
آیتالله مجتبی تهرانی در جلسه اخیر درس خود در مبحث «غیرت مؤمن» گفت:پدر و مادر در جنبههای دیداری، شنیداری و رفتاری، باید برای فرزند اسوه حسنه باشند و بنگرند که از نظر پوشش، فرزند را به یاد خدا میاندازند یا شیطان؟ آیتالله حاج آقا مجتبی تهرانی در جلسات اخیر درس اخلاق خود در قالب موضوع «غیرت مؤمن» با تکیه بر محیط خانوادگی به مباحث تربیت فرزند پرداخت. متن ششمین جلسه از این سلسله مباحث در پی میآید.
وی در این جلسه ضمن اشاره به عدم مدخلیت قصد و نیت در فرآیند تربیت، به تأثیر تربیتی مواجهه با شایستگان و صالحین توجّه داده و در این زمینه به اسوههای قرآنی اشاره کرد.
در ادامه ضمن تأکید بر اینکه پدر و مادر باید اسوههایی حسنه برای فرزندان باشند، به بحث بسیار مهم و مورد ابتلای جامعه، یعنی تأثیر پیکره و پوشش ظاهری پدر و مادر بر تربیت فرزند پرداخته که میتواند سرکوبگر یا شکوفا کننده عنصر حیا در فرزندان باشد.
این مرجع شیعیان در پایان درس به مناسبت ایام شهات مظلومانه حضرت صدّیقه طاهره (س) نوع پوشش حضرت زهرا (س) هنگام ایراد خطبه فدک را مطرح کرد.
* تربیت اخلاقی، آموزش رفتاری و گفتاری است
آیتالله تهرانی با قرائت حدیث «رُوِی عَن رَسولِ الله (ص): إِنَّ الغَیرَةَ مِنَ الایمانِ (1) (غیرت از آثار ایمان است) گفت: بحث ما در باب غیرت بود و به بحث تربیت کشیده شد. جهتش هم این بود که غیرت از محبّت نشأت گرفته است و این محبّت اقتضا میکند که انسان در محیطهایی که مسئله محبّت در آنها مطرح است، در کنار آن غیرت داشته باشد. و مسئله تربیت هم از غیرت نشأت میگیرد.
اوّلین و مؤثّرترین محیطی که انسان در او ساخته میشود، محیط خانوادگی است و مهمترین و تأثیرگذارترین نقشها بر روی فرزند، نقش پدر و مادر است که والدین کمال تأثیر را بر روی فرزند خود دارند.
جلسه گذشته نیز تربیت را از دیدگاه مباحث اخلاقی معنا کردم که تربیت عبارتست از: آموزش رفتاری و گفتاری. به مناسبت هم روایتی را از پیغمبراکرم مطرح کردم که برای آن کسانی که این مباحث را تعقیب میکنند آن را تذکّر میدهم.
روایت از پیغمبر اکرم (ص) بود که عبدالله بن عباس آن را نقل کرده است. این روایت را من از «وسائل الشیعة» احکام عِشرت، باب یازدهم، حدیث چهارم نقل کردم: «قیل یا رسولَ الله: أَی الجُلَساءِ خَیرٌ؟ قال: مَن تُذَکِّرُکُمُ اللهَ بِرؤیتِهِ وَ یزیدُ فی عِلمِکُم مَنطِقُهُ وَ یرَغِّبُکُم فِی الآخِرَةِ عَمَلُهُ». (2)
این روایت در «بحارالانوار» جلد 74، حدیث 18 هم آمدهاست ـ البته در چند جلد دیگر بحار مانند جلد 71 هم هست ـ جابر بن عبدالله انصاری از پیغمبر اکرم نقل میکند که ایشان فرمود: «وَقال الحَواریون لِعیسی: لِمَن نُجالِسْ؟ فَقال: مَن یذَکِّرُکُمُ الله رُؤیتُهُ وَ یرَغِّبُکُمْ فِی الآخِرَةِ عَمَلُهُ وَ یزیدُ فی مَنطِقِکُم عِلمُهُ» (3)
حواریون از حضرت عیسی پرسیدند: ما با چه کسی مجالست کنیم؟ یعنی با چه کسی رابطه تنگاتنگ داشته باشیم؟ آنها میپرسند و حضرت پاسخ میدهد.
در «کنزُ العُمّال» هم ـ که از کتب عامّه است ـ اگر مراجعه کنید، در چهار موضع آن آمده است؛ عامّه و خاصّه این روایت را نقل میکنند. غرضم این است که این روایت یکی نیست. شاید عبارات مختلف باشد ـ حالا تقدّم و تأخّر و این تفاوتهای جزئی مدخلیت ندارد ـ اساس کار در همهشان سه چیز است؛ مسئله دیداری، شنیداری و کرداری.
در بحث تربیت اولاً ما به طور غالب رابطهای تنگاتنگتر از رابطه پدر و مادر با فرزند نداریم. دوم، این رابطه تنگاتنگ هم در یک مقطع زمانی خاصّ است که روح طفل از نظر اثرپذیری در آن مقطع، هم سریعتر و هم عمیقتر است.
* آیا تربیت از عناوین قصدیه است؟
سوم، بحث این جلسه است. در باب تربیت یک مسئلهای مطرح است که این روایات هم گویای همین است. و آن اینکه: آیا تربیت از عناوین قصدیه است؟ یعنی در تربیت، قصد و نیت مدخلیت دارد تا اینکه تحقق پیدا کند یا نه؟ یک سنخ از امور است که در آنها تا نیت نکنی در خارج تحقق پیدا نمیکند؛ مثل عبادات. نماز را تا نیت نکنی، نماز نیست. خم و راست شدن را نماز نمیگویند. گاهی در گذشته راجع به فلسفه عبادات و راجع به نماز میگفتند: نماز، ورزش صبحگاهی و شبانگاهی است. اینها تا این اندازه از معارف دورند و با آن اجنبی هستند! دربارهی روزه هم تا نیت نکنی «روزه» تحقق پیدا نمیکند. نیت، رکن نماز است، نیت، رکن روزه است. اینها اموری هستند که نیت و قصد در تحقق آنها مدخلیت دارد. لذا میگوییم قصد در تحقق یآنها مدخلیت دارد و نیت، رکن آنهاست.
* نفس عمل تأثیر تربیتی میگذارد، نه عمل همراه با نیّت
اما یک سنخ امور هستند که از عناوین قصدیه نیست و نیت نقشی در آنها ندارد. چه نیت بکنی، چه نیت نکنی، تحقق پیدا میکند؛ مثل آموزش. ما میگوییم وقتی مربّی میخواهد کسی را تربیت کند آیا باید قصد تربیت داشته باشد یا لازم نیست؟ در این روایات که سؤال شده بود «با چه کسی رابطه تنگاتنگ داشته باشیم؟» سه خصوصیت مطرح شد؛ یکی دیداری، یکی شنیداری و بعد هم مسئله گفتاری ـ و مسئله رفتاری و کرداری را هم بعداً میگوییم ـ و اصلاً به اینکه نیت بکند یا نکند، کار ندارد. یعنی با یک کسی رابطه تنگاتنگ پیدا کن که دیدن پیکره او، اثر داشته باشد. حالا او میخواهد برای اینکه به تو چیزی را یاد بدهد پیکرهاش را ساخته باشد یا نه. اراده، قصد و نیت کرده باشد، یا نکرده باشد. چون تربیت از عناوین قصدیه نیست و قصد در آن دخالت ندارد. بخواهی یا نخواهی، حرف که میزنی اثر میگذارد و آموزش میگیرد؛ حالا قصد بکنی یا نکنی. همین که فرزند به حرف زدن پدر و مادر گوش میدهد، اثر میپذیرد. خود عمل تأثیر میگذارد نه عمل همراه با نیّت. روایات را دیدید که همه بر روی این مسأله تاکید داشت.
* تأثیر تربیتی مواجهه با شایستگان
این روایتی که من مطرح کردم، برای این بود که میخواستم بگویم که نفس رابطه، مطرح شده است. اصلاً نفس مواجهه با فرزند، آموزش است. یک روایتی است از امام زین العابدین (ع) میفرماید: «مُجالَسَةُ الصّالحینَ داعیةٌ الی الصَّلاحِ» (4) نشست و برخاست با نیکوکاران، دعوت کننده بهسوی نیکی و شایستگی است.
همین رابطه و مواجهه با شایستگان، انسان را به سوی شایستگی میکشاند. بخواهی یا نخواهی، میکشاند. چه آن شخص شایسته و صالح، اراده آموزش کرده باشد یا اراده آموزش نکرده باشد.
اینکه میگوییم: تربیت آموزش دادن است، یعنی روش رفتاری و گفتاری دادن است؛ این نکته ظریف را به همراه دارد که: کسی که میخواهد روش بدهد، لازم نیست روش دادن را اراده کرده باشد. لذا در اصطلاح قرآنی، هم راجع به پیغمبر (ص) داریم، هم راجع به حضرت ابراهیم(ع) ـ هر دو تا را تحت یک عنوان مطرح میکنند ـ که تعبیر به اسوه میکند. اینها اسوه هستند. یعنی اینها روش میدهند، حالا میخواهد روش دادن را قصد بکنند یا قصد نکنند.
درباره پیغمبر (ص) میگوید: «لَّقَدْ کاَنَ لَکُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کاَنَ یَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا» (5)
در باره حضرت ابراهیم(ع) میفرماید: «قَدْ کاَنَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فىِ إِبْرَاهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ» (6)
* پدر و مادر باید اسوه حسنه باشند!
اسوه در لغت به معنای مقتدا و پیشوا است. هر محیطی که انسان در آن محیط ساخته میشود، آن محیط برای خودش یک اسوه دارد. در محیط خانوادگی پدر و مادر اسوهاند. در خانه هم برای فرزند آموزش خوب جا میافتد. چون هنوز فرزند به آن حدّی که استقلال پیدا بکند، نرسیده است و تحت تکفّل و حمایت آنها است. اگر بخواهیم این مطالب را در قالب قرآنی بریزیم، باید بگوییم: پدر باید اسوه حسنه باشد! مادر باید اسوه حسنه باشد! در چند رابطه؟ در سه رابطه؛ هم دیداریاش، هم شنیداریاش، هم گفتاری و کرداریاش. این باید اسوه حسنه باشد. قصد هم اینجا مطرح نیست. یعنی وقتی فرزند پیکره پدر را میبیند، دارد از او الگو میگیرد. پدر بخواهد یا نخواهد، دارد فرزندش را آموزش میدهد.
* اثر پیکره و پوشش والدین بر تربیت فرزند
مادر باید اسوه حسنه باشد. همان پیکرهاش، خودش و تبعاتش؛ هم خودش و هم پوشش او، که نزدیکترین تبعه اوست. چه پوشش خودشان، چه پوششی که به تن فرزندشان میکنند. پوششی را که پدر دارد، بخواهد یا نخواهد، دارد به فرزندش این پوشش را آموزش میدهد. پوششی که مادر دارد، چه بخواهد و چه نخواهد، دارد از طریق دیداری، آموزش میدهد.
* پوشش والدین، سرکوبگر حیا در فرزند یا شکوفا کننده آن؟!
او به فرزندش حیا، عفاف و پاکدامنی آموزش میدهد؟ یا سرکوب کردن حیا در درون او را آموزش میدهد؟ حیا از فطریات است. (حیا یک بحث مستقل است که جلسه آینده پیرامون آن بحث میکنم) آیا دارد حیا را شکوفا میکند در درون فرزند؟ یا دارد این فطرت را در درون او سرکوب میکند؟ ای پدر و مادر! کدام یک از اینها را انجام میدهی؟ بحث اینکه اراده کردی یا نکردی، قصد کردی یا نکردی نیست؛ هیکلات را که اینگونه پوشاندی، همین پوشش تو، بخواهی یا نخواهی به بچّه آموزش میدهد. چه پدر، چه مادر، خودشان و نزدیکترین تبعات آنها، هم پیکرهشان، بعد هم آن چیزی که به پیکرهشان میپوشانند، این به بچّه آموزش میدهد. این مباحث کاملاً حساب شده و دقیق، همه با آنچه که خداوند در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته است، همسو است. پیکرهات باید به گونهای باشد که آنچه خدا در نهاد او قرار داده است، آن را شکوفا کنی نه اینکه آن را سرکوب کنی!
میخواستم این را عرض کنم که این سه خصیصه، برای تربیت فرزند نقش اساسی و زیربنایی دارد؛ یعنی پدر و مادر در جنبههای دیداری، شنیداری و رفتاری، باید برای فرزند اسوه حسنه باشند. از نظر پیکرشان بچه را به یاد خدا میاندازند یا شیطان؟ نسبت به تبعاتشان هم، مسأله پوشش هم همینطور است.
* پوشش حضرت زهرا(س) هنگام ایراد خطبه فدک
من به مناسبت ایام بروم سراغ بحث راجع به حضرت زهرا (س)، که ایشان در رابطه با قضایای فدک، به مسجد رفتند و جمعیت هم همه آنجا بودند و خطبه معروفشان را خواندند. من نمیخواهم وارد خطبه بشوم ، آنکه مورد استشهاد برای بحثم است (7)، این است که نقل شده حضرت با این کیفیت از منزل خارج شدند: «لاثَتْ خِمارَها عَلی رأسِها». (8)
«لاثَ» به معنای پیچیدن است، میگوییم «لاثَ العِمامَةَ عَلی رَأسِه». أی: شَدَّها و رَبطَها. یعنی عمامه را بر سرش پیچید. «خِمار» یک چیزی بوده است بزرگتر از روسریهای فعلی زنها، به صورتی که سر و گردن و همه اینها را میپوشانده، وقتی که خبردار شدند که مردم از مهاجر و انصار در مسجد جمع شدند، حضرت بلند شدند و خِمار را به سر مبارکشان بستند، به نحوی که تمام سر و گردن را پوشاند «وَاشتَمَلَتْ بِجِلْبابِها» جلباب نوعی پوشش سراسری بوده که روی لباسها میپوشیدهاند، الآن در مناطق عربنشین تعبیر به عبا میکنند، ما میگوییم: پوشش برتر؛ یعنی چادر. حضرت آن پوشش سراسری را هم طوری بر سر افکندند که محیط بر تمام بدن ایشان بود.
«وَأَقبَلَتْ فی لُمَّةٍ مِن حَفَدَتِها وَ نِساءِ قَومِها» یعنی حضرت همراه با گروهی از همسن و سالها، افرادی هماهنگ از یاران و اعوان خودشان حرکت کردند. اول مسئله پوشش شخصی بود که چگونه خودش را پوشاند، بعد مسئله همراهان. اینجا درباره این پوشش و نحوهی خروج، دو احتمال وجود دارد؛ اول آنکه شخصیت ظاهری ایشان محفوظ بماند. دوم این است که اینگونه پوشش دادند، اعوانشان را خبر کردند و آمدند دور حضرت زهرا را گرفتند، تا وقتی حضرت زهرا (س) میخواهند خارج شوند، حتی پیکره ظاهری حضرت را هم اجنبیها نبینند. حتی پوشش چادر حضرت آنقدر بلند بوده که وقتی میخواستند حرکت کنند، بخشی از این پوشش، زیر پای حضرت میرفته است. من اینها را خواندم برای این که میگویند حضرت زهرا تشریف بردند مسجد و حتی در بین آنها، خطبه هم خواندند؛ اما چگونه رفتند؟ ببینید پوشش را! این چون تبعات بود، گفتم. با چه وضعی رفت؟ با اینکه خِمار بود، پوشش سراسری بود، آنقدر هم بلند بوده که زیر پاهایشان میرفته، دوباره خبر کرد که دور او را بگیرند تا اینکه حتی پیکره او را هم اجنبی نبیند.
* حضرت زینب (س) در مجلس یزید
دختر او حضرت زینب (س) هم وقتی که در مجلس یزید بود آنجایی را که دیگر خیلی آتشین شروع کرد به صحبت کردن، یزید را مخاطب قرار داد و گفت: «أَمِنَ العَدلِ یابنَ الطُّلَقاءِ تَخدیرُکَ حَرائِرَکَ و إمائَکَ وَ سَوْقُکَ بَناةِ رسولِ الله سَبایا قَد هَتَکتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبدَیتَ وُجوهَهُنَّ» (9) ای پسر آزاد شدهها! آیا این از عدالت است که همسران و کنیزانت را پشت پرده ببری که نامحرم نبیند؟ در حالی که دخترهای پیغمبر را در شهرها گردش بدهی؟ پرده حشمت آنها را هتک کنی؟ چهرههای اینها را آشکار کنی که مردهای اجنبی ببینند؟
ببینید ما پیرو اینها هستیم؟ ما تربیت شده اینها هستیم، جامعه ما آیا این گونه است؟ شما زهرایی و زینبی هستید؟ من این را میخواستم بگویم.
پینوشتها:
1. وسائل الشیعه، ج 20، ص 154
2. وسائل الشیعه، ج 12، ص 23
3. بحار الانوار؛ جلد 71، صفحه 189
4. اصول کافی، ج 1، ص 20
5. سوره مبارکه احزاب، آیه20
6. سوره مبارکه ممتحنه، آیه4
7. مراجعه کنید به کتاب: بحثی پیرامون خطبه حضرت زهرا (س)، برگرفته از مباحث آیتالله مجتبی تهرانی
8. بحار الانوار، ج 29، ص 220
9. بحار الانوار، ج45، ص 157
منبع: پایگاه اطلاعرسانی آیتالله مجتبی تهرانی