روز گذشته شصت و دومین سالروز نکبت برای فلسطینیان بود اما این نکبت جدای از اینکه چه کسانی رقم زدهاند، ننگی برای سران سازشکاری است که ادامه آن را بر مردم خود روا میدارند.
قضیه فلسطین از ابتدا و اساساً با پدیدهای به نام «پناهندگان فلسطینی» ظهور یافت. در سال 1948 هشتصدهزار فلسطینی از سرزمین خود رانده شدند و صدها هزار تن نیز در سرزمین خود آواره شدند؛ امری که در 1967 ادامه یافت و اکنون نیز پس از گذشت 62 سال همچنان ادامه دارد.
از این منظر حل قضیه فلسطینی بودن و حل موضوع پناهندگان و آوارگان به عنوان حق طبیعی، تاریخی و قانونی آنان امکانپذیر نخواهد بود. بعد از نکبت و در مراحل اولیه مبارزه و جهاد، شعار آزادسازی فلسطین در برگیرنده حل موضوع پناهندگان بود زیرا آزادسازی طبیعتاً باید اجازه بازگشت آوارگان و راندهشدگان به موطن خود را بدهد.
در مرحله بعدی یعنی از سال 1974 تا طرح صلح سال 1988 قرار بود برنامه برپایی مرحله به مرحله سلطه فلسطینی بر مناطقی که به صورت قطرهچکانی آزاد میشد اجرا شود و سپس دولت فلسطینی در مرزهای 1967 تشکیل شود و همچنین مشکل بازگشت پناهندگان به حل عادلانهای برسد. اما سیر تطور طرح صلح فلسطینی روزهای متفاوتی را شاهد بود. اینبار اجرای طرح صلح مستلزم این بود که فلسطینیان حاکمیت اسراییل را بر 78 درصد مساحت فلسطین به رسمیت بشناسند و در مقابل رژیم صهیونیستی از کرانه باختری و نوار غزه عقبنشینی کند و همچنین براساس قطعنامه 194 سازمان ملل موضوع پناهندگان حل شود.
کوتاه آمدن جبهه صلح عربی به همینجا ختم نشد. سازمان آزادیبخش فلسطین در جریان توافق اسلو اسراییل را به رسمیت شناخت بدون اینکه رژیم اشغالگر اعترافی به حقوق فلسطینیان یا حل مسأله پناهندگان داشته باشد اما این منت را بر سر اعراب گذاشت که سازمان آزادیبخش را به عنوان نماینده قانونی مردم فلسطین به رسمیت بشناسد. رژیم صهیونیستی تحت شرایطی با تأسیس تشکیلات به اصطلاح خودگردان فلسطینی موافقت کرد که برگههای وحدتبخش و دستمایههای مقاومت از دست مردم فلسطین خارج شود.
این بدان معنا بود که مأموریت جدید تشکیلات خودگردان را اسراییل تعیین میکرد و این مأموریت در مرحله اول باید روبهروی مقاومت قرار میگرفت. بنا شد سرزمینهای فلسطینی تا سال 1999 براساس معاهده اسلو به سه بخش الف، ب و ج تقسیم شود و قدس نیز از سایر مناطق جدا شود. با وجود همه امتیازات پیدرپی سران سازش به رژیم صهیونیستی در سال 2010 هنوز خبری از اجرای تعهدات غیرعادلانه اسلو هم نیست و سران تشکیلات خودگردان همچنان خوشبینانه و یکجانبه به توافق نامه اسلو و نقشه بینالمللی راه عمل میکنند و خوشدلند.
اسراییل همچنان سیاستهای یهودی شهرکسازی و اشغال را بر اساس برنامه زمانبندی شده پیش میبرد.
حتی در کنفرانس سال 2002 بیروت هم سران عرب طرحی را پیشنهاد کردند که در آن راهحل مورد توافق همه طرفها برای حل موضوع پناهندگان گنجانده شده بود و مفهوم این بند آن بود که موافقت رژیم صهیونیستی باید در هر راهحل پیشنهادی لحاظ شود. یعنی اینکه مسأله پناهندگان از جوهره اصلی و غیرقابل مذاکره آن خارج و این حق مسلم تبدیل به موضوعی قابلمذاکره و چانهزنی شود.
اما جالبتر اینجاست که سران تشکیلات خودگردان که تاکنون با موضوعات مهمی چون قدس، سرزمینهای اشغال شده، بازگشت پناهندگان و همکاری بیچون و چرای امنیتی با رژیم صهیونیستی به راحتی کنار آمدهاند و هرازگاهی موضوع مخالفت شدید با مقاومت بر زبان محمود عباس رئیس این تشکیلات جاری میشود اینبار با افتخار از دستاورد جدیدی سخن میگویند. دستاورد خلاقانه و شگفتآور آنان تاکنون این بوده که توانستهاند مذاکرات آینده را برموضوع مرزها متمرکز کنند!
حتی اگر اینگونه تصور کنیم که رژیم صهیونیستی حاضر به مذاکره بر سر مرزها بشود، سنگاندازیهای بعدی مقدمهچینی شدهاند. مذاکرات جدید با سران جبهه صلح عربی چه مستقیم و چه غیرمستقیم مرتبط با موانع دیگری است که رژیم صهیونیستی در طول 62 سال گذشته ثابت کرده است به راحتی از کنار آنها نمیگذرد. ترتیبات امنیتی، التزام تشکیلات خودگردان و سران عرب به تأمین امنیت اسراییل اولین مانع شکننده بر سر راه قطار فرسوده مذاکرات صلح است. حتی با فرض اینکه تمامی مسائل امنیتی رژیم اشغالگر حل شده باشند موضوع مذاکرات سازش با مشکل پیشبینی شده دیگری مواجه میشود زیرا پیش از این نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی با باراک اوباما سفیر صلح مورد اعتماد اعراب توافق کرده است که قضیه قدس در پایان مذاکرات مطرح شود و قدس برای هر دو طرف در حکم تابویی است که شکستن آن روا نیست. حقیقت این است که اسراییل مذاکره را تنها برای مذاکره و نه پیشبرد روند صلح میداند. سیاستی که گاه به وقتکشی و گاه به ماجراجوییهای ناشی از مسائل امنیتی چون جنگ لبنان و غزه ختم میشود تا همواره خاورمیانه درگیر مشغولیتی باشد.
امروز اما سالروز نکبت برای آوارگان و فلسطینیان، همراه با نکبتی دیگر از جنس ننگ و سازش برای کسانی است که ملتهای عرب به طرحها و راهکارهایشان دل خوش کردهاند.