به گزارش خبرنگار «جوان»، صبحگاه بیست و هفتم مهرماه سال 87 مرکز فوریتهای پلیسی از طریق تماس کارگر شهرداری از کشف جسد زنی در حوالی خیابان مفتح باخبر شد.
مأموران پلیس با حضور در صحنه دریافتند که جسد به شکل دلخراشی مورد شکنجه قرار گرفته است و پس از انتقال به پزشکی قانونی تلاش برای شناسایی هویت او آغاز شد.
براساس این گزارش، دلشورههای یک خانواده که از غیبت دختر خود در خانهاش باخبر شده بودند، سرکشی به تمامی بیمارستانهای تهران ثمری نداشت تا اینکه در روز پس از جنایت با مراجعه به پزشکی قانونی هویت دختر خود به نام «مهدیه» را شناسایی کردند.
مادر مقتول در روز نخست که از غیبت فرزند خود آگاه شد، داماد خود را به عنوان عامل جنایت به کلانتری معرفی کرده بود، اما متهم تحت پیگرد قرار نگرفت.
با شناسایی مهدیه در پزشکی قانونی، همسرش به نام «صابر» بازداشت شد. صابر طی جلسات بازپرسی پرده از راز یک جنایت فجیع برداشت. او به مأموران پلیس گفت: 11 ساعت همسر بیگناهم را به شدت شکنجه کردم و قصد داشتم که او را به بیمارستان برسانم، اما بر اثر شدت جراحت فوت کرد. پس از شکنجه جای زخمهای او را تمیز کردم و با جوراب آن را بسته و لباسهای تازه پوشاندم. این مرد جنایتکار هشتم اسفند در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران مقابل قاضی همتیار و چهار مستشار دادگاه محاکمه شد.
قاتل و دادگاه
متهم جنایت مخوف خود را پذیرفت و گفت: نمیدانم در زندگی چه مشکلی دارم که دست به ارتکاب این جرم زدم. من همسر بیگناهم را با سیم آنتن شکنجه کردم و او را با سیم به صندلی بستم. قاضی خطاب به متهم گفت: آن قدر ضربات متعدد بوده است که منجر به قتل شده است. بینی او شکسته است، درباره شکستگی بینی چه توضیحی دارید؟ متهم گفت: شاید با دست بینیاش را شکسته باشم. او در اثر شدت جراحت حالش به هم خورد به گونهای که توان حرف زدن نداشت. از پیشانی و آرنجش خون فوران میکرد، همسرم بیگناه بود و من میخواستم ببینم که چه کسی برای زندگی ما ایجاد مزاحمت میکند.
قاضی از او سؤال کرد آیا همسرت را دوست داری؟ متهم پاسخ داد: من به شدت او را دوست داشتم و بر اثر شدت علاقه او را میزدم.
براساس این گزارش، تناقضگویی قاتل سبب شد که قاضی گزارش پزشکی قانونی را برای دادگاه بخواند. گزارش شدت شکنجه به حدی بود که قاتل خود به گریه افتاد. قاضی قاتل را به جایگاه خود فرا خواند و تصاویر بازسازی صحنه و تصاویر جسد را به او نشان داد. قاتل همه آن را پذیرفت و خطاب به دادگاه گفت: من مرتکب این جنایت شدهام.
در ادامه جلسه دادگاه وارد شور شد و حکم قصاص را برای قاتل صادر کرد.