
اگر فتنه پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری را مبتنی بر سناریوی «توهم تقلب در انتخابات» بدانیم که برخی از فعالان سیاسی داخلی و عوامل بیگانه طراحی و اجرا کردند تا انتقام شکستهای گذشته را در این عرصه از نظام جمهوری اسلامی بگیرند و حضور چهل میلیونی مردم در پای صندوقهای رأی را که یکی از شیرینترین لحظات تاریخی ایران بود در کام مردم تلخ کنند، اینبار نیز پس از حماسه مردمی 22بهمن88، نامزدهای ناکام انتخابات به ویژه میرحسین دچار توهم دیگری شده و میکوشند با طرح ادعاهای دروغین و البته مستندسازی برای دشمنان نظام اسلامی، معبر جدیدی برای خود و معدود هواداران باقی مانده برای عبور از این باتلاقی که گرفتارش شدهاند، بیابند.
موسوی که همراه با رفیق ناکام دیگرش و دو حزب افراطی مشارکت و مجاهدین، بلافاصله پس از راهپیمایی پرشکوه مردم در 22بهمن سعی در مصادره آن داشته و مدعی شده بودند که مردم به فراخوان آنها به صحنه آمده بودند، در فاصله کوتاهی به ناگهان مدعی میشوند که این مردم تهران نبودند که به خیابانها آمدند بلکه شهرستانیهایی بودند که با اتوبوس و قطار و با صرف هزینه (و احتمالاً دریافت فوقالعاده و اضافه کار) در خیابانهای تهران حاضر شده بودند.
این سخنان موسوی خاطره بختیار سلف سلطنتطلبش را در اذهان مردم تداعی میکند که وقتی نتوانست «الله اکبر»های شبانه مردم در آستانه پیروزی انقلاب را روی پشت بامها انکار کند، مدعی شد که اینها صدای «نوار» است.
موسوی که در این مصاحبه کوشیده است انگیزه باقیمانده هواداران را تقویت کرده و البته به بیگانگان نیز پیغام دهد که هنوز «فعال» است به زعم خود به حاکمیت هشدار میدهد که نمیتوان یک راهپیمایی مهندسی شده ترتیب داد و دل خوش کرد که همه چیز تمام شده است. موسوی در این مصاحبه که از سوی رسانههای دشمن مشتاقانه بازتاب داده شد و به معنی فراخوان وی برای برگزاری یک راهپیمایی جدید تعبیر شده، با زیر سؤال بردن مجدد نتیجه انتخابات دهم که اهانت آشکار به چهل میلیون ایرانی فهیم است، ضمن تصریح بر ضرورت برگزاری انتخابات آزاد و غیرگزینشی، مدعی برگزاری راهپیمایی برای پایان دادن به حرف و حدیثها است.
اما نکته مهم در مصاحبه موسوی برنامهریزی برای «بقا» در حوزه مجازی است؛ همان حوزهای که سختافزار و نرمافزار آن توسط دشمنان قسمخورده انقلاب ایجاد شده و اتفاقاً سخنان او در این بخش هیچ تفاوتی با سخنان چندماه قبل کلینتون وزیر خارجه آمریکا ندارد. کلینتون در 16آبانماه طی سخنانی در وزارت خارجه آمریکا به نقش شبکه مجازی توئیتر و بهرهگیری آمریکا از آن در کنترل و هدایت آشوبهای خیابانی در تهران میگوید: امروز ما از ابزارهای جدید استفاده میکنیم. برخی شاید ایام آشوبهای بعد از انتخابات در ایران را به یاد داشته باشند که از طریق توئیتر افراد میفهمیدند که باید کجا بروند و چه اتفاقی قرار است رخ دهد. کلینتون در ادامه میگوید: برخی از همکاران ما در وزارت خارجه وقتی بنا به دلایل فنی قصد تعطیلی این شبکه را داشتند آنها (آشوبگران) در تهران خواستار توئیتر بودند و میگفتند شما نمیتوانید این شبکه اینترنتی را تعطیل کنید، چرا که تظاهرکنندگان در تهران به آن وابسته هستند و در همان زمان برخی از مقامات دیگر آمریکا آشوبهای ایران را «انقلاب توئیتری» نامیدند و اکنون موسوی البته با چندماه تأخیر نسبت به گردانندگان این شبکه، راهبرد آینده هواداران باقی مانده فتنه را بهرهگیری از این شبکه دانسته و میگوید: گسترش شبکه اجتماعی در جهت گسترش آگاهیهای سیاسی و اجتماعی یک ضرورت است و جایگزینی برای آن وجود ندارد. در این زمان استفاده از فضای مجازی «معجزه» کرده است و به صورت یک «ساختار» کاملاً قابل «اتکا» افراد و شبکهها را در اتصال و تعامل با هم قرار داده است.
اما نکته دیگر مورد استقبال رادیو سازمان سیا و دیگر رسانههای دشمن از سخنان موسوی تأکید دوباره او بر آشوبهای کف خیابان است، آنگاه که آن را یکی از راههایی توصیف میکند که جنبش (فرقه) سبز از طریق آن تلاش کرد که اهداف و نیات خود را به گوش همه ملت و جهان برساند. اگر چه راهپیمایی پرشکوه مردم در «9 دی» و «22 بهمن» بخش زیادی از حامیان فتنه که خود را به «خواب زده» و یا در «خواب غفلت» بودند، بیدار کرد و با اتخاذ مواضع صریحتر از گذشته «راهی» برای بازگشت به دامان ملت میجویند، اما اصرار موسوی بر «تداوم» آشوبهای خیابانی و در شبکههای مجازی را مصداق غریقی دانست که این بار نیز برای نجات خود به «توهمی» دیگر تمسک جسته است.
چه زیبا فرمود رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی که: «افرادی که حاضر نیستند قانون و رأی اکثریت را قبول کنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخار آفرین چهل میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف میکنند، عملاً خود را از این کشتی نجات خارج میکنند و صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست میدهند که از دست دادهاند.»