
دکتر عباسعلي کد خدايي*- آن هنگام كه شبنمهاي صبح بر گونههاي منتظران ميغلتد اين نويد را ميدهد كه صبح نزديك است و انتظارِ در شبماندگان بهسر آمده است. تاريكي كوچ خواهد كرد و از ديار ظلمات به وصال نور ميرسيم. هركس در دل تاريكيها راز و نيازي با دلدار خود داشته و آرزوي ديدار او را در سر ميپرورانده و اكنون شوق زيارت دوست او را از خوابخوش شبانگاهان باز داشته و چه زيباست لحظهاي كه منتظران به وصال محبوب ميرسند. آن هنگامان كه بهار آمدنش را نويد ميدهد زيباست و براي رنجوران و خستگان از راه دوچندان لذت بخش.
انتظار مقدمهاي است براي پذيرش منتظَر و از اين رو لازمه ديدار دوست خوانده شده است. انتظار كلاس سازندگي است تا روحيه مقاومت و صبر و ايثار در وجود انسان غليان كند و با ساختن خود گام در وادي شناخت گذارد و پس از نيل به چيستي معبود به وصال آن برسد و از اين روست كه انتظار خود عبادت است و براي آن اجري مستقل چرا هر آنكه به اين مقام نائل آيد در مراحل بعد ورودي آسان خواهد داشت.
با خود ميگويم انتظار يك دعوت است، دعوت به خير، دعوت به معروف، دعوت به خوبيها و پاكيها. انتظار ماندن در راه نيست، انتظار رفتن ماندگار است. انتظار پذيرش ناراستيها نيست، انتظار راست نمودن كجيهاست تا مانع از رسيدن نسيم صبحگاهي انتظار نشوند. انتظار يعني حركت به سوي خوبيها و پشت كردن به بديها. انتظار يعني مقاومت در برابر ناملايمات و نه پذيرش آنها و انتظار يعني عشق، ايثار و فداكاري. اين روزها منتظران حضرتش چشم به راه دوخته و هر سرابي را آب تصور كرده و هر سياهي را سواد كاروان نور. آيا شود كه اين انتظار به پايان رسد و ما به جاي سراب به آب برسيم و به جاي سياهي به نور؟
اكنون كه امواج گرانسنگ زندگي به خشم آمده آيا شود بر كشتي اميد حضرتش (عج) سوار شويم و نجات يابيم؟
آيا اين انتظار را پاياني هست كه چشمان ما منور به نورانيت وي شود، او كه خدايش ناصر و مؤيد است و فرشتگان مددرسانش.
اكنون تو را ميخوانيم و دل در گرو عشق تو داريم چرا كه تو راهنماي انس و جن هستي و هدايتگر به نور و دياري كه ساليان درازي است عاشقان وصلش به اميد قرب به آن به سويش شتابان هستند. چه بسيارچشمها كه در راهش خيره مانده و چه انبوه جانها كه بهاي قدوم مباركش شدهاند. اكنون همه چشمها و همه جانها قبيله منتظران را رقم زدهاند و سرزمين عشاق را در بغل گرفته شايد كه او بيايد و او را دريابند. اكنون به پناهگاه بندگان در سختيها پناه برده و ناله سر ميدهيم كهاي داننده آشكار و نهان و اي كسي كه افكار دروني از او پنهان نميماند آن ذخيره آخرت را سلامت بدار و نقاب غيبت از چهره او بگشا تا قلوب محبين او زنده شده و چشمان شيفتگانش منور به چهره پُر نورش گردد. آيا شود آن ملجأ بيپناهان اين غم جانكاه را از دل عاشقان بزدايد و ظهورش را آسان و نزديك گرداند؟اكنون وقت آن است كه ناله سردهيم و از غم از دست دادن صالحان راستين و صادقين استوار قدم ضجّه كنيم. از رفتن خورشيدهاي فروزان و ماههاي درخشان سزاوار است فرياد زنيم و به دنبال آن كس بگرديم كه براي احياي حكم الهي دل بسته او شدهايم. او كه خواهد آمد و بنيانهاي شرك و نفاق را برخواهد چيد. او كه راههاي غيرِ راست را تخريب خواهد نمود و تجاوزگران از قدرت او همانند عِهنِ مَنفوش خواهند شد. او كه عزت را به اولياء الهي بازخواهد گرداند و دشمنان را به ذلت مينشاند. او كه وجهالله است و اصلاحكننده پريشانيهاي مردم. امسال بار ديگر تولد خورشيد نيمه شعبان را جشن گرفته و بر آستان كويش چشم نگران استوار خواهيم ايستاد تا كه انوار حضرتش بر چشمان كمسوي ما بتابد و جاني دوباره بگيرد. امسال بار ديگر انتظار را فرياد خواهيم كرد و منتظر باقي خواهيم ماند تا آن اميد جانها از راه برسد. انشاءالله. * عضو حقوقدان و سخنگوي شوراي نگهبان