حبیب ترکاشوند- این روزها دوئل سران اصلاحات برای تصاحب جایگاه رهبری این قوم به مراحل پایانی خود نزدیک میشود و هرکدام سعی دارند با استفاده از تاکتیکهای مختلف، افسار این کاروان بیساربان را از آن خود کنند.یک طرف این دوئل سیدمحمد خاتمی است که با 8 سال سابقه ریاستجمهوری این جناح و شخص اول اصلاحات مدعی است و حتی در چهار سال پس از دوران ریاست خود نیز هیچکس از اصلاحطلبان یارای رقابت با وی را نداشت و همچنان کشتی در آستانه به گل نشستن اصلاحطلبان را ناخدا بود و از طرف دیگر میرحسین موسوی بود با سابقه دو دوره نخستوزیری زمان جنگ که بایستی نقطه آغازین تفکر دوم خرداد را در دولت او جستوجو کرد.دولتی که خاتمی در مقطعی از آن بر کرسی وزارت ارشادش تکیه زده بود و یکی از یاران میرحسین بود اما این جایگاه رئیس و مرئوس سال 76 برعکس شد و خاتمی ریاست دولت را بهدست گرفت و میرحسین به مشاورت وی رضایت داد. جملهای که خاتمی را گرفتار ساختروزهای پایانی سال 87 هنگامی که از یک طرف ترس از تشتت فکری اصلاحطلبان و از طرفی قدرت رقابت با احمدینژاد وجود سران اصلاحطلب را پرکرده بود، جملهای کوتاه از خاتمی شنیده شده که میشد آن را تعیین تکلیف اصلاحطلبان نام برد. وی با گفتن جمله «یا من میآیم یا میرحسین» چند هدف را با این یک تیر نشانه رفت. هدف اول اینکه این جمله نشان میدهد میرحسین، خاتمی فاصلهای در راهبردها و تاکتیکها ندارند و هرکدام بیایند راه اصلاحات را ادامه خواهند داد، هرچند ممکن است از نگاه شخصیتی دو انسان متفاوت باشند.هدف دوم بستن راه نفوذ دیگران به این عرصه ممنوعه بود. خاتمی با گفتن این جمله تلویحاً هشدار داد کروبی جایگاهی دربین اصلاحطلبان ندارد و حتی اگر خود او نیز نیاید، حاضر به حمایت از این شخصیت برای کاندیداتوری اصلاحطلبان نیست، مطلبی که سخت بر کروبی گران آمد و موجب شد وی راه خود را از این دسته جدا کند و حتی با درخواست و خواهش بزرگان اصلاحطلب نیز حاضر نشود به نفع کاندیدای اصلاحطلبان کنار رود و شخصاً پا در میدان رقابت گذاشت.حمایت محتاطانهاین حمایت بیچون و چرا از میرحسین و تشویق حامیان به ریختن رأی خود به نفع میرحسین دیری نپایید که با حرکات ساختارشکنانه میرحسین علیه قانون و دموکراسی متوقف شد و از این مرحله به بعد خاتمی سعی کرد از یک طرف در انظار عمومی خود را مدافع کاندیدای اصلاحطلبان نشان دهد و از سویی استقلال هویتی خود را حفظ کند. برای همین درسخنان خاتمی کمتر کسی نام جنبش حامیان میرحسین یعنی جنبش سبز را شنید و برخلاف میرحسین که در تمامی مواضع و بیانیهها جنبش سبز را مطرح میسازد، خاتمی سعی میکند تا هویت اصلاحطلبی را پررنگ سازد.تبدیل حمایت محافظهکارانه به تقابلطنین شعارهای کوبنده مردم در نهم دی که خیابانهای پایتخت را درنوردید قبل از میرحسین و کروبی، خاتمی را به فکر چاره انداخت که بایستی راه خود را از تندرویهای آن دو کاملاً جدا کند و با مستمسک شدن به راه قانون و عمل به قانون اساسی نشان دهد که وی هنوز خواهان بازگشت به جایگاه قبلی خود در نظام جمهوری اسلامی است. از اینرو وی از این مقطع به بعد سعی کرد در جلسات مختلف با مطرح کردن دوباره اصلاحات و اینکه باید اصلاحات بازتعریف شود تلاش نماید یاران سابق خود و حامیان کنونی میرحسین را بار دیگر زیر علم اصلاحات و نه جنبش سبز جمع کند تا در راهبردی میانمدت خود را بار دیگر به عنوان علمدار این قوم مطرح کند.جدال مانیفستیتلاشهای سیدمحمد خاتمی پس از آغاز سال جدید در قالب دید و بازدیدهای نوروزی افزایش یافته و با استفاده از پلهای ارتباطی خواص سعی در جذب دوباره تودهها و کسب اعتماد مجدد آنها دارد و همانگونه که طی چند روز گذشته نیز شاهد بودیم، وی از تدوین جزوه اصلاحات خبر داد و از سوی دیگر میرحسین موسوی نیز اخیراً به تکاپو افتاده تا به خاتمی از طریق تدوین مانیفست «سبز» پاتک بزند و با چارچوببندی برای جنبش خیابانی خود هویتسازی کند.تماشاگر نه چندان آرام دوئلهرچند شایعاتی این روزها شنیده میشود که کروبی دچار یک بیماری سخت شده و حتی قرار است دکتری از اتریش به بالین وی آید اما در کل باید گفت بهرغم اینکه این روزها کمتر خبری از کروبی به گوش میرسد اما وی را باید تماشاچی نهچندان آرام این دوئل برشمرد. تماشاچیای که طی سالیان گذشته همیشه امیال خود را قربانی تکرویهای خاتمی و میرحسین و بازی ندادن وی در معرکه دیده است و منتظر است تا این بار خود را از سایه این دو بیرون بکشد و بهعنوان ضلع سوم جناح دوم خرداد مطرح سازد.تاکتیکهای کروبی همانگونه که درگذشته نیز تکرار شده بیشتر مبتنی بر جنجالسازی و کارهای هنجارشکنانهای است که دیگران کمتر بدانسو متمایل میشوند. وی از هر راهی برای کسب وجهه استفاده میکند و با متد «شعبانیزم» سعی میکند خود را مطرح سازد.آیا این دوئل برندهای دارد؟درحالی که پیکار در مانیفست اصلاحطلبی و جنبش سبز به اوج خود نزدیک میشود و شایعاتی مبنی بر تقابل تند سران این دو مانیفست طی روزهای گذشته به گوش میرسد امّا باید گفت کارنامه هر دو سر این دوئل نشان میدهد هیچکدام از آنان نخواهند توانست با غلبه بر دیگری زمام امور جبهه اصلاحات را در دستان خود ببینند بلکه باید منتظر چهرههای پشت پرده ماند که با استفاده از این فضا و با وساطت احتمالی بازیگر پنهان، هر دو این افراد را کنار زده و نتیجه دوئل را به نفع خود مصادره نماید.