
رئیس دولت اصلاحات اخیراً در دیدار تعدادی از نمایندگان دوم خردادی شوراهای اسلامی با تأکید بر اهمیت نقش شوراها در تمرکززدایی از قدرت، برای این نهاد مردمی راهکارهایی را پیشنهاد کرده بود که از حیث سابقه عملکرد ایشان و جریان منتسب به وی در دور اول شوراها، چنین مواضعی قابل تأمل میباشد که به برخی از آنها اشاره میشود:
1- برای بررسی صداقت دوم خردادیها و رئیس دولت آن جریان در پایبندی به میثاقی که در امر تمرکززدایی از قدرت بسته بودند، کافی است مروری بر عملکرد آشکار اصلاحطلبان در دوره اول شوراها داشته باشیم. مردم به درستی میدانند شکلگیری شوراها در سال 1377 در یک فضای کاملاً سیاسی رخ داد و این نهاد تخصصی و عملیاتی که میتوانست با کار ویژه اجتماعی و رفع مشکلات مردم بیشترین تأثیر را در محیط اجتماعی بگذارد، به دلیل قدرتطلبی جریان حاکم در قدرت در آن مقطع تبدیل به باشگاه سیاسی احزاب و گروههای سیاسی شد. مؤید این سخن، اظهارات صریح عطریانفر رئیس وقت شورای اول شهر تهران بود که در جمع حزب مشارکت قزوین وقتی با این سؤال مواجه شد که چرا شورای شهر تهران بیش از 7 ماه است که تعطیل شده است، پاسخی داد که برخلاف ادعای خاتمی نشان از قدرتطلبی این جریان داشت. عطریانفر در آن جمع سخنی گفت که امروز اگر خاتمی هم بخواهد با هزار قسم و آیه بگوید که شورای شهری که او به دنبال تشکیل آن بود، برای تمرکززدایی از قدرت آمده بود، هیچ کس نمیتواند باور کند. عطریانفر در پاسخ به اعتراض آن جوان مشارکتی گفته بود: «پس از دعوای اعضای شورای شهرتهران و تعطیلی این شورا سؤال شما را خاتمی از من پرسید که من در پاسخ ایشان گفتم وقتی شما 15 نهنگ را داخل یک آکواریوم قرار میدهید، طبیعتاً این فضای بسته گنجایش این نهنگها را نخواهد داشت، بنابراین با فشار به بدنه آکواریوم شیشه شکسته و نهنگها بیرون آمده و فضای بیرون را نیز مورد تهدید قرار میدهند. من به رئیس جمهور گفتم شما 15 عنصر شاخص سیاسی که حداقل چهار نفر از آنها در دورههایی وزیر بودهاند را وارد یک فضای کوچکی مثل شورای شهر تهران که کارکردی جز پیگیری روزمره امورات مردم ندارد، کردهاید و انتظار دارید این افراد سیاسی آسیب به جامعه نزده و صرفاً به دنبال کار برای مردم باشند.» شورایی که در یک دوره چهار ساله هفت ماه تعطیل بود و برخی از اعضای آن از سر تفنن در برخی جلسات شرکت میکردند و با حداقل حدنصاب جلسات آن را تشکیل دادند و تازه پس از تشکیل جلسات، دغدغه اعضای آنها مباحث سیاسی و به اذعان خودشان تحقق شعار «توسعه سیاسی» بود، با چه رویکردی تمرکززدایی از قدرت در آن صورت گرفته بود. قدرتطلبانی که با همه وجود ورود به شوراها را نردبانی برای پرش به مجلس قرار داده بودند، کدام عقل سلیم است که بپذیرد اکنون تمرکززدایی از قدرت را سرلوحه رفتار خود قرار دادهاند. اگر چنین بود پس چرا برای انتخابات مجلس ششم اکثریت آنها ترجیح دادند از شورای شهر تهران استعفا دهند.
2- خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود در این دیدار، هر چند وجود ارزشهای الهی را در یک جامعه دینی مانع فسادآوری قدرت معرفی میکند، ولی تأکید دارد که «قدرت فسادآور است». در پاسخ به این دیدگاه، ضمن درستی این نگاه باید گفت: قدرتی فسادآور است که عناصر سیاسی ورود به عرصههای اجتماعی خدمت به مردم را محیطی برای ثروتاندوزی و دستاندازی به حقوق مردم تصور کنند. عناصر کدام جریان سیاسی در عین دارا بودن مسئولیت در دستگاه اجرایی یا حتی نمایندگی مردم در مجلس یا شورای شهر، عضویت هیأت مدیره برخی مجموعهها از قبیل سازمان میادین ترهبار که هیچ سنخیتی با مسئولیت او نداشته را بر عهده میگیرد و از قوت لایموت مردم، کیسهای برای ثروتاندوزی خویش میدوزد.
3- رئیس دولت اصلاحات واگذاری بخشی از قدرت دولت به مردم از طریق شوراها را از افتخارات دولت دوم خرداد معرفی میکند. هرچند اصل واگذاری بخشی از اختیارات دولت به یک نهاد مردمی همچون شوراها از اقدامات ارزندهای است که جای تقدیر دارد ولی باید دید این اقدام با چه نیتی صورت گرفته است.
اگرچه قصد نیت خوانی رئیس دولت اصلاحات و تأکید ایشان برای برگزاری انتخابات شوراها و تشکیل این نهاد مردمی در دوره اول شوراها را نداریم، اما وقتی رفتارهای گذشته اصلاحطلبان برای نهادسازیهای هدفمند اجتماعی را در آستانه انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری هشتم مرور میکنیم و دستورالعمل اجرایی احزاب دوم خردادی را برای نفوذ به بدنه اجتماعی تأثیرگذار و سنتی کشور مثل بسیج و مساجد را پس از ناامیدی از کارکرد احزاب خلقالساعه و یک شبه را مشاهده میکنیم، در مییابیم تأکید بر تشکیل شوراها چندان با نیت خیر و خدمت به مردم صورت نگرفته است. مؤید این دیدگاه، عملکرد سیاسیون شورای اول شهر تهران و برخی شهرهای بزرگ و عزل و نصبهای مکرر شهرداران در عمر چهار ساله شورا بود تا آنجا که موجب اعتراض گسترده مردم شد و دلیل عدم اقبال مردم در شورای دوم به اصلاحطلبان را از همین زاویه باید تحلیل کرد.
در پایان باید گفت اگرچه شوراها محمل مناسبی برای تمرکززدایی از قدرت به حساب میآید ولی قدرت طلبانی که برای رسیدن به قدرت متوسل به هر ابزاری اعم از اغفال و تحریک مردم، دروغگویی و زیرپا گذاشتن رأی و نظر مردم و بروز رفتارهای خشونتآمیز میشوند، نمایندگان خوبی برای تمرکززدایی از قدرت نیستند و این افراد اگر هم در پوششهای تصنعی، چهره واقعی خود را پنهان کرده باشند، مردم آنها را به درستی میشناسند و اعتمادی به آنها ندارند.