کد خبر: 393258
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۲
22 خرداد تبلور عینی مردم‌سالاری دینی بود
حبیب ترکاشوند- روزها یکی از پس دیگری سپری شد و بالاخره 22 خرداد رسید. همان روزی که سال گذشته بزرگ‌ترین مشارکت مردمی ایران پس از رفراندوم جمهوری اسلامی در سال 58 و حماسه بی‌نظیر در آن رقم خورد که تمامی مکاتب و نظام‌های مدعی دموکراسی را به مبارزه طلبید. اما در عین‌حال خودخواهی و توهم عده‌ای انقلابی سابق از این حماسه بستری برای اغتشاش و ناآرامی آفرید که 8 ماه نظام را دچار آبستراکسیون نمود. هرچند هنوز فرصت آن نشده که این حماسه بی‌نظیر و رخدادهای پس از آن موشکافانه بررسی شود اما اکنون که از فراز قله یک‌سالگی به این واقعه می‌نگریم حصول برخی نتایج این رخداد مهم ساده‌تر است. از صدمات و لطماتی که فتنه 88 بر نظام اسلامی در عرصه داخل و خارج وارد نمود زیاد گفته و نوشته شد. ما در این مقال که در سالروز تولد فتنه ایستاده‌ایم برآنیم تا به برخی دستاوردهای حاصل از فتنه سال گذشته که نصیب انقلاب و نظام اسلامی شد اشاره کنیم. اثبات کارایی نظام ولایی در عصر مدرنیته پس از فروپاشی بلوک شرق به رهبری نظام کمونیسم، رقیب وی سعی کرد تا جمهوری‌های حاصل شده از این ابرقدرت را به سوی خود بکشاند و نظام تک‌قطبی جهانی را پایه‌گذاری کند. طی سالیان اخیر اهرم انقلاب مخملی فرصت مناسبی را برای تئوریسین‌های کاخ سفید ایجاد کرد تا با کم‌ترین هزینه ممکن و با پتانسیل داخل خود آن کشور و البته حمایت لجستیکی و رسانه‌ای غرب، نظام‌های طرفدار غرب را جایگزین نظام‌های مستقل سازند. در این تئوری که در کشورهایی چون اوکراین، گرجستان، قرقیزستان، چک، صربستان و ... اجرا شد نقطه ثقل و محل تولد این انقلاب‌ها، انتخابات بود و با این ابزار توانستند ابتدا کشور را به اغتشاش کشیده و بعد حاکمیت مستقر را ساقط کنند. طبق اسناد فاش شده یک سال اخیر قرار بود این پروژه در ایران نیز تئوریزه شود، اما اصلی‌ترین نقشی که مانع از تحقق این انقلاب بود ولایت فقیه بود که با مدیریت حکیمانه و مرحله‌‌ای، این چالش را به فرصتی بی‌نظیر برای نظام اسلامی تبدیل کرد. فرصتی که ضرورت ولایت فقیه را برای دوست و دشمن به عینه قابل لمس کرد. گسست پیوند منافع خواص با کلیت نظام یکی از ایراداتی که طی 30 سال گذشته همیشه مطرح بود، پیوند خوردن منافع و جایگاه برخی خواص با کلیت نظام بود. هرگاه قرار بود از مسئولی انتقاد شود آن انتقاد به کلیت نظام نسبت داده می‌شد و با این ترفند (درست یا نادرست) انتقادات در نطفه خفه می‌شد. البته مؤلفه‌هایی چون جنگ و بعد سازندگی و فشارهای بین‌المللی و تحریم نیز به این امر کمک می‌کردند. این مسأله باعث شده بود تا برخی افراد جایگاه خود را همتراز کل نظام ببینند و مسلماً با چنین طرز فکری، هرگونه خدشه به این جایگاه به کلیت نظام صدمه خواهد زد. اما رخدادی که در انتخابات اخیر افتاد این بود که مردم به این بصیرت رسیدند که باید میان منافع و مصالح خواص (هرچقدر که سابقه انقلابی و غیره داشته باشند) با مصالح نظام اسلامی تفکیک قائل شوند و حق را معیار قضاوت‌ها قرار دهند که اکنون در ولایت مطلقه فقیه متجلی است و نه اشخاص. پالایش از درون از دیگر نتایج حاصله فتنه بعد از انتخابات سال 88 این بود که موضع اشخاص، گروه‌ها، و جناح‌ها در بسیاری مسائل شفاف شد و این مواضع تا حدودی از زیر ماسک‌ها بیرون آمد و چهره حقیقی خود را هویدا ساخت. اگرچه تا قبل از انتخابات به برخی افراد و گروه‌ها این ایراد گرفته می‌شد که با نظام اسلامی زاویه ‌دارند و آنان با جار و جنجال خود را مدافع نظام و ولایت می‌دانستند و نهایتاً خود را صاحب قرائتی روشنفکرانه از نظام خمینی کبیر(ره) می‌دانستند اما در این فتنه هویدا شد که چگونه وقتی شرایط مهیا شد عده‌ای به صورت نظام چنگ می‌زنند و حاضرند برای منافع گروهی خود از تمامی مصالح نظام اسلامی عبور کنند. اثبات اقتدار نظام در مقابله با تهدید نرم پس از جنگ تحمیلی 8 ساله، امریکا و همدستانش به این حقیقت پی‌بردند که این نظام با تهدید بیرونی، نه تنها مضمحل نشد بلکه انسجام درونی آن بیشتر خواهد شد، بنابراین طی سالیان پس از آن سعی کردند از طریق دامن زدن به ضعف‌های درونی کشور، این تهدیدات را پی بگیرند. تورم، بیکاری، اختلافات طبقاتی و قومیتی از جمله اولویت‌های تهدید نرم علیه نظام اسلامی بود که در سناریو‌های مختلف این امر دنبال می‌شد اما در انتخابات سال گذشته این تهدیدات نرم به یک جنگ نرم تمام عیار تبدیل شد تا تمامی تاکتیک‌های طراحی شده برای یک پروسه طولانی در یک فرصت کوتاه نتیجه دهد، اما نه تنها این امر محقق نشد بلکه اجماع میلیونی 9دی و سپس 22 بهمن که باعث بهت و حیرت جهانی شد نشان داد که این نظام از چنان اقتداری برخوردار است که در مقابله با هر تهدیدی از نرم گرفته تا نیمه‌سخت و سخت، قدرت مقابله دارد. دفن تئوری تقابل جمهوریت و اسلامیتاز اول انقلاب که نام جمهوری اسلامی برای این نظام انتخاب و به آرای مردمی گذاشته شد. چه در آن سال‌ها و چه سال‌های بعد خصوصاً زمان حاکمیت اصلاح‌طلبان همیشه تقابل جمهوریت و اسلامیت در نظام اسلامی مطرح می‌شد و حتی تئوریسین‌های دوم خرداد رسماً گفتند که «مردم در سال 58 می‌دانستند که چه نمی‌خواهند اما نمی‌دانستند که چه می‌خواهند» با این دیدگاه آنان تئوری‌های مختلفی همچون حاکمیت دوگانه و تعارض نهادهای انتخابی و انتصابی را مطرح کردند. همیشه این نظریه وجه غالب آنان بود که جمهوریت با اسلامیت قابل‌جمع نیست و بر همین اساس چه در آن سال‌ها و چه حتی تا سال گذشته این افراد تصور می‌کردند که حامیان نظام ولایی عده اندکی از جامعه را تشکیل می‌دهند و از آنها که حق با اکثریت است، بنابراین این نظر را باور می‌کردند که «اصلاحات راه بی‌بازگشت جامعه ایران است.» حقیقتی که انتخابات سال 88 برای همگان روشن کرد این بود که دو اجتماع بی‌نظیر 9 دی و 22 بهمن در حمایت از اصل ولایت فقیه شکل گرفت و لاغیر. این دو حادثه بی‌نظیر جایگاه این میراث گرانقدر امام را در نزد مردم متدین ایران آشکار کرد و آرزوهای ساقط شدن این اصل را باطل کرد. این‌گونه بود که تحلیلگران غربی پس از 22 بهمن نوشتند که «انقلاب در ایران 10 سال به تعویق افتاد.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار