
حذف نماد انقلاب از ميدان مركزي تهران!؟جام جم آنلاين: اين روزها اگر گذرتان به ميدان انقلاب بيفتد شما هم حتما جاي خالي نماد پيشينش را حس ميكنيد، جاي خالي راوي خاطراتي از روزهاي پرشور پيروزي انقلاب اسلامي كه در سال 1386 ناگهان ناپديد شد و 2 سال بعد به جاي آن سازهاي گنبدي شكل سر برآورد كه گفته ميشود نمادي از هنر ايرانيان است، اما سردوبي روح كه به گفته برخي كارشناسان هيچ نشاني از ظرافت و زيبايي نيز در آن به چشم نميخورد.
ريش سپيدهاي پايتختنشين هنوز به ياد دارند كه بيش از 3 دهه پيش، اين ميدان به مناسبت تولد رضاخان ميدان 24 اسفند خوانده ميشد و مجسمهاي بسيار بزرگ از او در وسط ميدان نصب شده بود اما تپشهاي انقلاب كه شدت گرفت و ميدان با خون شهيدان غسل داده شد، مردم خشمگين، مجسمه رضا خان را از وسط ميدان پايين كشيدند و نامش را انقلاب گذاشتند.4 سال بعد، ايرج اسكندري هنرمند نقاش و مجسمه ساز نمادي را از انقلاب براي نصب در حاشيه مصلاي تهران طراحي كرد و هنرمندي مجسمه ساز به نام صديقي آن را ساخت. اين نماد به گفته طراحش در ابتدا طرح حلزوني نداشت بلكه قرار بود به شكل نقش برجستهاي روايي از انقلاب نصب شود اما وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي سرنوشت ديگري براي آن رقم زد و مسوولان تصميم گرفتند با وجود الزام بر مسطح بودن نماد، آن را به شكل حلزوني وسط ميدان انقلاب قرار دهند و اين كار باعث شد بخشي از آن روايت خطي از انقلاب در مارپيچ حلزوني گم شود.
اسكندري درباره تغيير شكل اين اثر به رسانهها ميگويد: من اين طرح را براي اجرا روي ديوار صاف طراحي كرده بودم و به همين دليل، اجراي آن در وسط ميدان انقلاب و آن هم به صورت استوانهاي از ابتدا اشتباه بود. چرا كه طرح، شكل روايي دارد و بازديدكنندگان بايد تأملي در ديدن اين تصاوير داشته باشند كه روي ديوار مدور اين امكان فراهم نميشود.اما به هر حال نماد انقلاب 25 سال وسط ميدان باقي ماند و هر روز آدمهايي كه آن حوالي را با رفت و آمد مداومشان شلوغ ميكردند، طوافش كردند تا يادشان بيايد كه روزگاري بر آن ميدان چه گذشته است.نماد انقلاب اما بيست و ششمين بهار عمرش را نديد چون در سال 1386 شهرداري تهران با بهانه ساخت ايستگاه انقلاب در خط چهار مترو آن را از وسط ميدان برداشتند. از همان روزهاي نخست ناپديد شدن مرموز نماد، مثل هراقدام خبرداده نشده ديگري، اذهان عمومي تسليم شايعات شد. بعضيها گفتند نماد دزديده شده است (كه البته اين خواب آشفته سالها بعد براي مجسمههاي برنزي پايتخت تعبير شد)، بعضيها هم معتقد بودند نماد آسيب ديده است كه آن را از وسط ميدان برداشتهاند اما همه اين شايعهها آبستن نفوسي ناخوش بودند: «ديگر كسي رنگ نماد سبز خاطره انگيز پيشين ميدان انقلاب را نخواهد ديد!»حرف و حديثهاي ضد و نقيضحذف شدن نماد وسط ميدان انقلاب به واكنشهاي منفي فراواني از سوي منتقدان شهرداري و اقشار گوناگون مردم انجاميد و مسوولان مختلف هم پاسخهايي در اين زمينه به رسانههاي گوناگون دادند كه با هم تناقض داشتند به طوري كه به نظر ميرسيد هنوز تصميم مشخصي در اين باره گرفته نشده است. سرانجام در ارديبهشت سال بعد ـ 1387 ـ غلامرضا فاخته مجري خط 4 متروي تهران به روزنامه جامجم پاسخ داد كه شهرداري ميكوشد تا چند روز پيش از افتتاح ايستگاه، نماد را بار ديگر در محل جانمايي شده نصب كند.محسن هاشمي، مدير عامل مترو نيز در خرداد 1388 بار ديگر بر بازگرداندن نماد تاكيد كرد و گفت: مجسمه ميدان انقلاب براي انجام پروژه مترو ميدان انقلاب از اين محل به طور موقت برداشته شده است و پس از انجام مراحل زيباسازي و تكميل فضاي سبز ميدان انقلاب به اين محل منتقل خواهد شد تا روي گنبد ميدان كه طراحي زيبايي دارد، نصب شود.در دي همان سال هم حجتالله ملاصالحي مدير عامل وقت سازمان زيبا سازي شهرداري اعلام كرد كارشناسان در حال بررسي هستند تا اگر امكان داشته باشد مجسمه قبلي ميدان انقلاب را در آن حوالي نصب كنند اما دليل اينكه چرا او نگفت شهرداري مجسمه را به جاي سابقش بر ميگرداند اين بود كه در همان گفتگو او به فارس خبر داد شهرداري قصد دارد در 22 بهمن آن سال مجسمهاي تازه را با هزينه حدود 150ميليون تومان در ميدان انقلاب قرار دهد!اما با وجود وعده مديرعامل وقت سازمان زيباسازي شهرداري، بيست و دوم بهمن سال 1388 هم ميدان انقلاب بينماد ماند تا سرانجام در پايان آن سال فاز اول عمليات بازسازي ميدان انقلاب به پايان رسيد و سازهاي گنبدي به جاي نماد پيشين در معرض ديد عموم قرار گرفت، سازهاي كه با تركيبي از آجركاري، كاشيكاري و پنجره گفته ميشود نمادي از هنر ايرانيان است هرچند خيليها اعتقاد دارند اين سازه، ظرافت و نكته سنجي هنر ايراني را كم دارد، چشم نواز نيست و با نام ميدان و حوادثش همخواني ندارد.آيا نمادي به سازه جديد افزوده ميشود؟!دقيقا همزمان با وعدههاي ملاصالحي درباره بازگرداندن نماد پيشين، سازمان زيباسازي شهر تهران نيز، در فراخواني از تمام هنرمندان، متخصصان و دانشجويان علاقهمند درزمينه مجسمههاي شهري، آثار حجمي و معماري دعوت كرد تا طرحهاي خود را براي نمادي جديد از انقلاب به اين سازمان پيشنهاد كنند و مدير عامل وقت سازمان زيباسازي نام آن را فاز دوم عمليات بازسازي ميدان انقلاب گذاشت اما در اين ميان كسي درباره سرنوشت نماد پيشين كه اثري هنري و كهن و يادگاري از شهداي انقلاب محسوب ميشد، حرفي نزد.هرچند تلاش جامجم براي گفتگو با مدير عامل سازمان زيباسازي شهرداري تا لحظه چاپ خبر بينتيجه ماند، اما رجبپور مسوول ارتباط با رسانههاي اين سازمان در پاسخ پرسش جامجم مبني بر اينكه سرنوشت نماد پيشين چه ميشود؟ گفتههاي پيشين مسوولان در سازمان زيباسازي شهرداري را تاييد كرد و گفت: آن نماد به اذعان سازنده اش براي قرار گرفتن وسط ميدان طراحي نشده بود و شهرداري براي نمادي جديد فراخوان داده است.اما برخلاف اين اظهار نظر، سعيد روانبخش طراح سازه جديد وسط ميدان امكان نصب هر نمادي روي آن را ـ چه نماد پيشين و چه نمادي جديد كه شهرداري برايش فراخوان داده بود ـ رد كرده و به ايسنا ميگويد: از بازگشت مجسمه پيشين اطلاعي ندارم اما مسلما ميدانم كه روي اين گنبد به هيچ عنوان چيزي اضافه نميشود و اين سازه به تنهايي قابليت كامل يك اثر هنري را دارد و بهصورت مستقل و كامل يك اثر هنري نقش برجسته است.حالا يكبار ديگر داستان پر فراز و نشيب نماد ميدان انقلاب را در ذهن تان مرور كنيد، همان نمادي كه وقتي آن را از وسط ميدان به انبار مترو منتقل كردند، مسوولان وعده دادند به سرعت به جاي قبلياش بازگردانده ميشود اما امروز سازهاي گنبدي و عجيب جايگزينش شده است، همان كه قرار بود در مجاورت سازه بار ديگر نصب شود ولي نصب مجددش هم به وعدههاي عملي نشده پيشين پيوست، مردم ميپرسند آن اثر هنري از ياد رفته حالا كجاست؟ نمادي كه خاطره آن روزهاي پرشور انقلاب را پيشروي هر بيننده داخلي و خارجي و بويژه نسل جوان قرار ميداد.بازسازي ميدانها و زيباسازي شهر از وظايف شهرداري است و شايد از نظر قانوني اين جرمي نباشد اگر شهرداري تصميم بگيرد يك اثر هنري را كنار بگذارد و اثري تازه را جايگزينش كند اما در اين ميان توجه به بعد روانشناسي اجتماعي اين اقدام نيز الزامي است و مسلما ناديده گرفتنش تصويري نادرست در اذهان مردم و هنرمندان باقي ميگذارد بخصوص اگر اين سهلانگاري درباره ميداني رخ دهد كه جزئي از تاريخ كشورمان را زنده نگه ميدارد. ميداني كه بايد نام و وجه تسميه آن با شكل و ظاهرش نيز تطبيق داشته باشد.