
مجمع روحانیون مبارز که چهرههای اصلی آن یعنی سید محمد موسوی خوئینیها به عنوان دبیرکل و سید محمد خاتمی به عنوان رئیس شورای مرکزی آن از آمران و طراحان اصلی فتنه رنگی در سال گذشته به حساب آمده و فراخوان و درخواست تجمع در روز 30 خرداد و سالروز خروج مسلحانه منافقین را در همین راستا در کارنامه سیاه خویش به ثبت رسانده، در بیانیهای سیاسی مدعی نفوذ منافقین به برخی نهادهای انقلابی و حمله به یاران و اطرافیان حضرت امام (ره) شده است که البته منظور از این یاران و اطرافیان خودشان هستند.
طرح چنین ادعایی از سوی این مجمع که عملکرد سالیان اخیر آن، با تأیید و خوشحالی گروهکهای ضدانقلابی و سران کاخ سفید و تلآویو و به ویژه تشویق مسعود رجوی و همسرش در سال گذشته مواجه بوده و عکس سران مجمع در سال گذشته زینتبخش بیشتر جلسات سران فتنه بوده، بیشتر به یک جوک سیاسی شباهت دارد تا اینکه حاوی حرف جدی و تازهای باشد.
اما جهت اطلاع کسانی که در تنظیم و نگارش این بیانیه به سران مجمع کمک کرده و خود سفارش دهندگان بیانیه که با دلخوشی نسبت به انتخاب تابلوی خط امام (ره) و استفاده از سیاست فریب و نفاق برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی به چنین ادعاهایی تمسک میجویند، باید یادآور شد عملکرد مجمع در سالیان گذشته نه تنها نفاق گذشته بلکه تعارض و مخالفت آشکار با افکار و مواضع حضرت امام (ره) را به اثبات رسانده است که موارد ذیل بر چنین انحراف و خیانتی گواهی میدهد:
1 ـ این مجمع از جمله حامیان اصلی دولت مدعی اصلاحات خاتمی به حساب میآید که در دورههای حاکمیت آن نه تنها به اندیشه و تفکر حضرت امام (ره) حمله و یادگار بزرگ معظمله یعنی ولایت فقیه و جمهوری اسلامی به نفع جمهوریت و دمکراسی نفی میشد، بلکه امثال اکبر گنجی علمدار اصلاحات معرفی میشد که به صراحت مدعی بود باید افکار امام (ره) به موزه تاریخ سپرده شده و در کنفرانس برلین، اصلاحطلبان در کنار مارکیستها و سلطنتطلبان نشسته و برای اتحاد به گفتوگو نشستند.
گروههایی که در زمره معارضان و مخالفان حضرت امام (ره) و اندیشه نورانیاش بودند ولی مجمع هیچ واکنشی جز حمایت نشان نداد.
2 ـ در حالی مجمع و سران آن مرتب با سران اصلی فتنه عکس یادگاری انداخته و به نفع آنان بیانیه سفارش میدهند که این فتنهگران معرکهگردان اغتشاشاتی بودند که در آن بارها به افکار حضرت امام (ره) اهانت و تصاویر ایشان پاره و یا به آتش کشیده شده است.
3 ـ مجمع روحانیون نه تنها در برابر هجمه و اهانت به افکار و شخصیت حضرت امام (ره) سکوت کرده بلکه بارها به تهاجم و حمله به نهادها و ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی مثل ولایت فقیه، شورای نگهبان، سپاه، بسیج، صدا و سیما و ... پرداخته که مروری بر آثار و افکار امام (ره) و دفاع قاطع معظمله از این نهادها و ارکان گویای فاصله گرفتن این مجمع و سران آن از حضرت امام(ره) و اندیشههای ایشان میباشد.
لذا همچنان که حضرت امام (ره) به سران جناحی و حزبی توصیه میفرمود، این سران مجمع روحانیون مبارز هستند که باید برخطر نفوذ واسطهها و منحرفین و حتی انحراف خویش (که علائم آن پیدا است) مواظبت نموده و به جای لجبازی با نظام، رهبری و مردم به خود آمده و تا فرصت باقی است توبه نمایند.
به نظر میرسد دلایل و اهداف چنین حرکت نسنجیدهای را میتوان به طور خلاصه در عصبانیت ازنهادهای نظام در مهار فتنهای جستوجو کرد که متأسفانه مجمع روحانیون همه چیز خود را برای برافروختن و گسترش آن دامن زد و در توهم کارآمدی آن برای عبور از جمهوری اسلامی و کنار زدن ولایت فقیه امثال موسویخوئینیها و خاتمی در شروع فتنه به صراحت اعلام میداشتند که باید فرش از زیر پای رهبری کشید و یا با استفاده از تجربه دوران اصلاحات دیگر اجازه نداد که کمر صاف کرده و سر پا بایستد.
البته طبیعی است که برای ادامه نیل به چنین هدفی تابلوی امام(ره) و دلسوزی اطرافیان امام (ره) بالا گرفته شود، چرا که شکست فتنه و طرد آن حاصل اشتباهاتی چون مقابله با امام (ره) و افکاری است که سران فتنه احمقانه آن را در روز عاشورای سال گذشته همراه با یاران منافق خویش به نمایش گذاشتند ولی مردم هم به عمل نگاه می کنند نه به حرف و ادعا.