
محسن كریمی-
انقلابهای رنگی به یک رشته از تحرکات مرتبط با هم اطلاق میشود که بدون درگیریهای فیزیكی و بدون خون ریزی یك نظام سیاسی سقوط و نظام سیاسی دیگری جایگزین آن میشود. این نوع انقلابها بیشتر در جوامع پساکمونیستی در اروپای شرقی، مرکزی و آسیای مرکزی توسعه یافت تا به كمك این تحركات، نظام سیاسی وابسته به غرب در این جوامع مستقر شود. یك نمونه از این تحركات براندازانه نیز پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران شكل گرفت كه به گفته اكثر كارشناسان از نوع انقلابهای رنگی كشورهای پساكمونیستی است. اما برای درك هرچه بیشتر این واقعیت «جوان» گفتوگویی با یك ایرانی مقیم اوكراین انجام داده است كه در سال 2004 همزمان با انقلاب رنگی اوكراین در این كشور حضور داشته است و از طرف دیگر وقایع پس از انتخابات ایران را نیز از نزدیك دیده و آنها را شبیهسازی كرده است. محمد مافی با اشاره به این موضوع كه وقایع اخیر ایران شباهت بسیار زیادی به انقلاب رنگی اوكراین دارد، میگوید: هشت یا 9 ماه قبل از شروع انتخابات در حالی كه فقط اسامی كاندیداها مطرح شده بود، ما شاهد واردات بسیار گسترده نوار و تیشرتهای نارنجی به وسیله هواپیماهای آمریكایی و انگلیسی به اوكراین بودیم و بهحدی زیاد شده بود كه ما را به فكر انداخته بود كه به سمت واردات اجناس نارنجی از ایران به اوكراین برویم.وی در ادامه افزود: این موضوع تا آنجا ادامه پیدا كرد كه یك روز ما متوجه شدیم كه مردم اوكراین علاقه بسیار زیادی به رنگ نارنجی پیدا كردهاند و همه از اجناس نارنجی استفاده میكنند و تقریباً حجم زیادی از این مردم نارنجی پوش شده بودند. حتی بهرغم اینكه تلویزیون اوكراین یك تلویزیون دولتی بود اما شاهد حضور مجریان و خوانندههای نارنجی پوش در این شبكهها بودیم. اگرچه ما بعدها متوجه شدیم كه این موضوع برنامهریزی شده است.این ایرانی مقیم اوكراین به آغاز زمان تبلیغات در انتخابات سال 2004 اشاره میكند و ادامه میدهد: با شروع تبلیغات انتخاباتی ستاد ویکتور یوشچنکو رسماً اعلام كرد هركس برای این ستاد كار كند و تبلیغات انجام دهد روزانه دو دلار دستمزد، سه قوطی مشروبات و یك وعده غذای گرم میدهد. تنها كافی بود كه فرد به ستاد انتخاباتی میرفت و روزی یك ساعت برای تبلیغات وقت میگذاشت. این هزینه در حالی صورت میگرفت كه وضعیت اقتصادی در اوكراین چندان مساعد نبود و به همین خاطر طرفداران رقیب او نیز برای دریافت غذا و پول به ستاد وی میآمدند.وی ادامه میدهد: جالب اینجاست من در شركت خودم یك كارمند اوكراینی داشتم كه زمان تبلیغات استعفا داد. من به او گفتم چرا میخواهی از شركت بروی؟ او جواب داد كه برای حضور در تبلیغات ماهی 1500 دلار میپردازند چرا باید اینجا كار كنم و 300 دلار بگیرم؟ مافی با اشاره به تبلیغات گسترده و پر هزینه ستاد یوشچنکو برای این انتخابات میگوید: خیابانها نیز شاهد حضور كارناوالها بود و خوانندگان و هنرمندانی كه از این ستاد پول گرفته بودند شبانه روز در خیابان برنامه اجرا میكردند. این موضوع در حالی بود كه یك سری چادر ارتشی نیز در خیابانها نصب شده بود كه نارنجی پوشان در آنجا استراحت كنند. این چادرها آنقدر گرم بود كه افراد در شب ژانویه اوكراین كه سرما 20 درجه زیر صفر بود با زیر پیراهن در آن میخوابیدند. حال سؤال اینجاست كه این چادرها از كجا آمده بودند و برق آن را چه كسی تأمین میكرد؟این موضوع در حالی بود كه یوشچنکو و حامیانش هیچ نفوذی در قدرت نداشتند.وی ادامه میدهد: آنها همه مردم را به وسیله پول و نمایشهای خیابانی به خیابانها كشانده بودند. حتی افرادی كه زیر سن قانونی رأی بودند نیز با این ستاد همراهی میكردند. باید اعتراف كنم كه برنامههای آنها آنقدر جذاب بود كه خود من و خانوادهام نیز یكی از تفریحاتمان رفتن به خیابانهای كیف و دیدن این شوهای خیابانی بود. این ایرانی مقیم اوكراین با اشاره به شعارهایی كه از سوی ستاد یوشچنکو ارائه میشد، گفت: آنها از مشكلات اقتصادی مردم مطلع بودند، بنابراین مدام این مشكلات را بزرگ جلوه میدادند. آنها از بالابردن حقوق بازنشستهها زیاد صحبت میكردند و از طرف دیگر با خرجهای عجیب و غریبی كه در زمان تبلیغات میكردند به همه اینگونه القا شده بود كه اگر یوشچنکو رأی بیاورد اوضاع اقتصادی دگرگون خواهد شد. البته پس از پایان درگیری ها، یانوکوویچ در دادگاه قانون اساسی اسنادی را ارائه كرد كه امریكاییها برای انتخابات ریاست جمهوری 90 میلیون دلار به حساب اطرافیان یوشچنکو ریخته بودند. مافی در ادامه میگوید: تمامی این ماجراها تا روز انتخابات ادامه پیدا كرد و از صبح روز انتخابات در حالی كه تنها یك یا دو ساعت از آغاز رأیگیری نگذشته بود، مدام تماسها و تلفنهای تبریك بود كه بین مردم رد و بدل میشد. حتی ما نیز كه حق رأی نداشتیم از این تماسها و پیامكها بینصیب نماندیم. بنابراین از همان صبح انتخابات فكر كردیم كه یوشچنکو قطعاً رئیسجمهور شده است. وی به اعلام خبر پیروزی یانوکوویچ توسط كمیسیون انتخابات اوكراین اشاره كرد و افزود: زمانی كه انتخابات به اتمام رسید و خبر پیروزی یانوکوویچ اعلام شد، هواداران یوشچنکو به خیابانها آمدند و در همان چادرهایی كه زمان تبلیغات مستقر بودند، رفتند و شروع به اعتراض كردند.مافی با اشاره به موقعیت جغرافیایی شهر كیف میگوید: تمامی مركزیت سیاسی اوكراین شامل مجلس، كاخ ریاست جمهوری، بانك مركزی و سفارتخانههای كشورهای خارجی در یكی از خیابانهای كیف است كه طولش حداكثر یك كیلومتر است. ستاد یوشچنکو كه زمان تبلیغات چادرهای زیادی را در این خیابان نصب كرده بود، هواداران معترض خود را به سمت این خیابان هدایت كرد و نارنجی پوشان در این چادرها مستقر شدند. به جرأت میتوانم بگویم كه با در نظرگیری طول و عرض خیابان و تعداد چادرهایی كه در آن نصب شده بودند، حداقل جمعیتی كه در این خیابان تجمع كرده بود، حدود 20 هزار نفر بود، اما به خاطر كوچك بودن خیابان همه فكر میكردند كه كل مردم اوكراین در این خیابان تجمع كردهاند. همه هم نارنجی پوش شده بودند.وی ادامه میدهد: جالب اینجاست كه در حین تمامی شلوغیهای كیف، خودروهای سفارتخانههای خارجی به راحتی و بدون دغدغه در خیابانها حركت میكردند و حتی فعالیتهای خود را 24 ساعته انجام میدادند. آنها نمایندگان پارلمان اروپا را به اوكراین میآوردند تا در حمایت از نارنجیها سخنرانی كنند. چراكه یكی از شعارهای یوشچنکو پیوستن به اتحادیه اروپا بود و این سخنرانیها میتوانست این شعار را باورپذیرتر كند.این ایرانی مقیم اوكراین به ادامه اعتراضات نارنجیپوشان اشاره میكند و میگوید: این چادرنشینیها شش روز طول كشید و پس از شش روز معترضان به سمت مجلس رفتند و به راحتی مجلس را تسخیر كردند، سپس به سمت كاخ ریاست جمهوری حركت كردند. تسخیر مجلس كافی بود كه رأی نتایج انتخابات باطل اعلام شود و سپس دستور برگزاری انتخابات جدید را بدهند. مافی تمامی این وقایع را با وقایع ایران شبیهسازی میكند و میگوید: خود من در ایام انتخابات طرفدار میرحسین موسوی بودم، اما با دیدن كارناوالهای تبلیغاتی حامیان موسوی در خیابانها مدام به یاد وقایع اوكراین میافتادم. روز پس از انتخابات نیز وقتی كه از خواب بیدار شدم و دیدم كه رسانههای حامی میرحسین از تقلب میگویند، متوجه شدم كه اینجا هم قرار است اتفاقاتی بیفتد. حتی همسرم به من گفت برویم ببینیم كه چادرها كجا برپا میشوند. بنابراین هرچه بیشتر میگذشت من بیشتر مطمئن میشدم كه انقلاب رنگی در ایران شكل گرفته است.وی در پایان اضافه میكند: من پس از انقلاب رنگی اوكراین را هم دیدم. باور كنید نه تنها هیچ كدام از وعدههای نارنجیها عملی نشد، بلكه وضع بدتر هم شد. فساد و فحشا در حكومت یوشچنکو تمامی اوكراین را فرا گرفت و وضعیت اقتصادی مردم بیش از پیش بدتر شد. منبع : ویژه نامه پتک جمهوریت