
سیاست خارجی برآیند اقتدارگرایانه تخصیص ارزشها در برخورد یک واحد سیاسی با دیگر واحدهای سیاسی است. بدین مفهوم که یک واحد سیاسی از مجموع تواناییها و قابلیتهای خود جهت افزایش بهرهوری امکانات و استانداردهای مطلوب در ابعاد خارجی به درستی بتواند استفاده نماید.
ابعاد خارجی معمولاً میتواند در سه سطح ارتباط با دولتها (دیپلماسی رسمی)، ملتها(دیپلماسی عمومی) و سازمانهای بینالمللی بروز نماید. رسیدن به وضعیت مطلوب در سیاست خارجی مستلزم استفاده از تکنیک و زبان خاصی است که همسو با آموزهها و چارچوبهای ارزشی آن نظام سیاسی برای مدیریت صحنه خارجی به کار گرفته میشود. با توجه به تعریف سیاست خارجی، آنچه رهبر فرزانه انقلاب در جمع سفرا و مسؤولان وزارت خارجه بیان فرمودند در این چارچوب مفهومی و عملیاتی میگنجد. یعنی رهبری معظم انقلاب وظیفه دستگاه دیپلماسی کشور را نه حرکت براساس مبانی تعریف شده نظامهای سلطه، بلکه نوعی ابتکار عمل و تدبیر همراه با ایستادگی منطقی بر اصول انقلاب اسلامی و مبانی شرعی و عدم رودربایستی نسبت به طرح این اصول و مبانی در عرصه سیاست خارجی و تعامل با کشورها معرفی فرمودند. این فراز از سخن رهبری بدان مفهوم است که دستگاه دیپلماسی در کنار نرمش، تعامل و مدیریت صحنه خارجی، همواره باید در چشمانداز خویش به مبانی و اصول انقلاب، قاطعیت و سرتسلیم فرود نیاوردن در مقابل سلطهگران خارجی را مبنای رفتار خود قرار دهد. چرا که تجربه گذشته ثابت کرده است، آنجا که نظام سیاسی و دستگاه دیپلماسی صرفاً از زبان نرمش بهره گرفته و قاطعیت در اصول و مبانی را به فراموشی سپرده است، نظام سلطه، این رفتار را تسلیمپذیری ایران و عدول از اصول انقلاب تفسیر کرده است. با توجه به همین رویکرد بود که در دیدار با سفرا، بار دیگر رهبر معظم انقلاب رسالت دستگاه دیپلماسی کشور را یادآور شدند و بر راهبرد ایران که همانا «اتخاذ سیاست تهاجمی به جای تدافعی» در مقابل سلطهگران است، تأکید فرمودند.
این راهبرد تاکنون چندبار توسط معظمله تبیین گردیده است که از آن جمله میتوان به فرمایشات ایشان در دیدار رئیسجمهور، مسؤولان و کارگزاران نظام در دومین سال مسؤولیت رئیسجمهور در تیرماه 86 اشاره کرد. آنجا که میفرمایند: «در زمینه سیاست خارجی، موضع جمهوری اسلامی از اول موضع تهاجمی بود. تبدیل موضع تهاجمی به تدافعی، یک خطاست و این خطا بعضاً اتفاق افتاده است.» فرمایشات رهبر معظم انقلاب در جمع سفرا را میتوان در واقع منشور دستگاه دیپلماسی کشور در دهه چهارم انقلاب دانست که این منشور از چند زاویه قابل توجه است:
1ـ سیاست خارجی جمهوری اسلامی یک سیاست تعاملی ــ تهاجمی است. تعامل از آنرو که جمهوری اسلامی با توجه به خصیصه ذاتی و آموزههای به یادگار مانده از امام راحل، با کشورهایی است که به نوعی در جرگه عدم ضدیت با نظام جمهوری اسلامی وارد میشوند. این سیاست در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی با مثلث همکاری ــ تخاصم و تخاصم مطلق شناخته میشد و صرفنظر از دو کشور رژیم صهیونیستی و رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی در آن مقطع و همچنین تخاصم معدود کشورهایی همچون آمریکا و عراق در دوران صدام، مابقی کشورها یا در جرگه دولت و همکار جمهوری اسلامی شناخته میشدند و یا حداقل آنچنان وجوه اشتراک در بین ایران با این کشورها زیاد بود که دشمنی جایگاهی در میان آنها نداشت.آنچه رهبر فرزانه انقلاب برای دستگاه دیپلماسی ایران در دهه چهارم انقلاب ترسیم کردند، در واقع تعامل با همه کشورهایی است که از منظر مخاصمه با ایران اسلامی وارد نمیشوند و به تعبیر دیگر، سیاست تعامل برای آن دسته از کشورهایی اعمال میشود که در زمره کشورهای ضدنظام سلطه قرار دارند و طبیعی است کشورهایی که همواره با مشی و منش سلطهگری وارد عرصه گفتوگو با ایران میشوند، هیچ جایگاهی برای این تعامل نخواهند داشت.
برای این دسته از کشورها صرفاً نسخه پیشنهادی، همان نسخهای است که رهبری فرزانه انقلاب در سال 86 بر آن تأکید داشتند یعنی «سیاست تهاجمی» و هجمه روشهای سلطهگری قدرتهای بزرگی همچون آمریکا، انگلیس و برخی دولتهای پیادهنظام اروپایی که متأثر از شانتاژ تبلیغاتی آمریکا، اقداماتی را علیه ایران اسلامی در آژانس انرژی هستهای و برخی نهادهای بینالمللی اعمال میکنند.
2- تبیین این سیاست برای سفرا در حقیقت ناظر بر برخی رفتارهایی است که توسط معدودی از سفرا طی سالیان گذشته صورت گرفته است و به نوعی برخلاف اصول «عزت، حکمت و مصلحت» نظام بوده است یا حداقل برداشت ناصوابی از این اصول در ذهن این افراد شکل گرفته بود.
اینکه سفیری در فلان کشور اروپایی با دیدن فضای غبارآلود فتنه در داخل، از مواضع اصولی انقلاب عدول کرده و منفعلانه سر تسلیم در برابر رفتار و گفتار مقامات کشوری که در آن ایفای مأموریت میکند، خم نماید هیچگاه براساس سیاست و اصول جمهوری اسلامی عمل نکرده است و استقرار چنین سفیری بر چنین جایگاهی، ظلم به ملتی است که در نهم دی و 22بهمن به خیابانها آمدند و از نظام مستقر خود حمایت کردند و تغییر این سفیر، بهرغم واکنش جریان فتنه، از اصولیترین اقداماتی بود که دولت اصولگرای دهم انجام داد. چرا که سیاست ضدنظام سلطه دارای عقبه و پشتوانههای مستحکم استراتژیکی است که یکی از آنها پشتوانه عظیم مردمی انقلاب اسلامی است.
3- تأکید دیگر رهبر معظم انقلاب بر پرهیز سفرا در استفاده از مفاهیم، روشها و تشریفات موردنظر غربیها برای همرنگ شدن و نزدیکی با آنها بود. چرا که سخنان و مفاهیم غربیها کهنه و مربوط به 200سال پیش بوده است این درحالی است که سخن و سیاست خارجی جمهوری اسلامی، سخنی نو و تأثیرگذار بر معادلات بینالمللی است.
این سخن رهبر انقلاب ناظر بر یک شناخت عمیق است. چرا که مکاتب منحرفی همچون فاشیسم و نازیسم از شناختهترین موالید ناهنجار لیبرال ــ دموکراسی غرب به شمار میآید و هرکدام از آنها خطرهای بزرگی را برای جهان و بشریت ایجاد کرده و امروز نیز طرفداران اندیشه لیبرالیستی را دچار تناقض کرده است. تاریخ گذشته فاشیسم در ایتالیا گواهی میدهد قبل از روی کارآمدن موسولینی، او توسط لیبرالهای پارلمان ایتالیا مورد حمایت قرار گرفت و از این حمایت نهایتاً برای تغییر قوانین انتخاباتی استفاده کرد و بودجه زیادی را صرف تبلیغات به نفع حزب فاشیست و قدرت دیکتاتوری خود نمود. مطبوعات، رادیو، آموزش و پرورش، فیلمها همگی فاشیسم را به عنوان «دکترین قرن 20 که مکمل لیبرالیسم و دموکراسی خواهد شد»، معرفی کردند. با این گفتمان و سابقه آیا شایسته است دیپلماتها و سفرای جمهوری اسلامی که بزرگترین اندوخته گفتمانی آنها، بهرهگیری از اندیشه پاک دینی و آموزههای امام راحل و عدالتطلبی انقلاب اسلامی است، با هدف خوشایند غرب و با تصورات غلط، مفاهیم، روشها و تشریفات موردنظر غربیها را واگویه کنند.
4- دیپلماسی عمومی به عنوان بهترین نمونه دیپلماسی است که از ابتکارات جمهوری اسلامی به شمار میآید. این دیپلماسی که مورد تأکید رهبر فرزانه انقلاب است تاکنون توانسته منشأ تغییر و تحولات عمده در محیط منطقهای و بینالمللی گردد. دیپلماسی عمومی همان استراتژی روشن و محکمی است که حضرت امام (ره) از آن به عنوان نفوذ فرهنگ انقلاب اسلامی در افکار عمومی جهانیان و تحت تأثیر قراردادن آنها نام میبردند. امروز دستاورد این دیپلماسی را میتوان در میان ملتها، گروهها و جنبشهای اسلامی و آزادیخواه جهان مشاهده کرد. خیزش ملتهای جهان در مقابل نظام سلطه و شکست رژیم صهیونیستی در لبنان و غزه، شکست سیاستهای آمریکا در عراق و افغانستان، ایستادگی مردم ونزوئلا و بولیوی در مقابل زیادهخواهی نظام سلطه آمریکا، محصول این دیپلماسی است. هر روز که از عمر پربرکت انقلاب اسلامی میگذرد بر حقانیت این دیپلماسی در مدیریت تحولات منطقهای و بینالمللی بیشتر پی میبریم. در حقیقت تأکیدات رهبر معظم انقلاب به کارگزاران دستگاه دیپلماسی را باید منشور دستگاه سیاست خارجی در دهه چهارم انقلاب معرفی کرد.