زهرا چيذري - اگرچه جوانها به سر به هوايي مشهورند، اما من اطمينان دارم كه در اين يك مورد ما جوانها افرادي كاملاً زيرك و دقيق هستيم، آن هم دقت در نوع لباس پوشيدن همنسليهايمان است و البته اين دقتنظر به خاطر تقليد از نوع پوشش ديگران نيست! بلكه فقط نشانهاي از باريك بين بودن ماست. با نگاه اجمالي به نوع لباس پوشيدن جوانها درمييابيم كه اكثريت قريب به اتفاق آنها طرفدار پروپا قرص لباسهاي اسپورت هستند. پوشاكي كه همانند ساير البسههايي كه ما ايرانيها استفاده ميكنيم، سوغات فرنگ است. اما نكته جالب توجه اين است كه چرا اين نوع از لباس اينقدر محبوب نسل جوان ماست. براي بررسي اين موضوع به سراغ پروفسور حسين باهر كارشناس مديريت رفتاري رفتيم و با وي گفتوگويي انجام داديم كه در ادامه ميآيد.آيا لباس ميتواند جزئي از فرهنگ يك جامعه باشد؟بهطور يقين بخشي از فرهنگ يك جامعه به لباس مربوط است و در واقع پوشش نوعي كوشش و تجلي فرهنگي است كه به آن تمدن ميگويند. اگر قرار باشد كه ما فرهنگ و تمدن را به يك قالي تشبيه كنيم، تاروپود آن فرهنگ و نقش و نگار آن را تمدن تشكيل ميدهد، بنابراين رفتار و پويش يك انسان فرهنگ اوست و پوشش و طرز لباس پوشيدن افراد تمدن آنها خواهد بود.ما در جامعه فرهنگ و تمدن را دو روي يك سكه ميدانيم، بنابراين پوشش بخشي از فرهنگ و عملاً محصول فرهنگ است.به نظر شما چرا نسل جوان دوست دارند لباس اسپورت بپوشند؟اين نوع لباس پوشيدن ميتواند دو دليل داشته باشد؛ يكي بعد فردي مسأله است. بهطور مثال در حال حاضر در غرب حتي يك استاد دانشگاه با جين سركلاس ميرود و دليل ديگر هم ميتواند اين باشد كه اين نوع از لباس به نسبت لباسهاي كلاسيك راحتتر و هم ارزانتر است.يعني در واقع اين نوع از لباس كاركرد خودش را در جامعه ما پيدا كرده است؟من اينطور ميبينم. تيپ اسپورت رفتهرفته وارد سنين بزرگسال هم شده است. يك زماني ما به صورت كلاسيك لباس ميپوشيديم و امروز هم به اين شكل لباس ميپوشيم.نوع لباس پوشيدن ما سالهاست كه تحت تأثير فرهنگ غرب قرار دارد؛ به نظر شما چرا تأثيرپذيري ما از فرهنگ غربي زياد است؟يك دليل اينكه فرهنگ خود ما خوراك چنداني براي جوانان ارائه نداده و جوانان بهطور مداوم از طريق رايانهها و رسانهها خوراك فكري و فرهنگي غرب را دريافت ميكند و اين رسانهها با هژموني خاصي كه دارند بر ذهنيت جوانان غلبه ميكنند. جوان برترينهايش را با متر و معيار خودش ارزيابي ميكند نه متر و معيارهاي پدر و مادر و بزرگترها، بنابراين جوانان ما جوانان اروپايي را كه از نظر صنعتي و علمي از ما جلوتر هستند الگوي خود قرار ميدهد و اين مسأله در مورد جوانان طبيعي است.با توجه به اينكه لباس اسپورت از فرهنگ غربي وارد فرهنگ و پوشش ما شده آيا اين نوع لباس ميتواند سبب تأثيرپذيري بيشتر ما از فرهنگ غرب شود؟به طور قطع هر واردات تمدني، واردات فرهنگي را هم به دنبال دارد.تلفن همراه، آپارتمان، ماشين و ... هركدام از اينها با خودشان يك فرهنگي را به همراه آوردند و اگر در جامعه امروز ما كژتابيهايي ديده ميشود به دليل اين است كه ما دو فرهنگي هستيم؛ يكي فرهنگ گذشته كه پدر و مادر ما با خود دارند و ديگري نيز فرهنگ اروپا و غرب كه جوانان با آن مواجهند. در واقع جوانان ما پايي در گذشته و دستي در آينده دارند و از قله سنت پريدهاند و به صنعت نرسيدهاند.چگونه ميتوان سنت و مدرنيته را جمع كرد كه ضمن حفظ ارزشهاي اصيل با جامعه امروزي نيز همراه باشد؟در كليه زمينهها براي آنكه ارزشهايمان را از دست ندهيم، بايد در آنها دگرانديشي داشته باشيم و با نوانديشي در همان ارزشهاي گذشته اجتهاد كرده و آنها را امروزي كنيم. ياد كردن از گذشته و اينكه بخواهيم همه چيز را به گذشته برگردانيم، همانند حركت برخلاف جريان زندگي است. جوان نياز دارد تا ارزشها را با نگاهي نو به جامعه وارد كنيم. جوان به جنبش، استقلال و نوانديشي نياز دارد و بايد در كليه زمينهها به اين مسائل توجه شود، در غير اين صورت با افراط و تفريط مواجه ميشويم.چقدر از گرايش جوانان به سمت لباس اسپورت ناشي از مدگرايي يا چشم و همچشمي است؟مد هم چيز مهمي است و واقعيتي است كه هميشه وجود داشته، حتي در زمانهاي قديم نيز مد وجود داشته و هر زماني يك نوع از پوشش يا رنگ مد ميشود و ميتوان گفت همه چيز تابع مد است.گرايش جوانان به پوشيدن پوشاك اسپورت ميتواند ناشي از ضعف فرهنگ يا كاركردهاي فرهنگي ما باشد؟فرهنگ همچون هوا جريان دارد. اگر اين جريان از سوي ما تقويت شود، صادر شده و در صورت ضعف، وارد ميشود. به نظر من، ما در دهههاي اخير در رابطه با مسائل فرهنگي ضعف داشتهايم و در زمينههاي فرهنگي ـ اجتماعي و حتي اعتقادي به درستي كار نكردهايم. در مقابل ما، غربيها در اين مسائل به خوبي كار ميكنند. بهطور يقين بايد كار كرد و شعار دادن كافي نيست. شعار با كاربرد و الگوهايي كه نشان داده ميشود براي جوان مفيد و مؤثر است. تا زماني كه از حرفهاي خوب و قشنگمان الگويي براي ارائه دادن نداريم، جوان ما از الگوهايي كه غربيها و بيگانگان به آنها ارائه ميدهند تبعيت ميكند. جوان علاقهمند به بالندگي است و ميخواهد خودي نشان بدهد و اين جامعه است كه بايد زمينهسازي لازم را براي ابراز وجود مناسب در اختيار جوانان قرار دهد. ما زيرساختهاي فرهنگي لازم را نداريم.اما برخلاف گفته شما در زمينه نداشتن زيرساختهاي فرهنگي در ايران بايد گفت، ما فرهنگ بسيار غني بهويژه در زمينه پوشش داريم و شايد دليل گرايش جوانان به لباسهاي غربي و بهويژه لباس اسپورت را بايد در ضعف مديريت فرهنگي جامعه دانست؟بله ما در ايران همه چيز داريم، ولي تركيبي را كه ما را به امر خاصي محق كند مديريت نكرده و واگذار ميكنيم، ظرف مظروف را شكل ميدهد و ميتواند جاذبه بهوجود آورد. در مديريت بازاريابي بخشي به نام Packing وجود دارد. نحوه بستهبندي ميتواند جاذبه بياورد. محتوا شكل و شكل محتوا را با خود ميآورد.براي آنكه فرهنگ پوشيدن لباسهاي سنتي را احيا كنيم از چه راهكارهايي ميتوان بهره گرفت؟جوانان ما بايد بدانند كه نوع پوشش و نحوه رفتار آنها ميتواند طرز تفكرشان را بيان كند. اين علم Body Language يا زبان بدن است. از سوي ديگر مسؤولان فرهنگي جامعه نيز بايد دست به كار شوند و در برخورد با معلولها علت را ريشهيابي و برطرف كنند. اگر ما جوان را از رفتار يا پوشش منع ميكنيم بايد الگوي مناسب را هم به او ارائه دهيم.متوليان امور فرهنگي ميتوانند با استفاده از رسانهها و الگوهايي كه مورد توجه جوانان هستند مانند ورزشكاران يا هنرمندان مدهاي مناسب لباس را مديريت كنند.