در تاريخ هر سرزميني برهههايي وجود دارد كه نقطه عطف تاريخ آنان محسوب ميشود؛ برههايي كه آيندگان آن سرزمين از آن مقاطع به عنوان مقاطعي تاريخساز ياد خواهند كرد.در ايران نيز اين مسأله استثنا نيست. اكنون 32 سال از پيروزي انقلاب اسلامي ميگذرد هر چند پيروزي اين انقلاب يكي از بزرگترين رخدادهايي بود كه تاريخ اين سرزمين را تغيير داد، اما در اين مجال قصد داريم به وقايع مهم 4 سال اين انقلاب كه آخرين عدد آنان 8 است بپردازيم. سالهاي 58 و 68 و 78 و بالاخره 88، سالهايي كه آنان چنان حوادث مهمي را در خود جاي داده كه هر كدام يك تاريخ و يك كتاب عبرتاند براي آيندگان.1358روزي كه «پرواز پاريس» مرجع تقليد مردم ايران و شيعيان جهان را پس از غربتي 15 ساله به آغوش ملت بازگرداند كمتر تحليلگري در جهان يافت ميشد كه تحليل كند اين پيرمرد 78 ساله قرار است تا 10 روز ديگر بزرگترين نهضت ايدئولوژيك قرن و انقلابي عظيم را بنيان نهد كه راهي نوين پيشپاي بشريت بگذارد و مهمتر از آن اينكه رهبر و هدايتگر اصلي اين نهضت پس از پيروزي شخص او باشد نه سياستپيشگاني كه هر روز به رنگي درميآيند.مفسران و تحليلگران نهايتاً اين نتيجه را ميگرفتند در صورتي كه انقلاب ايران به پيروزي برسد آيتا... خميني (ره) مسؤوليت را به يك دولت موقت سپرده و سپس خود به قم منتقل خواهد شد تا به مباحث تدريس و فقه خود در حوزه بپردازد. البته قرائن تفسير آنان چندان نيز بيراهه نبود؛ چرا كه دقيقاً اين رخدادها اتفاق افتاد. امام در 16 بهمن نخستوزير موقت را انتخاب كردند و پس از ساماندهي اوليه كارها در روزهاي اوليه اسفند راهي قم شدند.رفتن امام از مركز حكومت به قم و نابسامانيهاي اوليه انقلاب فرصتي براي گروهكهاي چپ و مليگرا شده بود تا در اين بين ميدانداري كنند. نشستهاي داغ سياسي، تجمعات روزنامههايي كه هر روز منتشر ميشدند و بدون هيچگونه مانعي حرفهاي خود را ميزدند و افكار راست و ناراست را به خورد ملت ميدادند. تكليف اين انقلاب نوپا چه خواهد شد؟حال كه با اين انقلاب، رژيمي 2500 ساله سرنگون شده، قرار است چه رژيمي به اين كشور كهن و عظيم حكومت كند؟ آيا شكلي از حكومت اسلامي همانند حكومتهاي صدراسلام پايهريزي خواهد شد؟ آيا يك جمهوري دموكراتيك به تبعيت از جوامع غرب كه البته مردمش مسلمانانند و اصطلاحاً جمهوري مسلمانان تشكيل خواهد شد؟ فروردين 58 از راه رسيد و روز به روز مباحث داغتر تا اينكه روز موعود فرا رسيد و بيش از 98 درصد مردم پاسخ آري به جمهوري اسلامي دادند. حضرت امام خميني با تبريك اين روز بزرگ آن را عيد بزرگ ملت ايران ناميد و در پيام خود فرمودند: «صبحگاه 12 فروردين كه روز نخستين حكومت است از بزرگترين اعياد مذهبي و ملي ماست. ملت ما بايد اين روز را عيد بگيرند و زنده نگه دارند. روزي كه كنگرههاي قصر 2500 ساله حكومت طاغوت فروريخت و سلطه شيطاني براي هميشه رخت بربست و حكومت مستضعفين كه حكومت خداست به جاي آن نشست.همانگونه كه در اين پيام نيز مشاهده ميشود امام در اين پيام 12 فروردين را روز آغاز حكومت الهي ميدانند چرا كه اگر 22 بهمن را روز ويراني يك حكومت 2500 ساله كه در جاي جاي ايران ريشه دوانده بدانيم 12 فروردين را بايد روز بناي يك حكومت نوين با ساختارهاي جديد بر ويرانههاي آن كاخ طاغوتي بشماريم.انقلاب دوماول آبان 58 محمدرضا پهلوي به بهانه بيماري راهي آمريكا شد و در حقيقت پناهنده اين كشور شد.اين اقدام آمريكا باعث خشم دانشجويان و مردم انقلاب شد و هر روز راهپيماييهايي عليه آمريكا در شهرهاي مختلف انجام شد. امام خميني در آستانه 13 آبان سالروز تبعيد ايشان از ايران و كشتار دانشآموزان در سال 57 پيامي صادر كردند و خواستار گسترش حملات دانشآموزان، دانشگاهيان و طلاب عليه آمريكا و اسرائيل شدند. اين پيام غيرت انقلابي دانشجويان را برانگيخت و آنان به دنبال راهكاري براي پاسخ مثبت به پيام امام بودند از سوي ديگر ديدار بازرگان با برژينسكي خشم آنان را دو چندان كرد بالاخره تصميم نهايي گرفته ميشود و روز 13 آبان سفارت آمريكا به اشغال دانشجويان درميآيد كه همچون يك زلزله مهيب در سراسر جهان صدا ميكند. مسؤولان مردم ابتدا نميدانستند در قبال اين اقدام چه واكنشي نشان دهند اما با پيام تاريخي امام كه آن را انقلاب دوم و مهمتر از انقلاب اول ناميد، آنان نيز به ميدان آمده و در حمايت از دانشجويان پيرو خط امام شعار دادند. اين رخداد باعث شد پاي جاسوسان آمريكايي براي هميشه از ايران كنده شود و ديگر به بهانه ديپلماسي نتوانستند فعاليتهاي براندازانه خود را پيگيري كنند. به دنبال اين واقعه دولت موقت كه مبهوت و البته خائف شد بود استعفا داد تا راه براي انتخاب اولين رئيس جمهور ايران پس از تدوين قانون اساسي مهيا شود.همه پرسي قانون اساسياز رخدادهاي بسيار مهم اولين سال استقرار انقلاب اسلامي، تدوين و سپس همهپرسي قانون اساسي است كه با رأي بالاي مردم آن را تأييد كردند، بدين ترتيب اولين قانون اساسي متكي به آموزههاي وحي و تعاليم مكتب اسلام ناب است.اهميت اين قانون از آنجا مشخص ميشود كه خطوط كلي اين انقلاب، ساختار و راهبردهاي كلان آن را مشخص كرده و خطوط قرمز آن را براي هميشه مشخص كرده است.كودتاي منافقينسال پرالتهاب و حساس 58 ماههاي پاياني خود را ميگذراند كه توطئه ديگري در اين باره از سوي مجاهدين خلق آغاز شد. اين گروه سعي داشت در عملياتي تحت عنوان «عمليات بزرگ» همزمان مراكز حساس نظام مانند راديو و تلويزيون، نخست وزيري زندان اوين، بيمارستان قلب تهران (كه امام در آنجا بستري بود) و ... را به يكباره اشغال كند و زمام امور را در دست بگيرد اما اين طرح قبل از اجرا كشف شد و ماجرا لو رفت.1368 در ابتداييترين روزهاي سال 68 پيامي از امام در تلويزيون پخش شد كه خبر از واقعهاي بسيار مهم ميداد. خبر اين بود. آيتا... منتظري از سمت قائم مقامي رهبري بركنار شد. هر چند برخي خواص از اختلافات چند ساله امام و منتظري آگاه بودند اما اكثريت مردم از اين امر بياطلاع بوده و وي را جانشين رهبر 88 ساله خود ميدانستند. 66 روز پس از آن پيام مهم، پير و مراد مردم مسلمان ايران و جهان از اين ديار پركشيد و به سوي ملكوت پرواز كرد. حال اين جامعه بيرهبر ايران مانده بود و چشمهايي كه از يكسو اشكبار رحلت مرادشان بودند و از يك سو نگران آينده آمال و آرزوهايشان.صبح روز 14 خرداد، حياتي مجري راديو با صدايي بغضآلود خبر رحلت امام را اعلام كرد و ساعتي نگذشت كه مردم عزادار به خيابانها ريخته و شروع به عزاداري بزرگترين بنده خدا پس از معصومين كردند.سرنوشت انقلاب خميني به كجا ختم ميشد؟ آيا آنگونه كه رسانههايي چون بيبيسي و صداي آمريكا ميگفتند در ايران جنگ قدرت پس از مرگ آيتا... خميني درگرفته است؟ اما خورشيد 14 خرداد در پشت كوهها مخفي نشده بود كه خبر ديگري منتشر شد و رئيس جمهور 49 ساله ايران توسط مجلس خبرگان به عنوان رهبر ايران انتخاب شد. هر چند ماجراي كوچ امام از اين جهان آنقدر سنگين بود كه كمتر كسي در آن شرايط به اين فكر رسيده بود كه اين انتخاب را به ايشان تبريك بگويد.دو روز بعد در صبح شانزدهم خرداد ماه بزرگترين تشييع جنازه تاريخ برگزار شد و دهها ميليون ايراني عزادار رهبر فقيد خود را با اشك چشم و بغض در گلو وداع گفتند.و حالا مردم بودند و رهبر جديدشان، شايد در آن لحظات به ذهنها خطور ميكرد آيا ميتوان به اين رهبر جديد مانند آن پير اعتماد كرد و دست در دست وي گذاشت و آينده را با خيال آسوده پيمود؟ آيا اين رهبر 49 ساله قدرت رهبري ايران عظيم را خواهد داشت؟مراسمهاي رحلت امام برگزار شد و كمكم به فكر افتادند كه بايد با ولي فقيه جديد بعيت كنند. گروههايي از تهران و شهرستان به سوي محل جديد اقامت ايشان راه افتادند تا دست بيعت به رهبر دهندو در تبعيت از امام خود پشتيبان ولي فقيه باشند.اگر چه امام به دليل بيماري مجبور شد جماران را كه ناحيهاي است در شمال شرق تهران براي سكونت انتخاب كند اما رهبر جديد هر چه كه اصرار شد حاضر نشد جنوب تهران را رها ساخته و به نواحي شمال تهران برود. در ديدارهايي كه اقشار مختلف مردم با رهبر جديد داشتند كمكم به نفوذ كلام، حكمت، بصيرت، درايت و دورانديشي ايشان بيشتر پي بردند كه بعد از آن شعار «خامنهاي خميني ديگر است» توسط مردم سرداده شد. ايشان راه انقلاب را راه امام خميني دانستند و بر استمرار آن راه نوراني در ادامه مسير انقلاب تأكيد كردند.دشمن كه سالها بود شايعه مرگ امام را منتشر ميكرد حال شايعه او به حقيقت پيوسته بود اما رؤياهايي كه براي انقلاب ديده بود هرگز. سيدعلي همان سيدروحا... بود تنها تفاوتش تفاوت 40 ساله سن اين دو بود.برخلاف امام كه به دليل كهولت سن تنها ديدارهايشان در جماران خلاصه شده بود ايشان به استانهاي مختلف سفر ميكنند و از نزديك با مشكلات مردم آشنا ميشوند هر كدام از اين ديدارها را بايد نقطه اوج ارتباط رهبر و ملت و دلبستگي آنان به ولايت فقيه دانست.1378انقلاب خميني ده سال را بيحضور او طي كرده بود و اكنون در سال 78 قرار داشت. دو سال بود كه دولت مدعي اصلاحات با شعارهاي پرطمطراق قوه مجريه كشور را از آن خود كرده بود و اكنون خيز بلندي برداشته بود كه مجلس آينده را نيز از آن خود كند. هر روز يك روزنامه اصلاحطلب خلق ميشد و راهي كيوسك روزنامهها ميشد، بيآنكه هويت واقعي صحنهگردانان اصلي آنان فاش شود. تيترهاي جهتدار، حركتهاي همسوي قريب 20 روزنامه كه اكثريت تيترهاي آنان شبيه هم بود. گويي اينكه تمامي آنها داراي يك شوراي تعيين تيتر بودند و تيترهاي انتخابي با ادبيات مختلف در همه آنها به چاپ ميرسيد و ذهن جامعه را مشغول خود كرده بود. روزنامههايي كه آشوب بيار معركه بودند و ماجراي تلخ 18 تير را رقم زدند.اما ماجرا از آنجا شروع شد كه كميسيون فرهنگي مجلس پنجم (كه اكثريت آن جناح موسوم به راست بود) طرحي را تحت عنوان «اصلاحيه قانون مطبوعات» به تصويب رساند كه محورهاي آن عبارت بودند از:الف: ممنوعيت فعاليت مطبوعاتي براي عوامل بيگانه، اعضاي گروهكهاي تروريستي و ضد انقلاب و جاسوسانب: ممنوعيت مطبوعات كشور از دريافت كمك مالي از كشورهاي بيگانهج: ضمانت اجرايي براي مقابله با افراد دولتي و غيردولتي كه نشريات را براي چاپ مطلب يا مقاله زير فشار قرار داده يا آنها را وادار به سانسور نمايند.د: لزوم التزام عملي مديران مسؤول و صاحبان امتياز نشريات به قانون اساسيروز 11 تير مجمع روحانيون مبارز اولين تشكلي بود كه به اين قانون واكنش نشان داد و آن را تهديدكننده مطبوعات خواند. معلوم نبود كجاي اين چهار بند ياران سابق امام را نگران كرده بود. روز بعد بيانيه شوراي شهر اول و سردبير 10 نشريه دوم خردادي در روزنامه نشاط به چاپ رسيد و نسبت به طرح مجلس هشدار داده بودند.اما نقش اول را روزنامه سلام منتسب به موسوي خوئينيها بازي كرد. روز 15 تير با افشاي سند محرمانه وزارت اطلاعات اين روزنامه تيتر زد كه اين اصلاحيه پيشنهاد سعيد اسلامي بوده است. اين مطلب با شكايت وزارت اطلاعات و برخي نمايندگان مجلس مواجه شد و بعد پرونده اين روزنامه به دادگاه ويژه روحانيت ارجاع شد و به دليل حكم تعليقي قبلي آن در سال 72 تا اطلاع ثانوي تعطيل شد. از معماهاي روزگار كه هنوز راز آن كشف نشده اين است كه خبر توقيف اين روزنامه ساعت 10 شب چهارشنبه 16 تير ابلاغ شد، تمامي روزنامههاي دوم خرداد در اقدامي هماهنگ تيترها و سرمقالات روز پنجشنبه خود را به اين موضوع اختصاص دادند و علناً نظام را تهديد نمودند. «مخالفت با توسعه سياسي» «اقدام غيرقانوني»، «مقابله با دولت» و «آيا محافظهكاران هزينه به صحنه آوردن آقاي موسوي خوئينيها را محاسبه كردهاند؟» بخشي از مطالبي بود كه در اين روز به چاپ رسيد. برخي از تيترهاي 10 روزنامه دوم خرداد در صبح پنجشنبه 17 تيرماه را بنگريد:محدوديت مطبوعات خشم مردم را شعلهور خواهد كردنظام بايد هزينههاي سنگيني بپردازددانشجويان ساكت نخواهند نشستمقابله با دولت و مخالفت با توسعه سياسيپايان سياست ورزي نوريزاده، ضد انقلاب فراري آن روزگار نيز بيكار نبود شب در راديو بيبي سي گفت: ما بايد سرافراز باشيم كه پرچمداري جامعه مدني در ايران يعني نشريات نشاط، صبح امروز، خرداد، همشهري و ايران مراكز قدرت را نشانه گرفتهاند و با زير سؤال بردن مشروعيت و مقبوليت نظام اسلامي، چالشي جدي فراروي حاكمان اسلامي گشودند.مجله ميدل ايست اكونوميست روز 7 تير ماه نوشته بود: بيشتر ناظران بر اين اعتقادند كه تابستان امسال شاهد يك آزمون حياتي قدرت و حتي شايد دور نهايي و رويارويي جدي بين جناح محافظهكار و اصلاحگرايان خواهد بود. اصلاحطلبان يك تابستان سياسي داغ را در پيش رو دارند تا جناح محافظهكار را از صحنه خارج نمايند.معلوم نبود اين پيشبيني آمريكاييها از كجا ميآمد و اين خبر را از كجا كسب كرده بودند اما هر چه بود يك هماهنگي كامل بين داخل و خارج انجام شده بود.روز 18 تير دانشگاه تهران ناآرام شد و اعتراضها بالا گرفت. از طرفي ورود عدهاي خودسر به كوي دانشگاه تهران و ضرب و شتم عدهاي دانشجو همچون كبريتي بود كه بر انبار باروت كشيده شد. صبح فردا روزنامههاي دوم خرداد تيتر كردند كه «كوي دانشگاه تهران به خون كشيده شد» با تحريك اين روزنامههافضاي التهاب سراسر كشور را فراگرفت و فضا براي اوباش ساماندهي شده آماده شد تا هر چيزي را كه جلويشان ديدند آتش بزنند؛ از بانك تا مسجد را. موضوع ايران به سوژه اول تمام رسانههاي غرب تبديل شده بود پس از رحلت امام اين مهمترين خبري بودكه اينان طي 10 سال گذشته از ايران مخابره ميكردند. چنان تحليل ميكردند كه نظام اسلامي به زودي ساقط خواهد شد اما يك پيام كوتاه از رهبر فرزانه انقلاب كافي بود تا بسيج مردمي در خيابانها مستقر شود و بدون اينكه خون از دماغ حتي يك نفر بيايد، آرامش به فضاي جامعه برگردد. فرداي آن روز يعني 23تير امت حزبا... در يك راهپيمايي خودجوش در حمايت از ولايت فقيه و نظام اسلامي به خيابانها آمدند و عليه آشوبگران شعار دادند.از آنجا كه نيروي انتظامي در مديريت كلان خود تا حدودي زير مجموعه دولت اصلاحات بود شايد گردانندگان اصلاحات خيالشان از بابت آنان راحت بود اما تنها چيزي كه شايد در تحليلهايشان گم شده بود نقش بسيج بود، اينكه به يكباره در صحنه حضور يابند. و همچون آب سردي تمامي شعلههاي نفاق را خاموش كنند و البته حضور مردم نيز ختم كلامي بود به اين فتنه عظيم.1388ده سال از واقعه كوي دانشگاه تهران ميگذشت. حالا ديگر نه دولت اصلاحاتي مستقر بود و نه آن شعارها و ادعاها كه «اصلاحات راه بيبازگشت ملت ايران است». اكنون چهار سال است كه جناح مقابل اصلاحات با بازسازي خود دولتي جوان، نوگرا و پركار را به صحنه آورده كه توانسته دلهاي مردم را به سوي خود متوجه كند و با اين رويكرد ديگر شعارهاي دروغين دفاع از مردم آنان رنگ باخته بود. آنان بايد تمامي ابزار خود را به صحنه ميآوردند تا شايد بتوانند بار ديگر به صحنه برگردند چرا كه اگر در اين مرحله كه فكر ميكردند مردم به دليل برخي مسائل مانند تورم و بيكاري ناراضياند نتوانند آراء را به سمت خود بكشانند. مشخص نيست در دورههاي بعد بتوانند شانسي داشته باشند يا خير چرا كه اگر برنامههاي دولت نهم همگي محقق ميشد اثرات اين خدمتها مردم را بار ديگر در دوره يازدهم نيز به سوي يك دولت اصولگرا ميكشاند بنابر اين بايد در نيمه راه اين دولت بايد فرمان را از او ميگرفتند. با چه روش، هزينه و راهبردي مهم نبود بلكه نتيجه مهم بود.مهم نبود شعار احياي ارزشهاي امام داده شود يا اينكه فلسطين اولويت ما نيست، مهم نبود «تغيير» اوباما شعار مدعي راه امام شود و مهم نبود كه اسرائيل و آمريكا، منافقين و سلطنت طلبها از آنان حمايت كنند و برايشان هورا بكشند. مهم نبود كه عنوان كنند با نهضت آزاديها فقط اختلاف سليقه دارند و جلوي ميليونها بيننده آماري دستكاري شده را نشان دهند بلكه فقط يك مسأله مهم بود و آن اينكه دولت احمدينژاد ساقط شود. حال اينكه چه كسي برنده شود مهم نبود.همه نوع تمهيدات چيده شده بود. رئيس دولت اصلاحات نيز 6 دانگ به ميدان آمده بود تا خلأ شخصيتي كانديداي اصلي اصلاحات را پر كند و براي او محبوبيت بتراشد.براي پيروزي يك گونه برنامهريزي شده بود و براي باخت به گونهاي ديگر. هر طور بود بايد نتيجه به نفع اصلاحطلبان تمام ميشد و گرنه پايان كار مشخص نبود.با اقبال زياد مردم در روز انتخابات فكر كردند كه دوم خرداد تكرار شده و بار ديگر مردم با آنان آشتي كردهاند. اعلام كردند فردا شب در ولادت حضرت زهرا (س) نماز شكر ميخوانيم (!)اما پرده شب كه گسترده شد و خورشيد به پشت كوهها افول كرد ظاهراً ستاره اقبال آنان نيز فروكش كرد. 40 هزار نماينده آنان در پاي صندوقهاي رأي به ستاد خبر دادند كه زياد دل خوش نكنيد كه اوضاع بر وفق مراد ما نيست. همگي به تب و تاب افتادند كه قضيه را جمع كنند چرا كه از اول قرارشان اين بود «يا برد يا به هم زدن بازي». قرار مصاحبه خبري كانديداي اصلاحطلبان از 11 صبح روز شنبه به 11 همان شب تغيير داده شد و موسوي در جلوي چشم رسانهها خود را رئيس جمهور ايران ناميد.نتايج به تدريج اعلام شد و رقيب وي با فاصله 11 ميليوني پيروز مسلم انتخابات و يك ركورد به نام خود ثبت كرد با 25 ميليون رأي دهنده. حال نوبت بازي به هم زدن رسيده بود. اعلاميه اول ميرحسين منتشر شد با ادعاي تقلب گسترده و بعد تجمعات خياباني و يك هفته التهاب در جامعه تا نوبت به خطبههاي رهبر انقلاب رسيد و راه مدافعان نظام را از بدخواهان جدا كرد. به يكباره جمعيت معترض آب شدند و فقط عدهاي جوان با قيافهاي آنچناني باقي ماندند كه عملاً وزنهاي نبودند و خيلي از آنها اصلاً رأي نداده بودند. بيانيهها يك به يك منتشر ميشد و البته بيانيه بعدي مخاطبين كمتري را شامل ميشد هنگامي كه جمعيت گم شد ادعاهاي جديد مطرح شد. ماجراي كهريزك و بعد ادعاي تجاوز به زندانيان، سناريوي كشتهسازي پروژه بعدي بود كه اجرا شد. مناسبتهاي مذهبي و ملي فرصت مناسبي براي جمع كردن دوباره حاميان بود. اما در اقيانوس عظيم جمعيت اين عده گم ميشدند و قدرت عرض اندام نداشتند و در اوج آن در روز 22 بهمن عملاً حبابي بودكه تركيد و هيچگونه اثري از آن مشاهد نشد.اينك نظام اسلامي، نوروز سيو دومين سالگرد خود را جشن گرفته است تا دهه پيشرفت و عدالت را با سرعت بيشتر و با عزمي راسختر طي كند اما جريان فتنه هم البته بيكار نخواهد نشست. برنامهريزي براي آينده و حتي شايد سال 98 از هم اكنون در دست تهيه است...