پس از سفر هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه جیمز جونز مشاور امنیت ملی و مایکل مولن رئیس ستاد ارتش آمریکا به خاورمیانه که عمدتاً به هدف احیای پروژه ایران هراسی و هماهنگی در خصوص موضوع هستهای ایران صورت گرفت،بار دیگر جرج میچل نماینده ویژه باراک اوباما در امور حل بحران فلسطین و خاورمیانه برای دیدار با مسؤولان صهیونیستی و تشکیلات خودگردان به سرزمینهای اشغالی سفر کرده است و قرار است به زودی جوزف بایدن معاون اوباما نیز برای دیدار با مسؤولان صهیونیستی، تشکیلات خود گردان، اردن و مصر عازم منطقه شود. این تحرکات پس از آن اتخاذ شد که کمیته پیگیری طرح صلح عربی با عدول از وظایف و مسؤولیتهای محوله خود که با از سرگیری مذاکرات غیرمستقیم بین طرفهای اسراییلی و فلسطینی در محدوده چهار ماه موافقت کرد. طرح مذاکره غیرمستقیم که از مدل مذاکرات شکست خورده سوریه و اسراییل در سال گذشته اقتباس شده، پس از آن از سوی جرج میچل مطرح شد که رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان در خصوص نحوه از سرگیری مذاکرات دچار اختلاف شدند و در حالی که طرف فلسطینی بر توقف سیاست شهرکسازی در کرانه باختری و بیتالمقدس تأکید داشت در مقابل کابینه نتانیاهو با طرح و تصویب طرحهای شهرکسازی در بیت المقدس میخواست این موضوع را پایان یافته تلقی کند و در این میان همچون گذشته آمریکا و نماینده ویژه آن جرج میچل جانب
تل آویو را گرفت و بر همین اساس است که در بیانیهای تصریح کرده است «که از سرگیری مذاکرات اسراییل و فلسطین باعث تقویت شرایط اسراییل خواهد شد زیرا اسراییل هنوز به ساخت شهرکهای یهودینشین در کرانه غربی و بیتالمقدس شرقی ادامه میدهد» بنابراین هیچ تردیدی نیست که دور جدید تحرکات و رایزنیهای فرستادگان آمریکا نیز همچون گذشته به دلایلی چون: رعایت نکردن اصول میانجیگری از سوی آمریکا، ادامه اقدامات اشغال خزنده رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی فلسطین و نگاه تاکتیکی آن به مذاکرات به نتیجه نخواهد رسید و در چنین وضعیتی این سؤال مطرح است که برای چه آمریکا به این تحرکات و رایزنیها دست زده است؟ به اعتقاد کارشناسان پاسخ این سؤال در شرایط و وضعیتی نهفته است که این تحرکات در آن صورت میگیرد از جمله اینکه در پی افشای استفاده رژیم صهیونیستی از گذرنامههای اروپایی در ترور محمود المبحوح در دوبی تنش بین اروپا و این رژیم که پیش از این در اجلاس شورای حقوق بشر در خصوص تصویب و پیگیری گزارش گلدستون نیز نمایان شده بود، بیشتر شده و در چنین فضایی به نظر میرسد آمریکا فضا را برای پیگیری مذاکرات مناسب دیده است. البته پیش از این نیز با توجه به چراغ سبزی که احتمال داده میشد آمریکا به دوبی در خصوص علنیتر کردن چگونگی ترور المبحوح داده است، تصور میشد که آمریکا از مدیریت این موضوع برای پیگیری رایزنیهای خود استفاده کند. اما عامل دوم در این خصوص هزینههایی است که توقف روند مذاکرات صلح هم به لحاظ حیثیتی و هم به لحاظ تقویت روز افزون محور مقاومت یا تزلزل محور سازش برای سیاستهای منطقهای آمریکا ایجاد کرده است. از این دید مشخص است که آمریکا میکوشد از طریق رایزنیهای جدید به کالبد در حال احتضار مذاکرات سازش نفس مصنوعی تزریق کند. اما عامل مهم دیگری که در این خصوص تأثیرگذار است نگرانی است که آمریکا و دیگر اعضای کمیته چهارجانبه از اقدامات تحریکآمیز جدید کابینه ضد صلح نتانیاهو در خصوص تعرضات به اماکن مقدس اسلامی در الخلیل و مسجد الاقصی پیدا کردهاند و از این وحشت دارند که دوباره سرزمینهای اشغالی شاهد دور سوم انتفاضه شود.