سینا تکاور- «نقاشهای مدرن هنگام خلق اثر عمدتاً دو رویکرد دارند، یک گروه آن چه را که مشاهده کرده اند و یا تصور کردهاند متحقق میسازند و روی بوم میآورند و گروه دوم کار را شروع میکنند و بدون تصوری نهایی به تدریج و بر روی بوم، نقاشی را سامان میدهند و متولد میکنند. آن چه را که در جنبش سبز در حال وقوع است میتوان از نوع رویکرد و روش دوم توصیف کرد.»این اعترافی از سوی میرحسین موسوی است که بیانکننده بیبرنامگی و آنارشیسم مضاعف هواداران اوست. هوادارانی که مدتهاست خود را اسیر یک نقاش بدون سیاست با تفکرات اکسپرسیونیستی میبینند.میرحسین موسوی پس از دستگیری حلقه مشاورانش، دچار نوعی پوچی در هدایت حرکت هواداران خود شد.این موضوع را میتوان از توقف صدور بیانیههای وی دریافت که پس از واقعه عاشورای سال 88 شکل گرفت که نهایتی جز ریزش شدید در میان حامیان وی نداشت. از این رو وی تلاش کرد در غیاب این حلقه مشاوران با در پیش گرفتن راهبردی که ساخته ذهن آنارشیستی اوست حرکت فرقه خود را به سمت هرج و مرج و نظمستیزی ببرد تا از این طریق با دربرگیری همه جریانهای معاند نظام، گامی به سوی تحقق اهداف قدرت طلبانه خود بردارد. وی در این دوره به این نتیجه رسید که تنها راه بسیج فراگیر تودهها در طراحی و مهندسی یک جنبش کارناوالیستی است. حرکتی که برگرفته از جنبش دانشجویان فرانسوی در سال 1968 است.موریس بلانشو که از فعالان حرکت دانشجویان فرانسوی است در این خصوص مینویسد: «جنبش 1968 برای ما به عنوان یک تلاقی تصادفی و هیجانانگیز بدون برنامه، بدون پروژه و در قالب اشکال اجتماعی که فی الفور پذیرفته میشد، حال و هوای یک عید را داشت.»ملاقاتهای دو گانه موسویاز این رو موسوی برای تکمیل پرونده نظمستیزانه خود، ملاقاتهایی را با طیفهای مختلف ترتیب میدهد و در این ملاقاتها با این طیفها همنوا میشود. او در حالی که همچنان با نام امام (ره) در بنبست سبزها جولان میدهد، با ملی ـ مذهبیها دیدار میکند و همکلام با آنها از طرح تشکیل NGOهای سبز سخن به میان میآورد تا حمایت این قشر از جامعه درونی کشور را نیز جذب کند و بلافاصله پس از این با جمعی از ایثارگران(به گفته خودشان) ملاقات میکند تا مبادا در پی دیدار با ملی ـ مذهبیها حمایت ایثارگران را از دست بدهد.در نهایت موسوی با ارائه طرح ساخت شعارها با قابلیت قدرت وصل کردن و همراه ساختن حداکثری تلاش میکند تا حرکت سبز را به عنوان یک قطار به سوی آزادی معرفی کند که در ایستگاه آخر به هر مقصدی راهی هست. اینجاست که سناریوی «نقاش بیهدف» با تفکرات اکسپرسیونیستی بیش از پیش برای هر بینندهای که تحرکات این افراد را تعقیب میکند، تقویت میشود. چرا که در این قطار، قرار است افراد با تضادهای بسیار بزرگ، همسفر فرقه سبز شوند؛ موضوعی که در «دین سبز» نیز مطرح میشود. دینی که در آن مسلمانان، بهائیان، مارکسیستها و حتی همجنسبازان نیز حضور دارند! بنابراین میرحسین میکوشد با ارائه یک کرباس 40تکه در قالب فرقه سبز که تکههای ناجور و ناچسب که در هیچ جامعهای به آنها اهمیت داده نمیشود، حمایتهای تک تک این عناصر را برای یک عرض اندام بزرگ برای گرفتن امتیاز از نظام جلب کند.در انتظار فرصتهااین یاریگیری فرقه سبز از میان افراد مختلف در آستانه سالگرد 22 خرداد به این دلیل صورت میگیرد که رهبران فرقه سبز در طول سال گذشته شاهد فرو ریختن پایگاههای اجتماعی و افول شدید هواداران خود بودند. افولی که قدرت عمل و مانور را از آنها میگرفت و این جماعت را در تنگنایی قرار میداد که راهی جز پذیرش شکست نداشتند اما آنها با علامتگذاری فرصتهای سبز در تقویم جدید به دنبال فرصتی هستند که نتیجه لابیگریهای خود با گروههای مختلف را در عمل ببینند. آنها قطعاً برای آنکه بتوانند خود را بیشمار جلوه دهند به نیروهای خود ابلاغ خواهند کرد که هرکس در هرکجا هرکاری که میتواند انجام دهد تا این فرصتهای عرض اندام از دست نرود.استفاده از عنصر قانوناما همین میرحسینی که به دنبال استفاده از فرصتها برای اثبات حرکتهای ساختارشکنانه خود است، تلاش میکند که عنصر قانون را نیز به استخدام خود در بیاورد تا در نهایت با قانونی جلوه دادن فعالیتهای خود، معدود اقشار خاکستری جامعه را که هنوز شناخت مناسبی از نیات این فرقه ندارند نیز در زمان بهرهگیری از فرصتها به میدان بیاورد.بنابراین وی و همراه دیرینهاش مهدی کروبی از احزاب اصلاحطلب خواستهاند تا با ارائه درخواستهای برگزاری راهپیمایی در روز 22 خرداد به وزارت کشور، وجههای قانونی به فعالیتهای ساختارشکنانه خود بدهند.در نهایت میتوان گفت این اظهارات میرحسین موسوی برای برگزاری راهپیمایی در سالگرد 22 خرداد خط بطلانی بر نظریههای افرادی است که معتقد بودند میرحسین موسوی نتیجه انتخابات را پذیرفته است و میتوان با وی وارد مذاکره شد؛خط بطلانی که تکمیلکننده آنارشیسمهای ذهنی وی است.