
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار نمایندگان فرهنگی خارج از کشور، اقتدار حقیقی را اقتدار فرهنگی دانسته و وظیفه سنگین این نمایندگان را معرفی تصویر درست و واقعی نظام جمهوری اسلامی برشمردند که با تبلیغ پیشرفتهای ایران امروز و ترویج زبان و ادبیات فارسی ممکن میگردد.
از دیدگاه معظمله کار درست فرهنگی که بر اذهان و افکار تأثیرگذار باشد، جبرانکننده برخی خلأهای احتمالی و مکمل فعالیتهای دیپلماتیک به حساب میآید که میتواند از انزوای نظام جلوگیری کند، گرچه خطاب ولیامر مسلمین به نمایندگان فرهنگی خارج از کشور بوده، اما اهداف و حتی روشهای اعلان شده از سوی معظمله میتواند از اشتراکات بین تمامی کارگزاران و فعالان حوزه فرهنگ به حساب آید که توجه به آن در ایفای رسالت و وظیفه فرهنگی آنان، تأثیرگذار باشد. این فرمایشات که حکم سیاستهای کلی فرهنگی را دارد در دو محور ذیل قابل دستهبندی است:
1) جبهه استکبار در راستای نیل به اهداف استعماری ضدانسانی و ظالمانه خویش، با استفاده از نفوذ فرهنگی و ابزارها و روشهای مرتبط با آن، تلاش مینماید چهرهای مخدوش از انقلاب اسلامی ارائه نماید تا اینکه؛ الف ـ مردم و علاقهمندان به نظام جمهوری اسلامی را در دنیا بدبین ب ـ تأثیر معنوی و روحی انقلاب را بر دیگران کاهش دهد. به عبارتی دیگر، جبهه استکبار به دنبال مهار فرهنگی نظام مقدس جمهوری اسلامی و ایران برآمده است.
2) در برابر چنین پدیدهای، کارگزاران و فعالین فرهنگی نظام جمهوری اسلامی، موظفند با انجام اقدامات فرهنگی درست و تأثیرگذار بر عواطف و اذهان، تصویر واقعی نظام را به دیگران معرفی نمایند که ضرورتها و لوازم آن عبارتند از: الف ـ تبلیغ و شناساندن مزیتها و دستاوردهای نظام مثل پیشرفتهای علمی و فرهنگی و حضور مشتاقانه مردم در محافل و جلسات ذکر و انس قرآن و عترت و معرفی جلوههای تمدنی ایران امروز ب ـ افشای اهداف و روشهای فرهنگی بدخواهان در معرفی چهرهای متحجر یا لیبرالی از اسلام و تلاش برای معرفی چهره اسلام ناب و ترویج مفاهیم مترقی اسلام و تناسب آن با نیازهای بشری ج ـ ترویج زبان و ادبیات به عنوان ابزار ارتباطی سایرین با فرهنگ و تمدن اسلامی ــ ایرانی دـ استفاده مناسب از ابزارها و روشهای فرهنگی که بتواند پیامهای فرهنگی را به صورت درست و تأثیرگذار منتقل نماید.
واقعیت این است که دشمنان انقلاب اسلامی با درک ماهیت فرهنگی انقلاب، سالهاست که تهاجم فرهنگی و جنگ نرم را برای مهار انقلاب و نظام اسلامی و شکست آن، سازمان داده و جهان لیبرال دموکراسی در این جنگ تمام عیار فرهنگی، با بسیج امکانات گسترده رسانهای و تبلیغاتی خویش به دنبال تخریب چهره اسلام ناب و فرهنگ برخاسته از آن برآمده است. همزمان تولید جاذبه کاذب برای ارزشها و هنجارهای فرهنگ لیبرال – دموکراسی نیز دنبال و برخلاف شعار آزادی و رقابت، اجازه هماوردی و طرح مزیتهای فرهنگ اسلامی فراهم نشده است. به گونهای که با تکیه بر سلطه رسانهای و مصادره فرآیند جهانی شدن به نفع پروژه جهانیسازی هرگونه فضای تعامل و همزیستی بین فرهنگها سلب و حتی تعارض و ستیز بین فرهنگی و تمدنی، مهندسی و دنبال شده است.
پدیدهای که در راستای حفظ هژمونی سیاسی- اقتصادی و فرهنگی لیبرال ــ دموکراسی طراحی و تلاش مضاعفی برای تحمیل انفعال و تسلیم به سایر فرهنگها قابل درک است.
باتوجه به این پدیده و ابعاد خطرناک آن رسالت و وظیفه مدافعان فرهنگ و هویت دینی ایجاب مینماید که با تکیه بر مزیتها و فرصتهای موجود به سرعت یکهتازی استکباری فرهنگ لیبرال ــ دموکراسی را مهار و تهاجم علیه فرهنگ تکساحتی و مادی غرب را با معرفی جذابیتهای معنوی و دستاوردهای لازم برای حیات طیبه دینی، طراحی نمایند. به نظر میرسد واقعیتهای دنیای لیبرال – دموکراسی در جهان امروز گویای بروز چالشهایی برای آن است که چنین تهاجمی را بیش از پیش ممکن و مقدور ساخته است. به یاد داشته باشیم که فرهنگ لیبرال سرمایهداری با ترویج مادهپرستی و لذتگرایی و حذف معنویت از حیات بشری، شعار تامین زندگی مادی را داده بود که آشکار شدن بحران اقتصادی و سرانجام شوم گریز از معنویت و عدالت، پوچی و ناکارآمدی این شعار را نشان داده است.
در چنین فضایی، اگر ابعاد واقعی این پدیده و دلایل و عوامل آن در سایه روشنگری و تبلیغات درست برای ملتها شکافته و آلترناتیو مناسب آن معرفی شود، به معنای مرگ و نابودی لیبرال – دموکراسی خواهد بود که در هراس از آن، از سال ها قبل در قالب تئوری جنگ بین تمدنها و به ویژه درگیری بین اسلام و مسیحیت (به عبارت واقعی لیبرال – دموکراسی) تعریف و بر طبل وحشت آفرین جنگ کوبیده میشود. طبل وحشتناکی که بتواند بر واقعیتها سایه انداخته و برخی کارگزاران سستعنصر فرهنگی را به انفعال و فراموشی مزیتهای سایر فرهنگها به نفع لیبرال – دموکراسی وادار نماید. حال آنکه شناخت اهداف طراحان تهاجم و تهدید فرهنگی و همچنین تکیه بر مزیتهای سایر فرهنگها و معرفی جذابیتهای آن میتواند اقتداری را برای فرهنگهایی مثل فرهنگ اسلامی به بار آورد که برخاسته از قدرت نرم حاصل از جذابیتهای معنوی دین است و این قدرت اصلیترین منبع تامین اقتدار همه جانبه و حقیقی به شمار میآید.