کد خبر: 392900
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۶
در فتنه سال 88 و آشوب‌های خیابانی، رمزعملیات، "اتهام تقلب " بود، اما این بهانه‌ای برای آغاز بود. سوال بعدی اینجاست که پس از شروع ماجرا، موتور حرکت آشوب‌ها و آتش‌بیار معرکه‌ فتنه کدام کانون‌ها و چه کسانی بودند؟حمیدرضا مقدم‌فر مدیرعامل خبرگزاری فارس و کارشناس مسائل سیاسی طی نوشته‌ای به تجزیه و تحلیل چگونگی آغاز فتنه پس از انتخابات سال گذشته و نقش رسانه‌های غربی در شکل‌گیری و دامن زدن به آن پرداخته است.

متن کامل این نوشته به شرح زیر است:


برخی جملات گاهی به اندازه‌ یک تاریخ بار معنایی دارد و این نه فقط به دلیل به کارگیری صحیح واژه‌ها و معانی است، بلکه زمینه‌های اجتماعی، تحولات سیاسی، ذهنیت‌ها، پارادایم‌ها، حقایق مکتوم و مطالبات مکنون است که همه و همه یک فضای آماده‌ای را برای پذیرش معمولی آن جمله مهیا می‌سازد. وقتی آقای محمدعلی ابطحی از "تقلب " به عنوان اسم رمز آشوب‌های خیابانی و فتنه بعد از انتخابات یاد کرد، برخی سعی کردند به انحاء مختلف آن جمله را مخدوش کنند و نگذارند در افکار عمومی جای گیرد. اما غافل از اینکه آنچنان فضای عمومی مهیای شنیدن این سخن حق بود که تلاش آنان بی‌فرجام ماند و جمله "تقلب رمز آشوب " با کوله بار سنگینی از معانی و مفاهیمی که آن را حمل می‌کرد بر سطور حقایق تاریخی نظام اسلامی جای گرفت و حک شد. ابطحی، عطریانفر و هم قطارانشان با شجاعت در دادگاه به مسائلی اعتراف کردند که پس از آزادی از زندان نه تنها آن را نفی نکردند بلکه بر آن صحه گذاشتند. در فتنه سال 88 و آشوب‌های خیابانی، رمزعملیات، "اتهام تقلب " بود، اما این بهانه‌ای برای آغاز بود. سوال بعدی اینجاست که پس از شروع ماجرا، موتور حرکت آشوب‌ها و آتشبیار معرکه‌ فتنه کدام کانون‌ها و چه کسانی بودند؟ اهمیت واکاوی و تأمل بیشتر در شناسایی این طیف کمتر از کشف رمز آشوب نیست. کانون‌هایی که در این فتنه علی‌رغم هزیمت و سرخوردگی هنوز به مثابه ابزار و تیغ برنده‌ای در دست زنگیان مست عمل می‌کنند. رسانه‌ها همانگونه که در طراحی جنگ نرم و مدل انقلاب‌های رنگین و مخملین به عنوان ابزاری کارآمد نقش کلیدی دارند، در حوادث پس از انتخابات 88 نیز توانستند به عنوان موتور محرک آشوب‌ها، نقش‌آفرینی نمایند. بیجا نبود که استراتژیست‌های شکست خورده آمریکایی در ابتدای ماجرای آشوب‌ها که فکر می‌کردند کار را یکسره کرده‌اند، اعلام نمودند "در ایران، انقلاب توئیتری شده است. " آنها تصور می‌کردند با ابزار رسانه‌ای که در جنگ نرم به جای موشک و تانک و انواع سلاح‌های آتش سنگین نشسته است، توانسته‌اند به نتیجه مطلوب خود یعنی تغییر ساخت و ساختار نظام برسند. گزارش اخیر آقای اوباما که به کنگره و رؤسای مجلس نمایندگان و سنای آمریکا در خصوص اقدامات دولت ایالات متحده در ساماندهی و تقویت رسانه‌های فارسی‌زبان در پخش اخبار و مقابله با پارازیت ماهواره‌ای و استفاده گسترده از توئیتر و فیس‌بوک در حوادث پس از انتخابات 88، مستند بسیار محکمی در طراحی و برنامه‌ریزی رسانه‌ای استکبار جهانی، در طراحی و تولید آشوب‌ها می‌باشد. در تجزیه و تحلیل حوادث بعد از انتخابات، موضوعات و رخدادهایی وجود دارد که مثل استوانه‌های مستحکمی بنای یک تحلیل درست و نگاه با بصیرت را بر روی خود استوار می‌کند. از جمله موضوع اتهام تقلب، رویگردانی از قانون، همنوایی و هم داستانی سران و اصحاب فتنه با ضدانقلاب و دشمنان تابلودار انقلاب اسلامی، نقش سفارتخانه‌ها و سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، انگلیس، اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی و بالاخره نقش پررنگ، برجسته و آشکار رسانه‌های وابسته به نظام سلطه و هژمونی رسانه‌ای دشمن در راه اندازی این جریان و مهمتر از آن تداوم و تقویت آشوب‌ها مواردی است که در این راستا نمی‌توان از آنها به سادگی گذشت. در همین زمینه نکاتی یادآور می‌شود: فتنه‌ای که در حوادث اخیر شاهد بودیم اولاً در 30 سال گذشته بی‌سابقه بود و ثانیاً پیش‌قراول آن بی‌شک رسانه‌های غربی بودند. مروری بر عملکرد این رسانه‌ها به ویژه بی.بی.سی فارسی که فعالتر از سایر رسانه‌ها و با کنار نهادن همه آموزه‌ها و دستورالعمل‌های رسانه‌ای کلاسیک و رایج در دنیا در صحنه حضور داشت و به عنوان یک طرف چالش با تمام توان وارد صحنه شد نمونه مناسبی برای این ادعاست. واقعیت آن است که این رسانه وابسته به ملکه انگلستان و تحت نظارت عالیه وزارت خارجه انگلیس در این عرصه با ذوق‌زدگی و بی‌محابا وارد میدان شد. بی.بی.سی فارسی، که قرار بود در سال 2012 افتتاح شود، در اقدامی شتابزده 6 ماه قبل از انتخابات راه اندازی شد تا کارکرد خود را به‌هنگام به معرکه بیاورد، حتی اگر لازم باشد شبکه بی‌بی‌سی رومانی تعطیل شده و بودجه آن به بی‌بی‌سی فارسی تزریق شود. در ابتدا اعلام شده بود این شبکه برای سه کشور فارسی زبان ایران، تاجیکستان و افغانستان راه‌اندازی شده است. اما پس از آغاز کار مشاهده شد که اکثر برنامه‌های این شبکه مربوط به مسائل ایران است. مدیران بی‌طرف باید به این سوال پاسخ گویند که چرا برخی دانشجویان علوم رسانه در لندن تجمع اعتراض‌آمیز برپا کرده و درخواست می‌کنند چند واحد درسی درباره بی.بی.سی شناسی و رویکردها و مواضع آن را از دروس آموزشی‌شان حذف کنند. مگر جز این است که عملکرد بی‌بی‌سی در قبال حوادث پس از انتخابات ایران، برخلاف تمام آموزه‌های آن بود و رسانه دولتی استعمار پیر دیگر نمی‌تواند خود را به عنوان یک رسانه صادق، بی‌طرف، شفاف و امین معرفی کند. بی‌بی‌سی فارسی با تمام توان، کل تجربیات، تکنیک‌ها و تاکتیک‌های رسانه‌ای، تبلیغی و جنگ روانی خود را یکجا مثل میدان جنگی وارد عرصه کرد و میداندار رسانه‌ای قدرتهای بزرگ دنیا علیه نظام اسلامی شد. اگر فاکس‌نیوز وابسته به پنتاگون و CNN وابسته به رابرت مردوخ صهیونیست در حوادث پس از انتخابات به عنوان رسانه‌های بی‌طرف وارد صحنه می‌شدند، باید شک می‌کردیم. در آمریکا 42 کتاب درباره نقش سی.ان.ان در جنگ عراق و آمریکا نوشته می‌شود تا نشان دهد که امروز این رسانه‌ها هستند که جایگزین آتش توپخانه‌ها شده‌اند. به راستی به این سوال اذهان پرسشگر و حق‌طلب افکارعمومی جهان چه کسی پاسخ خواهد داد که چرا فردای سقوط صدام، اکثر رسانه‌های آمریکا تیتر اول خود را اینگونه انتخاب می‌کنند که "سی‌ان‌ان بغداد را فتح کرد. " چرا در جنگ بالکان، تنها سی.ان.ان و فاکس‌نیوز اجازه دارند اخبار مورد تأیید وزارت دفاع امریکا را منتشر کنند؟ آیا واقعاً در دنیای امروز جریان آزاد اطلاعات وجود دارد یا یک استبداد اطلاعاتی بر جهان حکمفرماست؟ آیا می‌توان همه این تحولات را تصادفی و از پیش برنامه‌ریزی نشده دانست؟ عملکرد رسانه‌هایی چون بی.بی.سی، العربیه، سی.ان.ان، فاکس‌نیوز، فیس‌بوک، توئیتر و ... در حوادث پس از انتخابات نشان داد که در هدف‌گذاری نظام سلطه، هنوز ایران یک کشور هدف است. به راستی چرا در اوج حوادث پس از انتخابات، دیوید میلیبند وزیر خارجه انگلیس شخصاً وبلاگی را جهت تحریک مردم به حضور در خیابانها و دامن‌زدن به نافرمانی مدنی راه‌اندازی می‌کند و هر روز در وبلاگ خود ضمن پوشش واژگونه حوادث، مردم را تحریک به آشوب می‌کند. آیا واقعاً 55 خبرنگاری که از انگلیس برای پوشش انتخابات ایران قبل از 22 خرداد وارد تهران شدند، برای پوشش شفاف وقایع ایران آمده بودند؟ چرا در برخی خانه‌های قدیمی اطراف هفت‌تیر و قیطریه خبرنگاران انگلیسی و فرانسوی دستگیر می‌شوند و در سفارتخانه‌های این کشورها ستاد پشتیبانی حمایت از آشوب تشکیل می‌شود؟ چرا توئیتر تعمیرات خود را در برهه انتخابات به دستور پنتاگون به تعویق می‌اندازد؟ چرا هیلاری کلینتون از نقش توئیتر تقدیر می‌کند؟ چرا سران رژیم صهیونیستی نقش رسانه‌های مجازی را پس از انتخابات ایران ستایش می‌کنند؟ مگر جز این است که شبکه توئیتر به مثابه یک "بیسیم " در حوادث پس از انتخابات ایران نقش‌آفرینی می‌کند و زمانی که شبکه اس.ام.اس(پیامک) قطع می‌شود، این رسانه به عنوان ابزار ارتباطی در سازماندهی آشوبها وارد عرصه می‌شود؟ در حوادث بعد از انتخابات، سه نگرش کلی از سوی نخبگان مشاهده می‌شود. نگرش اول معتقد بود که حوادث رخداده بعد از انتخابات نتیجه طبیعی رقابت سنگین انتخاباتی، وضعیت تبلیغات و مدلهای جدید به‌کار گرفته شده بخصوص مناظره‌های انتخاباتی و ادبیات برخی از گفتمان‌ها بوده است، همچنین نوع مقابله با این حوادث که چندان دور از انتظار نبود، صحیح و هوشمندانه نبوده است. این طیف معتقد است که احتیاجی به برخورد امنیتی و دستگیری در این حوادث نبوده و به همین دلیل بکارگیری ادبیات فتنه و کودتای مخملی را نیز اشتباه و غلط می‌خواندند و می‌گفتند که نباید این جریان را با خارج از کشور ارتباط بدهیم و نقش بیگانگان را بسیار کمتر از آنچه که مطرح می‌شد می‌دانستند. نگرش دوم مربوط به بخشی از نخبگان منفعل است، عده‌ای که در این میان تلاش کردند که منفعلانه در تحلیل‌ها و توصیف‌های خود گاهی به نعل بکوبند و گاهی به میخ و در همین راستا حوادثی مانند کوی دانشگاه و کهریزک را به مسئله اصلی تبدیل کرده و اصل ماجرا را نادیده گرفتند. این عده سعی می‌کردند با ایجاد یک جریان دو قطبی که بازیگران هر دو طرف ماجرا در آن دچار اشتباه می‌شوند، برای خود موضعی بی‌طرفانه ترسیم کنند. این گروه تلاش می‌کردند با یک تحلیل میانه، پوزیشن روشنگری خود را حفظ کرده و به نوعی برخورد نمایند که به هیچوجه به وجاهت نخبگی آنها آسیبی وارد نشود و به همین دلیل هر دو طرف ماجرا را گاهی منکوب کرده و گاهی به آنها حق می‌دادند. طیف سوم در تحلیل این تحولات، عناصری واقعگرا و بصیر هستند. عناصری که نگاه سطحی دو گروه اول و دوم را ندارند و به فکر منافع شخصی خود نیستند. بلکه با نگاه ژرف و عمیق به ماجرا و با دلسوزی تمام و به دور از حب و بغضهای شخصی، حزبی و طیفی، تلاش می‌کنند تحلیل واقعی از حوادث را بر اساس اطلاعات صحیح استیفا نمایند. امروز دیگر کاملاً روشن و آشکار شده و جای هیچ ابهام و تردیدی نیست که این حوادث از قبل برنامه‌ریزی شده است. با گذشت بیش از 10 ماه از حادثه، دهها دلیل و مستندات بسیاری بدست آمده که نشان می‌دهد کانونهای اصلی طراحی و هدایت فتنه در خارج از کشور بوده و زمینه‌سازی آن از مدتها قبل از انتخابات آغاز شده است. امروز پس از رخدادهای تلخ روز عاشورا و حماسه‌های 9 دی و 22 بهمن جای هیچگونه اعوجاج و انحرافی در تحلیل نخبگان وجود ندارد و همه دلسوزان و مدافعان نظام اسلامی برای عبرت‌گیری از حوادث گذشته و آمادگی و هوشیاری برای دفع هرگونه دسیسه و سناریوهای احتمالی آماده می‌باشند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار