کد خبر: 393538
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۰
دكترعلی مطهری در گفت وگو با ویژه نامه «پتک جمهوریت»:
دکتر علی مطهری از جمله معدود اصولگرایانی است که پروژه «نه احمدی‌نژاد» را همراهی می‌کرد و برای رأی نیاوردن احمدی‌نژاد تلاش و کوشش بسیاری کرد و حتی سعی کرد گزینه دیگری را به جای احمدی‌نژاد در بین اصولگرایان ترسیم کند. وی با آنکه در تریبون‌های مختلف از برخی کارهای دولت در حوزه فرهنگی و سیاسی انتقاد کرده است اما با نگاهی منصفانه، نقاط قوت دولت نهم و دهم را در عرصه داخلی و بین‌المللی با شفافیت بیان می‌کند. آقای مطهری همان کسی است که مجوز برپایی تجمع به جریان فتنه سبز را در اوان کار خوب و سازنده ارزیابی می‌کرد و حتی انتقاداتی را در نوع برخورد با معترضان وارد می‌دانست. در کنار این بارها موسوی و کروبی را سیبل انتقادات تند خود قرار داده و موسوی را ظالم بزرگ خوانده است. او همان کسی است که در سال 79 و در دوره اصلاحات که آقازاده‌ها جایگاه خاص و ویژه داشتند در مصاحبه با کیهان خواهان برخورد با آقازاده‌ها و مفسدان اقتصادی شد. آقای مطهری یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های دولت اصلاحات با دولت اصولگرا را این می‌داند که عملکرد دولت اصلاحات باعث تحقیر ملت و نظام ‌شده است اما در دولت دکتر احمدی‌نژاد وضع به این گونه نیست. برخورد با آقازاده‌ها و مفسدان اقتصادی، نقاط قوت دولت دهم و نهم و چرایی عدم اعتراض وی به نیامدن آقازاده‌های لندن‌نشین به دادگاه از جمله محورهای مهم گفت‌وگوی ما با دکتر علی مطهری نماینده مردم تهران است. دشمنان انقلاب با توجه به عدم موفقیت اصلاح‌طلبان تمام تلاش خود را در جهت ایجاد تفرقه بین اصولگرایان گذاشتند تا بلکه از میان آنها گروهی معارض با نظام پدید بیاید، همانند دهه 60 که اصلاح‌طلبان از بین نیروهای پیرو خط امام پدید آمدند و بعداً در زمره حامیان آمریکا قرار گرفتند، آیا برخی از مواضع شما در جهت ایجاد دو دستگی و اختلاف بین اصولگرایان نیست؟ دشمنان به طور کلی دنبال شکست انقلاب اسلامی هستند و از هر فرصتی استفاده می‌کنند. هرکسی انتقادی به نظام جمهوری اسلامی می‌کند، آنها از آن بهره‌برداری می‌کنند و این دلیل نمی‌شود که آن منتقد رابطه یا تعلقی به دشمنان نظام دارد. بنده همیشه سعی کرده‌ام آنچه حق است بگویم منتها طبیعی است که انتقادهایی که کرده‌ام، مورد توجه دشمنان هم واقع شده است و این یک امر طبیعی است و ما نمی‌توانیم از انتقاد دست برداریم به خاطر آنکه دشمنان سوءاستفاده می‌کنند. زمانی انتقاد بد است که تنها اثرش بهره‌برداری دشمنان ما باشد ولی اگر انتقادی صورت بگیرد که چندین اثر دارد که یکی از آنها سوءاستفاده دشمنان است، نمی‌تواند بد باشد. مردم هم این مطالب را خوب درك می‌كنند و می‌فهمند که نیات افراد چیست. اما اینکه می‌فرمایید برخی موضع‌گیری‌های من در جهت تفرقه‌ اصولگرایان بوده است، باز پاسخش این است که بنده واقعیت را می‌گویم و این باعث رفع نقایص اصولگرایان می‌شود. منتها ممکن است به ایجاد شکاف بین اصولگرایان تعبیر بشود یا به تقویت اصلاح‌طلبان تفسیر بشود. اما در واقع این یک نوع تقویت درونی اصولگرایان است. دقیقاً مثل آن چیزی که شهید مطهری در مورد سازمان روحانیت قبل از انقلاب مطرح فرمودند و انتقادات اساسی به روحانیت وارد می‌کردند ضمن اینکه با ریشه‌کن کردن اصل این درخت کاملاً مخالف بود‌ند و در مقابل تز اسلام منهای روحانیت ایستادند و حتی جان خودشان را هم در این راه فدا کردند. الان هم همین طور است، اصولگرایان نواقصی دارند که اگر برطرف نشود، به اضمحلال داخلی آنها می‌انجامد. به نظر می‌رسد نقدها و انتقادات شما بیشتر در مورد اصولگرایان و دولت حاکمه است تا به اصلاح‌طلبان و سران آن که مسائلی را برای نظام و حکومت پیش آورده‌اند. این عدم توازن در بیان انتقادات و نقدهای شما چه دلیلی دارد؟ یكی به خاطر آن است كه قدرت در دست اصولگرایان است و اصلاح‌طلبان نقشی در اداره کشور ندارند. دلیل دیگر این است كه علت سوق دادن اصلاح‌طلبان به سمت دشمن، بخشی از خود اصولگرایان بوده‌اند. اگر انتقاد به اصلاح طلبان به صورت منصفانه بیان بشود و بلافاصله آنها را متهم به ارتباط با بیگانه نکنند، این عدم توازن هم رخ نمی دهد. زمانی که دولت اصلاحات هم روی کار بود بنده همین گونه‌ عمل می‌کردم و هیچ‌کس به اندازه من از آقای خاتمی انتقاد نکرد چرا که بسیاری از کارها را می‌توانستند انجام بدهند و انجام ندادند. امروز هم همین طور است. اینکه شما به عنوان نقادی منصف، دولت و اصولگرایان را نقد می‌کنید، بسیار پسندیده است اما آیا این منطقی به نظر می‌رسد که ما تنها جناحی را نقد کنیم که روی کار است و گروه و عده‌ای که به اساس نظام و انقلاب ضربه می‌زنند و پایه‌های حکومت را سست می‌کنند، به حال خود رها کنیم؟ بنده بارها نقد کرده‌ام و فکر می‌کنم کمتر کسی به اندازه من به آقای موسوی نقد كرده است. من چند روز پس از انتخابات در برنامه تلویزیونی مطرح کردم كه موضوع تقلب واقعیت ندارد و آقایان صرفاً ‌تهران و شمال آن را در نظر می‌گیرند و توجهی به شهرها و روستا‌ها ندارند. و حتی گفتم سیزده میلیون رای آقای موسوی در دوره دوم یك رئیس‌جمهور، شاهکار است و ایشان باید خدا را شکر کند که این همه رأی آورده است. بعد از اتفاقات روز قدس مقاله ای‌ نوشتم تحت عنوان «جنبش بی‌سر» و در آن گفتم جنبش سبز جنبشی است که رهبر و سر ندارد، هیجانی را ایجاد کرده و آن را رها نموده است. در آن مقاله از آقایان خواستم راه خودشان را از غرب‌زدگان که در درون این حرکت نفوذ کرده‌اند جدا کنند و به صراحت اعلام نمایند، راهشان از راه این‌گونه افراد جداست و شعارشان شعار نه غزه نه لبنان یا جمهوری ایرانی نیست. بعد از آنکه سران جریان سبز یا اصلاح‌طلبان به پیشنهادات شما پاسخ ندادند و به همان رویه و روش قبلی ادامه دادند، چرا مواضع خود را با صراحت لهجه بیشتری پی نگرفتید؟ بنده بارها اعلام کرده‌ام، ظلم بزرگ‌تر را آقای موسوی انجام داد و اینکه ایشان روز انتخابات اعلام كرد، برنده انتخابات است شعله‌ور كردن آتش بود و متهم ردیف اول ایشان هستند. منتها گفتم آقای احمدی‌نژاد هم در ایجاد زمینه این فتنه نقش داشت، آن‌هم با نحوه مناظره ای كه انجام داد اگرچه با نقش آقای موسوی قابل قیاس نیست. چند ماه پیش به رئیس قوه قضائیه گفتم اگر همه متهمان در این قضایا را به طور همزمان احضار می كردید و نتیجه را به طور همزمان به اطلاع عموم می‌رساندید، فتنه این‌قدر طولانی نمی‌شد.آیا منصفانه است كه ما به فرض قائل شدن اشتباه از سوی دكتر احمدی‌نژاد آن‌را با اشتباهات موسوی، كروبی و خاتمی قیاس كنیم و آیا بردن اسم افرادی كه فعالیت مبهم اقتصادی دارند در مناظره انتخاباتی با هدف آگاه‌سازی مردم، جرم و یا زمینه‌سازی فتنه به‌حساب می‌آید؟ بنده اعتقاد دارم كه آقای احمدی‌نژاد هیزم فتنه را آماده كرد و آقای موسوی آن را شعله‌ور كرد و هركدام به نسبت اشتباهات خود باید پاسخگو باشند. البته اشتباهات موسوی و كروبی با اشتباه احمدی‌نژاد قابل قیاس نیست و قبلاً هم اعلام كرده‌ام كه موسوی ظلم بزرگی نسبت به نظام و مردم مرتكب شد كه ادعای تقلب كرد و مردم را دعوت به حضور در خیابان كرد كه نتیجه طبیعی آن آشوب است. بنده دنبال كاندیداتوری آقای ولایتی بودم و احساس می‌كردم ادامه مدیریت آقای احمدی‌نژاد به نفع كشور نیست ، لذا درصدد قانع كردن آقای ولایتی برای پذیرش این امر بودم. با آقای هاشمی و خاتمی هم در این زمینه ملاقات كردم. آقای هاشمی استقبال كردند و گفتند اگر بدانم كه آقای ولایتی حضور پیدا می‌كنند و شما اصولگرایان حمایت خواهید كرد بنده هم از ایشان حمایت می‌كنم. حتی گفتند اگر این گونه باشد تلاش می كنم كه آقای خاتمی كاندیدا نشود، چون آن زمان صحبت كاندیداتوری آقای موسوی مطرح نبود.البته آقای هاشمی گفتند این طرح خود را با رهبری در میان بگذارید.پس آقای هاشمی در آمدن یا نیامدن آقای خاتمی در عرصه انتخابات گوناگون نقش فعال داشته است و می‌تواند به آقای خاتمی امری را القا كند. ایشان گفتند ما تلاش می‌كنیم. البته درخواست بنده بود كه ایشان كاری بكنند كه آقای خاتمی كاندیدا نشود. در ملاقاتی كه بنده با آقای خاتمی داشتم نیز ایشان از كاندیدا شدن دكتر ولایتی استقبال كرد و گفت اگر احساس كنم ایشان رای قابل توجهی دارد من كنار می روم و البته گفت فعلا این موضوع را رسانه‌ای نكنید. سیاسیون و مردم شما را به‌عنوان نماینده‌ای منتقد در مسائل گوناگون می‌شناسند؛ چرا شما دربحث مفاسد اقتصادی و پرونده مربوط به آقازاده‌های لندن‌نشین تلاش‌ی از خود نشان نداده‌اید، آیا عدم تلاش شما در این رابطه درجهت خواست اصلاح‌طلبان نیست؟من در سال 79 در مصاحبه با روزنامه كیهان به صراحت بیان كردم كه فعالیت اقتصادی برخی فرزندان آقای هاشمی باید شفاف بشود و اگر اتهامی در مورد آنها وجود دارد،‌ مورد رسیدگی قرار بگیرد. پس شما برخورد قضائی و قانونی با آقازاده‌ها را تأیید می‌كنید؟ بله، بنده همان سال 79 این را مطالبه كردم.چرا از سال 79 تا الان كه یكی از مطالبات بحق مردم، تشكل‌های دانشجویی، سیاسیون و... برخورد با آقازاده‌هاست، موضع مشخص و مبرهنی نداشته‌اید؟برای آنكه از آن استفاده سیاسی می شود. وقتی من احساس می‌كنم یك پروژه طراحی شده است كه آقای هاشمی را زمین بزنند نمی‌توانم داخل این پروژه‌ قرار بگیریم. شما به این اعتقاد دارید كه بحث فرزندان آقای هاشمی با خود ایشان دو بحث كاملاً مجزاست و موضوعات فرزندان آقای هاشمی را نباید با شخصیت انقلابی و سیاسی ایشان به هم گره زد؟ما باید عدالت را به صورت كامل خواهان باشیم و اجرا كنیم اما عدالت باید به ‌عنوان یك واقعیت مورد نظر باشد نه ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی. زمانی كه بنده می‌بینم فرزندان آقای هاشمی درخواست وقت از صدا و سیما می‌كنند تا به اتهامات وارده پاسخ بدهند اما ترتیب اثر داده نمی شود، معتقدم این عین بی‌عدالتی است.به‌عقیده شما بهتر نیست به‌جای درخواست وقت از صدا و سیما در مراجع قانونی كه بعضی از آنها را احضار كرده‌اند، حضور یابند؟ آن به جای خود. طبق قانون، صدا و سیما باید به آنها وقت می‌داد اما این كار را نكرد. بحث احضار دادگاه بحث دیگری است كه باید به آن هم عمل بشود. بنده نمی‌خواهم وارد پروژه ای بشوم كه دیگران آن را طراحی كرده‌اند و یكی از عوامل پروژه به حساب بیایم.شما به‌عنوان نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی خواهان رسیدگی به اتهامات آقازاده‌ها كه مطالبه و خواسته مردم است، هستید یا خیر؟باید به اتهامات همه متهمان اقتصادی اعم از فرزندان آقای هاشمی و مقامات دولتی و حكومتی رسیدگی بشود اما به‌طور همزمان. من در ملاقاتی كه به اتفاق برخی نمایندگان با رئیس قوه قضائیه داشتیم اعلام كردم كه باید به اتهامات یكی از مدیران دولتی و پرونده مهدی هاشمی به طور همزمان رسیدگی بشود تا مردم بدانند شما برخورد سیاسی با این گونه موضوعات ندارید.شما اظهار كردید، نمی‌خواهید در پروژه تخریب آقای هاشمی نقش ایفا كنید، آیا با اظهارات شما در رابطه با فعالیت اقتصادی معاون اول دكتر احمدی‌نژاد شما در پازل و پروژه تخریب دولت احمدی‌نژاد شركت نمی‌كنید؟ این گونه نیست. من در هر دو مورد در زمان خودش صحبت كرده ام. با مطالبی كه در سال 79 در روزنامه كیهان از بنده چاپ شد، آقای هاشمی ناراحت شدند و حتی ارتباط خانوادگی ما هم قطع شد. آن روز زمان آن مطلب بود و امروز زمان این مطلب.شما مواضع آقای هاشمی را در یك سال اخیر اعم از نامه به مقام معظم رهبری با آن ادبیات، اظهارات ایشان در نماز جمعه پس از انتخابات و مواضع دوپهلو و گاه سكوت مطلق را چگونه ارزیابی می‌كنید. با گذراندن این وقایع از ذهن، باز هم اعتقاد دارید كه احمدی‌نژاد یكی از زمینه‌سازان فتنه بوده است؟ نامه‌ای كه ایشان نوشت عكس‌العمل مناظره بود ولی بنده شخصاً‌ معتقدم اگر آقای هاشمی نامه را نمی‌نوشت بهتر بود. ای کاش ایشان آن نامه را نمی‌نوشت تا از آن سوء استفاده نشود. اما خطبه نماز جمعه ایشان را مثبت می‌دانم زیرا ایشان به گونه‌ای صحبت كرد كه موج سبز را مقداری آرام كرد. در مورد سكوت ایشان هم باید بگویم كه آقای هاشمی به وضع موجود آن هفته‌ها اعتراض داشت و از طرفی دلش برای نظام می‌سوزد، لذا بعضی جاها سكوت بهترین كار است.شما چقدر به نقد درون گفتمانی پایبند هستید و آیا تا الان اتفاق افتاده است كه بسیاری از انتقادات خود را از دولت و یا چهره‌های اصولگرا قبل از رسانه‌ای شدن در درون اصولگرایان یا با خود فرد مورد نظر مطرح كنید؟ اكثر موضوعات و انتقادات را بنده در جمع و یا به صورت انفرادی مطرح كرده‌ام و بعد آن را رسانه‌ای كرده‌ام. شما بارها گفته‌اید، اصولگرایان به آزادی بیان بی‌توجه هستند چرا كه اگر روزنامه‌ای بسته می‌شود اعتراض نمی‌كنند، سؤال اینجاست كه آیا مطلق بسته شدن روزنامه‌ها باید مورد اعتراض قرار بگیرد و آیا نباید دید كه آن روزنامه خلاف قانون عمل كرده است یا خیر؟ روزنامه بر خلاف قانون عمل كرده است، بسته شدنش مانعی ندارد اما بعضی از آنها خلاف قانون عمل نكرده‌اند. معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد در جلسه كمیسیون فرهنگی مجلس حضور پیدا كرد و علت بسته شدن روزنامه اعتماد و بهار و... را عنوان كرد اما دلایلش قانع كننده نبود. یكی از دلایل این بود كه بعضی از روزنامه‌ها به رئیس‌جمهور توهین كرده‌اند، در حالی كه موارد مورد نظر انتقاد بود، نه توهین. یك روزنامه را نام ببرید كه به خاطر انتقادات سازنده و مشكل‌گشا بسته شده است؟ من نمی‌خواهم وارد مصداق بشوم. به طور كلی با اطلاعاتی كه بنده دارم می‌بینم كه اینها جلوگیری از آزادی بیان است.شما به عنوان نماینده و حافظ منافع مردم در عرصه‌های گوناگون بر خلاف بسیاری از نمایندگان اصولگرای مجلس، چرا زمانی كه دادگاه قانوناً برخی از آقازاده‌ها را احضار می‌كند، به نیامدن آنها هیچ گونه اعتراضی نداشته‌اید؟ اولاً اعتراض ما تأثیری ندارد و مشكلی را حل نمی‌كند. انسان جایی اعتراض می‌كند كه تأثیر داشته باشد. ثانیا این وظیفه من نیست، وظیفه قوه قضاییه است. قوه قضاییه ابزاری دارد، می‌تواند از طریق اینترپل اقدام كند، چطور می‌توانند ریگی را در آسمان بگیرند اما نمی‌توانند احضار شدگان را دستگیر كنند.همین مطلب را كه فرمودید كه چطور ریگی در آسمان دستگیر می‌شود و احضار شدگان به دادگاه دستگیر نمی‌شوند، نمی‌توانستید در رسانه‌ها علنی كنید؟بنده اعتقاد دارم بحث مهدی هاشمی بیشتر سیاسی است تا عدالتخواهی. عرض كردم نمی خواهم عامل پروژه دیگران باشم. هر كسی كه احضار شده و به دادگاه مراجعه نكرده است اگر به خارج از كشور یا هر جای دیگر رفته است باید دستگیر شود و مورد بازجویی قرار بگیرد.شما همیشه نسبت به دولت نهم و دهم رویكردی نقادانه داشته‌اید، آیا شده است كه محاسن و خوبی‌های دولت را هم برشمارید؟ اگر بوده است اشاره بفرمایید؟بنده از سیاست خارجی دولت و روحیه دكتر احمدی‌نژاد كه با صلابت در مجامع بین‌المللی حضور پیدا می‌كند تمجید كرده ام، از اینكه حماسه و صلابت انقلاب اسلامی را زنده كرد تقدیر كرده‌ام، جسارت ایشان را كه در حضور مخالفان حرف حق را می زند تحسین كرده‌ام، مثل سخنرانی در دوربان.یكی از نقاط ضعف دولت اصلاحات همین بود كه نوعی ضعف و كرنش و خودباختگی نسبت به غربی‌ها داشت و هر وقت رئیس‌جمهور ما به كشورهای غربی سفر می‌كرد نگران بودیم كه چیزی به زبان بیاورد كه باعث تحقیر ملت ایران ‌شود. مثلا آقای خاتمی در اسپانیا گفته بود ملت ما 200 سال وقت لازم دارد تا به دموكراسی مورد نظر شما برسد، در حالی كه ما دموكراسی مورد نظر آنها را قبول نداریم. به هر حال اینها نقاط مثبت دولت احمدی‌نژاد است. البته ارتباط دولت احمدی‌نژاد با آمریكای لاتین یا با كشورهای آفریقایی از نقاط مثبت و با ارزش دولت ایشان است، همین طور احساس شخصیتی كه در ملت ایران به دنبال رویارویی با قدرت‌های بزرگ ایجاد شده است. تلاش دولت نهم و دهم در زمینه انرژی هسته‌ای نیز، بخش زیادی از آن مرهون اعتماد به نفس شخص دكتر احمدی‌نژاد است و قطعاً اگر ایشان نبود، ما به این نقطه نمی‌رسیدیم كه قابل تقدیر و تحسین است.البته نسبت به نگاه فرهنگی این دولت انتقاد داریم چرا كه شبیه نگاه دولت اصلاحات به فرهنگ است. بنده در سال 85 در نامه‌ای سرگشاده و بعداً حضوری به آقای احمدی‌نژاد گفتم كه شما نباید در عرصه فرهنگ، انفعالی عمل كنید. آن بخش از امر به معروف و نهی از منكر كه نیازمند اعمال قدرت و قانون است، وظیفه دولت اسلامی است و كسی نمی‌تواند بگوید من قبول ندارم. مشكلی كه امروز درعرصه حجاب پیدا شده است، هشتاد درصد ناشی از عملكرد ضعیف دولت است. متأسفانه برخی افراد اصولگرا به خاطر تعصبات خاص، این گونه مسائل را مطرح نمی‌كنند. آقای موسوی دركنار آقای كروبی و زهرا رهنورد اعدام پنج نفر از تروریست‌های كشور را محكوم كردند و احكام قوه قضائیه را ظالمانه توصیف كرده‌اند. نظرتان در این رابطه چیست؟ ما به قوه قضائیه اجمالا اعتماد داریم و لازم نیست نسبت به همه حكم‌های قوه قضائیه نظر بدهیم و سیر همه پرونده ها را مورد بررسی قرار بدهیم. این طور نیست كه مدیران متدین و خداترس قوه قضائیه به آسانی حكم اعدام صادر كنند. بنده در زمینه اعدام این پنج نفر كه عضو گروه پژاك بوده‌اند، اطلاعات كافی ندارم. كسی می تواند در این خصوص اظهار نظر ‌كند كه اولا فقیه و حقوقدان باشد و ثانیا پرونده را دقیق مطالعه كرده باشد.اصلاح‌طلبان برای 22 خرداد، سالروز انتخابات ریاست جمهوری درخواست مجوز تجمع یا راهپیمایی كرده‌اند، نظر خود را دراین رابطه بفرمایید؟ بنده همان طور كه قبلاً هم گفته ام با صدور این مجوز در اوایل شكل‌گیری فتنه موافق بودم برای آنكه ابهامات روشن بشود و حجت بر معترضین تمام بشود. اما امروز در سالگرد این حادثه بنده به هیچ عنوان موافق صدور مجوز برای تجمع یا راهپیمایی نیستم چون الان مسائل روشن و حجت بر همه تمام شده است. امروز مجوز دادن به معنای آن است كه ما دوباره آتش فتنه را فروشن كنیم. گویا یك بار زمانی كه شما قرار بوده است در برنامه «رو به فردا» حضور پیدا كنید حضور خود را مشروط به عدم حضور حجت‌الاسلام رسایی كرده‌اید، آیا این صحت دارد؟به كسی كه از طرف برنامه تماس گرفته بود گفتم طرف مناظره هر كسی باشد مشكلی نیست، تنها افرادی مانند آقایان رسایی و كوچك‌زاده نباشند. چرا؟فضای آن موقع متفاوت بود، الان شاید مشكلی نباشد. ما با هم دوست و همكار هستیم و هیچ مشكلی با هم نداریم و اگر لازم باشد می‌توانیم در كنار هم حضور داشته باشیم. با توجه به شكست‌های پی در پی اصلاح‌طلبان در انتخابات سال‌های اخیر آیا این گروه ظرفیت پیروزی در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری آینده را دارند؟ به عقیده من این گروه حذف نشده‌اند و باز هم از پایگاه اجتماعی، هر چند نه چندان قوی، برخوردارند. و اگر معتدل‌های دو گروه با هم اجماع كنند به نفع نظام و جامعه است. شنیده می‌شود یكی از گزینه‌های اصلاح طلبان برای كاندیداتوری ریاست جمهوری آینده نوه حضرت امام‌(ره) است، دراین باره هم نظر خودتان را بفرمایید. این خبر را نشنیده ام ولی به فرض صحت به صلاح ایشان نیست كه در انتخابات شركت كند. ایشان باید همان كار حوزوی و علمی را انجام بدهد و خودش را ازلحاظ علمی، روحی و معنوی بسازد. در سال های اخیر گزینه‌هایی را برای پست ریاست جمهوری پیشنهاد داده‌اید. برای سه سال آینده كاندیدای خاصی مدنظرتان نیست؟تا سه سال دیگر فرصت زیادی است. كار به رسانه‌ها كشیده می‌شود. فعلا ضرورتی برای این كار وجود ندارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار