.بسیاری از كارشناسان سریال‌های تلویزیونی بر این باورند كه موفقیت و جذابیت مجموعه‌هایی كه ساخته سیروس مقدم است، علاوه بر فیلمنامه و كارگردانی خوب، مبتنی بر تصویربرداری خاص آنهاست كه در كمتر سریال‌های تلویزیونی شاهد این مقوله هستیم‌.این لطف كارشناسان به من و كارهای آقای مقدم است. شاید گفته شما به این برمی‌گردد كه من در مورد كارم، حساسیت بسیار بالایی قائلم و همیشه دوست دارم، كاری را كه با عشق و علاقه و با سختی‌های فراوان توانستم به آن دست یابم را به بهترین شكل ممكن انجام دهم.در این بین آقای مقدم، دست شما را برای تصویربرداری باز می‌گذارند یا اینكه تمامی زاویه‌های دوربین به پیشنهاد ایشان تنظیم می‌شود؟نه اصلاً اینطور نیست، آقای مقدم كارگردانی است كه دست همه عوامل را چه بازیگر و چه تصویربردار دركار كاملاً باز می‌گذارد و همین آزادی عملی كه ما حین ضبط مجموعه‌های ایشان داریم همه و همه با همفكری و مشورت با خود ایشان صورت می‌گیرد كه شاید همین امر یكی از دلایل موفقیت كارهای اوست.و این از تفاوت‌های بارز بین سریال‌های روتین و مناسبتی در سیماست كه حركت دوربین، مخاطب را با خود همراه كند، اینها همگی ایده خودتان است؟چون ما به صورت تیمی كار می‌كنیم، نمی‌توانم بگویم كه همگی ایده من به تنهایی است.علاوه بر من آقای مقدم و سایر عوامل گروه، در مورد زاویه تصویربرداری و ریزه‌كاری‌های مربوط به تماس سكانس‌ها به اتفاق نظر می‌رسیم و بعد من تصویر را می‌گیرم.از شاخص‌ترین كارهای امیر معقولی می‌توان به همكاری با سیروس مقدم اشاره كرد، یعنی شما در كارهای مقدم بیشتر توانستید هنر خود را به نمایش بگذارید.بله با نظر شما كاملاً موافقم. مقدم كارگردانی است كه بر خلاف بسیاری از كارگردانان ما، فرصت فكر كردن در لحظه، ایده جالب دادن و خلاقیت و نوآوری را حتی به تصویربردارش می‌دهد.بعضی از كارگردانان سریال‌های روتین به دلیل حجم بالای كار و رساندن به پخش به یكبار تصویر گرفتن حال هر طور كه باشد، كفایت می‌كنند و راضی می‌شوند ولی مقدم هرچند بار كه من بخواهم و بگویم كه این تصویر، تصویری كه مد نظرم بود، نشد با همفكری با عوامل، دوباره و چند باره آن صحنه را می‌گیریم تا كار به بهترین شكل ممكنه دربیاید و نتیجه خوبی را برایمان رقم بزند.درست است كه مقدم در تصویربرداری مجموعه‌هایش دست شما را باز می‌گذارد ولی به طور حتم در بعضی از سكانس‌ها شما از ایده‌های او نیز استفاده می‌كنید.بله، صددرصد این كار را انجام می‌دهم. اصل كار ما روی مشورت و همفكری شكل می‌گیرد. برای مثال سكانسی كه سه انگشت دست عطا (امیر جعفری) با اره برقی قطع شد و سه انگشت او بر زمین افتاد، از ایده‌های آقای مقدم بود كه مخاطب عمق فاجعه قطع انگشتان عطا را از نزدیك ببیند.فكر نمی‌كنید گاهی به تصویر كشیدن این صحنه‌ها، مخاطب را بیازارد؟خب این امر، كاملاً طبیعی است كه مخاطبی كه تا به حال از این دست سریال‌ها ندیده با دیدن اولین صحنه دلخراش سریال، حس بدی به او دست بدهد ولی خب نباید این را از یاد ببریم كه «زیر هشت» و سرگذشت تمامی كاراكترهای این مجموعه، شاید زندگی همان انسان‌هایی باشد كه هر روز بی‌تفاوت از كنارشان عبور می‌كنیم و این واقعیت تلخ اجتماع است. نقطه عطف كارهای شما با آقای مقدم در سریال نرگس بود.بله، من قبل از سریال نرگس به عنوان نورپرداز و دستیار تصویربرداری در كارهای ایشان و چند كارگردان دیگر مشغول به فعالیت بودم تا اینكه پیشنهاد سریال نرگس آن هم به عنوان نورپرداز به من شد و من كه دوست داشتم، روز به روز در كارم پیشرفت كنم، ‌خودم به آقای مقدم پیشنهاد دادم كه به عنوان تصویربردار در این مجموعه با ایشان همكاری كنم كه ایشان هم دست رد به سینه‌ام نزدند و از همان جا استارت كاری من و او زده شد. و پس از آن در تمامی مجموعه‌هایی كه مقدم كارگردانی كرد، شما به عنوان مهره ثابت حضور داشتید؟بله، پس از نرگس در اغما، پرواز در حباب، پیامك از دیار باقی، چاردیواری، رستگاران و ... به عنوان تصویربردار حضور داشتم. در جایی كه گفتید به خاطر علاقه‌ام، این علاقه از كودكی در شما شكل گرفت؟بله، در همان ابتدای سنین كودكی و نوجوانی به عكاسی خیلی علاقه داشتم ولی خب به خاطر احترام به خواسته خانواده‌ام در رشته مهندسی پلیمر، مدركم را گرفتم و سپس بعد از فارغ‌التحصیلی در این رشته به سمت عكاسی و فیلمبرداری آمدم. در ابتدا چندین كار سینمایی را به عنوان دستیار تصویر انجام دادم كه اولین همكاریم با آقای رضی بود و در ادامه در سریال‌هایی چون: هفت سنگ، مهره، شاخ به شاخ، ساعت 25، رباتیك و ... ایرج كریمی فعالیت داشتم. اولین كار تلویزیونی‌تان چه سریالی بود؟سریال «سیاه،‌سفید، خاكستری»، اولین كارم در تلویزیون بود كه در آنجا از حمید احمدی لاری، نورپردازی حرفه‌ای را یاد گرفتم و همیشه خود را مدیون او می‌دانم. اینطور كه پیداست، شما برخلاف تصویربرداران بنامی كه در ایران داریم، كار خود را به صورت تجربی و با علاقه و پشتكاری كه داشتید، به جلو بردید؟بله، چون رشته تحصیلی‌ام هیچ ارتباطی به مقوله هنر نداشت، تمامی داشته‌ها و نداشته‌هایم را به صورت تجربی و در كار كسب كردم. حتی اوایل كارم، نمی‌گذاشتم كسی بفهمد كه مدرك مهندسی دارم.در حالت كلی چه فاكتورهایی تصویربرداری خوب را در قالب تصویر به نمایش می‌گذارد؟در تصویربرداری، سرعت، دقت و تمركز مرا بالا می‌برد، طوری كه در طول روز با گرفتن سكانس‌های ‌كوتاه خسته می‌شوم و دوست دارم همیشه سكانس‌های بلند را تصویربرداری كنم. یكی از خصایص كاری شما در گرفتن قاب‌ها و نماهای بسته است كه در حال حاضر، در مجموعه زیر هشت به كرات، شاهد این نوع سكانس‌ها هستیم. در حالت كلی نماهای بسته را به شات و كلی ترجیح می‌دهید؟!بله، معتقدم كه گاهی اوقات از چشم‌های بازیگر، حس را باید به مخاطب منتقل كرد یا اینكه سختی‌ها و مشكلاتی كه در زندگی تك‌تك كاراكترهای زیر هشت‌ ‌صورت می‌گیرد را با نشان دادن خطوط روی پیشانی آنها، آن هم در نمای بسته بهتر می‌شود به تصویر كشید و از این طریق، باورپذیری مخاطب از نقش بازیگران، توسط دوربین بالاتر می‌رود ولی همیشه سعی‌مان بر این بوده كه دركنار قاب‌های بسته از نماهای كلی استفاده كنیم كه مخاطب دلزده نشود. ولی در مورد اینكه كدام را به كدام ترجیح می‌دهم باید بگویم كه این مقوله به حسم سر صحنه و حس خود صحنه تصویربرداری برمی‌گردد كه در چه شرایطی چه تصویری تأثیرگذارتر است. به غیر از استفاده از نماهای بسته، دوربین شما سعی در این دارد كه از حركات بدن بازیگران، حس آنها را به مخاطب منتقل كند؟بله، بعضی از بازیگران مثل آتیلا پسیانی ( كه در زیر هشت نقش «عیوضی» را ایفا می‌كند) با تمام بدنش بازی می‌كند و كار افرادی چون من كه پشت دوربین هستیم را واقعاً راحت می‌كند، چون از هر زاویه‌ای چون گوش، صورت و چشم، دست و پا از او تصویر بگیری، حس را باورپذیر منتقل می‌كند، حتی اگر دیالوگ نداشته باشد. در حالت كلی دوست دارم كه مخاطب، كاراكترهای داستان را از نماها و زوایای گوناگون ببیند. ولی درحالت كلی قبول دارید كه امضای كارهای شما در نماهای بسته پررنگ‌تر است؟بله، مخصوصاً در مورد «زیرهشت» كه سریالی است كه به لایه‌های درونی انسان‌ها می‌پردازد و تك‌تك آنها را موشكافی می‌كند، معتقدم فقط این نوع تصویربرداری است كه تأثیرگذار است. ولی در سریال رستگاران، كمتر به لایه‌های درونی كاراكترها می‌پرداختیم و این نوع نماهای بسته در «زیرهشت» بیشتر به چشم می‌خورد.به دلیل مصیبت‌های دنباله‌داری كه به شخصیت‌های سریال «زیرهشت» وارد می‌شود، اینطور حس می‌شود كه شما روی منحنی‌ها بیشتر مانور دادید تا خطوط شكسته.بله، چون می‌بینیم زیر بار مصیبت، شخصیت‌های داستان خموده می‌شوند ولی نمی‌شكنند، به‌خاطر همین بیشتر از منحنی‌ها استفاده كردیم تا خطوط شكسته.بسیاری بر این باورند كه شما با تصویربرداری جزء‌بینانه‌تان در سریال‌های تلویزیونی، به‌نوعی ساختارشكنی كردید و توقع مخاطبان را بالا بردید، كاری كه در كمتر سریال‌های تلویزیونی شاهد آن هستیم.نه من فكر نمی‌كنم كه اینطور باشد كه اگر اینطور باشد بالطبع مسئولیت من درقبال مردم بالاتر می‌رود. شاید دلیل این پررنگ شدن تصویربرداری‌هایم، اهمیت ندادن، كوتاهی كردن و گذری عبور كردن تصویربردارانی است كه در سیما فعالیت می‌كنند و همین‌ها اغلب به من می‌گویند كه تو خودت را خیلی اذیت می‌كنی! من كار خود را كاملاً معمولی می‌دانم و معتقدم كه همه تصویربرداران ما باید به این شكل كار كنند.سریال «زیرهشت» همانطور كه بارها آقای مقدم عنوان كردند، یك درام اجتماعی تلخ است كه فضای تلخ و غمبار حاكم برچند خانوار را به تصویر می‌كشد. نكته جالبی كه در عین تلخی این مجموعه به چشم می‌خورد، استفاده از فضاهای انحرافی‌ای است كه دربعضی اوقات وجود این فضاها، مخاطب را از تلخی حاكم بر سكانس‌های سریال دور می‌كند.به نكته خوبی اشاره كردید، اگر ما می‌خواستیم، تمامی سكانس‌ها را تلخ و تلخ‌تر به تصویر بكشیم، ناخودآگاه مخاطبان را از دست می‌دادیم، همین شد كه تصمیم گرفتیم با كمپرس كردن ناراحتی‌های كاراكترها و تلخی‌های سكانس‌ها، آنها را در همان فضا نگه داریم و همراه با موسیقی‌ای كه حس غم صحنه را كاهش می‌دهد به‌سمت فضاهایی برویم كه كمی دورتر از تلخی باشد.از مهم‌ترین و بارزترین ویژگی‌های كار شما، قرار نداشتن دوربین روی پایه است كه این مقوله در سریال «زیرهشت» به‌وضوح دیده می‌شود.بله، شاید حدود 20درصد از كل كار، دوربین به‌طور ثابت و روی پایه باشد كه آن‌هم به سكانس‌های خاص برمی‌گردد، مثل سكانس‌هایی كه داخل ماشین زیر آب یا از آینه بغل ماشین باید تصویربرداری می‌شد. ولی حدود 80درصد از كار، دوربین معلق است و این به این خاطر است كه بیننده فضا را رئال‌تر ببیند (شادی، تعجب، غم و گریه بازیگر را واضح‌تر و نزدیك‌تر ببیند) و دیگر اسیر تكنیك، پایه دوربین و قاب‌بندی ثابت نشود.به‌طور كلی معتقدم كه باید تمامی عناصری كه بین دوربین و بازیگر و مخاطب فاصله ایجاد می‌كند را از بین برد تا مخاطب، به‌راحتی بتواند نقش‌ها را باورپذیر و نزدیك به خود احساس كند.اینكه دوربین شما بیشتر از اینكه روی پایه باشد، روی شانه‌تان است، خستگی‌تان را افزایش نمی‌دهد؟نه به‌هیچ‌وجه چون معتقدم كه دوربین مثل اسب است كه اگر سواركاری بلد نباشی، تو را به زمین می‌زند. مثل اسبی است كه باید سوارت بشه نه اینكه سوارش بشی.شما در كارهای اولیه‌تان، دستیاری نداشتید ولی درمجموعه «زیرهشت» حدود 6 دستیار دارید؟این دستیاران، كمتر از این تعدادی هستند كه شما در تیتراژ می‌بینید. چون همه معتقدند كه كار كردن با من خیلی سخت است و هر فردی نمی‌تواند تا آخر كار به‌طور ثابت در كنارم بایستد، روی همین حساب، دستیاران به‌صورت دوره‌ای تغییر می‌كنند.این حساسیت بالای شما حین كار، بازیگران، كارگردان و سایر عوامل را خسته نمی‌كند؟نه، آن‌هم به این دلیل است كه آقای مقدم به‌شدت حساس‌تر از من هستند و من درصحنه سعی می‌كنم كه بیشتر از اینكه صحبت كنم، فكر كنم و این تفكر را در زمینه بهتر شدن مجموعه به كار گیرم، یعنی در پشت دوربین، آدم ساكتی هستم.تا به حال برایتان پیش آمده كه در نبودتان، تصویربردار دیگری بتواند كاری كه شما انجام می‌دهید و تصاویری را كه شما می‌گیرید را بگیرد؟نه این هم به حساسیت بالای كارم برمی‌گردد كه فقط خودم، حوصله و صبر آن را دارم و تا به‌حال، كسی كه صبر، دقت و حوصله بالایی داشته باشد را در این حیطه دركنار خودم ندیدم.اینطور كه پیداست تصویربرداری «زیرهشت» تك‌دوربینه است؟بله، ولی در تعداد كمی از سكانس‌ها كه واقعاً به دوربین كوچك دیگری احتیاج پیدا می‌كردیم، مثل سكانس‌های زیرآب و داخل یخچال مجبور بودیم كه تك دوربینه كار نكنیم ولی خب همیشه دوربین اصلی روی شانه من قرار دارد.در حالت كلی و در سینمای حرفه‌ای اكثر كارها به صورت تك دوربینه تصویر برداری می‌شوند، شما ترجیح می‌دهید كه كارهایتان تك دوربینه باشد یا چند دوربینه؟من همیشه و در اكثر مواقع، تك دوربینه كاركردم، چون معتقدم كه با 10 چشم نمی‌توان آدم‌ها را نگاه كرد ولی اگربخواهیم، تكنیكی باشیم باید از چند دوربین استفاده كنیم كه این طوری باز مخاطب را درگیر تكنیك خواهیم كرد كه به نظر من باورپذیری مخاطب را كاهش می‌دهد و حس صحنه از نظر عوامل «زیر هشت» فقط باتصویر برداری یك دوربینه درست در می‌آید.خستگی كار با یك دوربین انرژی شما را نمی گیرد؟نه وقتی كه می بینم بعضی از ریزه كاری‌هایی كه مد نظرم بوده دركار به هنگام پخش لحاظ نشده، بیشتر انرژی‌ام گرفته می‌شود.چقدر برای نور پردازی كارهایتان وقت می‌گذارید؟تمام تلاشم بر این است كه بهترین نورپردازان را در كنار كارهایم داشته باشم كه هر چه جلوتر می‌روم، نور پردازی‌ام نیز در كنار تصویر برداری‌ام شكل می گیرد.علاوه بر فیلمبرداری، عكاسی را نیز دنبال می‌كنید؟اگر تصویر برداری‌هایم راضی‌ام كند، روی عكس‌‌هایی كه خودم می‌گیرم، كار می‌كنم و تكنیك‌‌های جدیدی را از عكس‌ها و دقیق شدن در آنها پیدا می‌كنم كه در بعضی مواقع به تصویربرداری‌ام نیز كمك می‌كند.برای مثال عكس‌های سریال‌های مختلفی كه تصویر‌برداری‌شان را انجام می‌دهم‌ در اوقات فراغتم، بازبینی می‌كنم و تأثیر زاویه‌های تابش نور را در نماهای گوناگون با یكدیگر‌ مقایسه می‌‌كنم كه این به تصویربرداری‌ام نیز كمك دو چندانی می‌كند. كما‌اینكه فیلم‌های بسیاری را نیز برای ارتقای سطح كارم می‌بینم.این تكنیك‌هایی كه تا به اینجا از آنها صحبت كردید به خلاقیت‌تان بر می‌گردد یا به تجربه فرا گرفتن تصویر برداری؟!در ابتدا گزینه تجربی یاد گرفتن، پررنگ‌تر است ولی هنگامی كه وارد كار می‌شوی، دیگر درگیر تكنیك می‌شوی ولی جدای از تكنیك‌ها كه معتقدم همیشه باعث غیر واقعی نشان دادن تصاویر‌ می‌شود، خلاقیت نیز برای كار حساسی چون تصویر برداری امری كاملاً ضروری است.تدوین و مونتاژ قطعاً در تكمیل كردن فضای سكانس‌هایی كه شما تصویر برداری می‌كنید، تأثیرگذاری دوچندانی به كارتان می‌دهد.بله، عادتی كه من دركارم دارم این است كه همیشه تا انتهای تمامی كارهایم حضور دارم و اكثر اوقات در كنار تدوینگر می‌نشینم و با همدیگر به تبادل نظر می‌رسیم تا كار بهتر در آید ولی گاهی اوقات به دلیل فشار بالای كاری و رساندن به پخش مجبور می‌شوم كمی از خواسته‌هایم فاكتور بگیرم تا سیامك مهماندوست، بتواند كار خودرا با تمركز بالایی و به سرعت انجام دهد.یكی از نكات قابل توجهی كه در «زیر هشت» به چشم می‌خورد، تصویر برداری آن در زمستان است، در صورتی‌كه فقط چند قسمت اولیه سریال را در زمستان تصویر برداری كردید ولی هنوز داستان این زمستان ادامه دارد و برخلاف برف كمی كه در سال گذشته آمد، ما شاهد سكانس‌هایی با بارش برف بودیم.بله، ما فقط چهار قسمت اول مجموعه را در زمستان فیلمبرداری كردیم و از آنجایی كه خودتان هم به آن اشاره كردید كه برف كمی در سال گذشته بارید ما به ناچار مجبور شدیم از برف مصنوعی استفاده كنیم. در ادامه باید بگویم، وجود سرما ونشان دادن سرمای زیاد، فقط و فقط به دلیل فضای موجود در فیلمنامه داستان بود كه كاراكتر اصلی قصه، به دلیل سرمای زیاد، باید شب‌ها را در گرمخانه سپری می‌‌كرد‌ كه این امر تا به اینجای سریال نیز ادامه دارد.ولی گاهی اوقات و در برخی سكانس‌‌ها در كنار بارش برف و برف‌های نشسته روی زمین و بدن بازیگران، ما شاهد سبزی درختان بودیم!بله، ولی در چند صحنه كوتاه این اتفاق افتاد و خب به دلیل شاید كمی وقت گروه، ما بعد از پخش متوجه این سكانس ها شدیم كه در هر صورت به نظر من، قصه و داستان آنقدر كشش و جذابیت داشت كه این ضعف‌های جزئی كه شما از آن صحبت می‌‌كنید را پوشش دهد.از بین سریال‌هایی كه تاكنون كار كردید، تصویربرداری كدامیك از آنها برایتان دشوارتر بود؟«زیر هشت» آن هم به خاطر تعداد سكانس‌های زیاد و حسی‌ای كه داشت، گاهی اوقات، خود من نیز واقعاً روحم آزرده می‌شد. چون به هر حال نگاه عمقی به مشكلات و فجایع اجتماع - هر چند كه واقعی است- روح و روان حتی من فیلمبردار را واقعاً می‌آزرد و گاهی اوقات از حس‌های تلخی كه به من منتقل می‌شد، واقعاً نمی‌توانستم كاركنم و اگر مجبور به گرفتن صحنه‌ای دیگر بودیم، سعی می‌كردم كه زاویه تلخ را تا حدی تغییر دهم.‌ در حال حاضر در این جایگاهی كه هستید به شخصه از كار خودتان رضایت كامل دارید؟نه، صددرصد از خودم و كارم راضی نیستم و دوست دارم در هركاری نسبت به كار قبلی‌ام، چند پله جلوتر باشم. در مجموعه «زیر هشت» خیلی بیشتر از اینها از خودم انتظارداشتم ولی با این حال، معتقدم كه زیر هشت در مقایسه با رستگاران، در جذب مخاطب و میخكوب كردن او تأثیرگذاری بیشتری داشته و همین برایم كافی است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار