دو طرفش را با حملهای گازانبری محاصره کردهاند به نحوی که هم اکنون تمام وجودش به لرزه افتاده و چرق چرق در و پنجرهاش کم کم به گوش میرسد. یکی میگوید میخواهیم پاساژ بسازیم و دیگری میگوید یا مترو یا هیچ. مگر این ساختمان مدور که کلنگش در سال 51 به زمین خورده و هم اکنون در 37 سالگی به سر میبرد چه گناهی کرده که هر کس نیشی به بیخش میزند. شاید دیگر پیر شده که هم اکنون لایق افتادن چین و چروک به سر و صورتش است. به هر حال این اثرملی که در کنج دل پارک دانشجو جا خوش کرده حدود چهار سالی است که مورد تعرض قرار گرفته و دریغ از یک حمایت کوچک از طرف هزاران ارگان و نهاد و سازمان عریض و طویل. گمان میرود برای آنها یک خط مترو یا یک پاساژ بسیار ارزشمندتر از مادر تئاتر کشور است که این روزها رنگ از رخسارش پریده و در حال خواندن شهادتین است. نگاهی گذرا به قوانین مربوط به حفظ و حراست از بناهای تاریخی ما را به مواد 558 و 559 قانون در سال 1309 میرساند که طی آن هرگونه خدشه وارد کردن به بناهای تاریخی ممنوع بوده و خاطی به عنوان مجرم شناخته میشود. حدود 5 سال پیش که هنوز لرزهای به اندام تئاتر شهر نیفتاده بود ضلع جنوبی این بنا به عنوان پارکینگ جزء لاینفکی از آن به حساب میآمد که در حال حاضر بر اثر تعرض، کاربریاش را از دست داده و جای خود را به گودالی 12 متری داده است، گودالی که ضعیف شدن بدنه بتنی تئاتر شهر را به همراه داشته و شکاف هایی را در دیوارهای سالن قشقایی به وجود آورده است. وجود این گودال در کنار این سازه علاوه بر تهدید بنای تئاتر شهر ممکن است جان بسیاری از شهروندان تهرانی را که در اطراف این مجموعه در حال گذرند را نیز به خطر بیندازد. مهندس مهدی معمارزاده، کارشناس ارشد مرمت ابنیه و بازسازی بافتهای تاریخی سازمان میراث فرهنگی تهران میگوید: بناهای تاریخی یکی از بارزترین نشانههای فرهنگی هر جامعه به حساب میآیند بنابر این در حفظ آنها باید با دقت بیشتری عمل کرد. باید به این نکته اهتمام داشت که هر چند سازمان میراث فرهنگی به عنوان متولی حفظ و احیای بناهای تاریخی در کشور شناخته شده ولی این بدان معنی نیست که سایر سازمانها و ارگانها مسؤولیتی در قبال بناهای فرهنگی و تاریخی ندارند، و نسبت به آنها نباید هیچ گونه تعهدی را بپذیرند. معمارزاده ادامه میدهد: امروزه کشورها با استفاده از سابقه تاریخی خود میتوانند بهترین بهره برداری را از میراث و بناهای تاریخی خود ببرد و از این طریق به جذب توریست مبادرت ورزد که این امر هم از لحاظ اقتصادی به کشور کمک میکند و هم فرهنگ و سلایق کشور را به سایر نقاط جهان معرفی مینماید. عامل دوم هم راستا با مهمترین اهداف انقلاب اسلامی یعنی بسط افکار اسلامی در جهان است که این هدف از طریق صادر کردن فرهنگ از سوی بازدیدکنندگان و توریستها دست یافتنی میباشد؛ لذا میطلبد ما با ظرافت بیشتری به بناهای تاریخی توجه کنیم و به حفظ و مرمت آنها بپردازیم، که این موضوع نه تنها وظیفه یک سازمان بلکه وظیفه تمام آحاد ملت و سازمانهای دولتی است که باید به آن عمل کنند و هویت تاریخی را بر سود رسانی به عدهای خاص ترجیح ندهند. وی در پاسخ به این سؤال که در محوطه گنبد سلطانیه ساخت و سازهایی مشاهده گردیده که در پی خبرهای منتشره سازمان میراث فرهنگی واکنش شدیدی را برای متوقف ساختن آنها انجام داده و توانسته حریم این مجموعه تاریخی را باز یابی نماید ولی چرا بعد از 4 سال همچنان حریم تئاتر شهر در خطر است و به فاجعه انسانی و فرهنگی که پیش روست توجه چندانی نمیشود؟ میگوید: نا آگاهی علت اصلی بسیاری از حوادث ایجاد شده در بناهای تاریخی یا حریم آنهاست. از آنجا که ما اطلاع رسانی شفافی در زمینه ارزش نگهداری آثار تاریخی انجام ندادهایم پس نمیتوانیم توقع داشته باشیم که هیچ تعرضی به بناها صورت نگیرد. برای مثال اگر این آگاهی داده شود که تئاتر شهر جایگاهی است برای برگزاری مراسم آیینی و یا مرکزی برای برپایی تئاترهای ملی، هیچ گاه اتفاقات ناخوشایندی به وجود نمیآید تا بخواهیم نسبت به آنها واکنش شدیدی نشان بدهیم. در مکانهایی همچون تئاتر شهر کارهایی همچون عبادت در جریان است و در آن به نوعی به برآورده شدن نیازهای آیینی توجه میشود. پس چرا باید به بهانه ساخت مسجد و یا هر بنای دیگری این سازه را که مادر تئاتر کشور است مورد هجمه قرار دهیم و این نکته را به فراموشی بسپاریم که سمبل تئاتر ایران نیاز به همدردی دارد نه ضربه. در این جا سوالی پیش میآید که آیا ساخت پاساژ در این مکان کمکی به فضا و کاربری تئاتر شهر خواهد کرد؟ محیطی که خود در جهت ارتقای سطح در حال فعالیت است. آیا این کار ضروری است؟کارشناس میراث فرهنگی در ادامه میدهد: گودال به وجود آمده در جوار تئاتر شهر استعداد به وجود آوردن بسیاری از سوانح را داراست به همین خاطر شهرداری تهران اقدام به جایگذاری دیوارهای بتنی نموده که توسط آن بتواند افزایش خسارت را به ساختمان کنترل نماید. وجود این دیوار کافی نیست بلکه باید گودال به وجود آمده به سرعت پر شود تا از این طریق تحرک در نقاط دیگر کنترل شود. یکی از نکات جالبی که این روزها در هر نقطه از شهر به چشم میآید این است که هر جای خالی که در شهر پیدا میشود سریع برایش برنامهریزی میکنند و میخواهند ساختمانی جایگزین آن نمایند تا شاید یکبار دیگر بتوانند آسمان را از دیدگان شهروندان پنهان کنند و سبزی و طراوت را با آهن و آجر پر کنند. آیا در اینگونه کارها توجهای به ذخیره زمین شهری دارند یا خیر یا فقط کمر به نابودی آنها بستهاند. در ساخت و ساز میبایست بسیاری از معیارها مد نظر قرار گیرد این در حالی است که در این فعالیتها معیار خاصی مد نظر نمیباشد و فقط به صرف ساخت توجه میشود. این نکته را باید مد نظر قرار داد که شهر تهران نیاز به این همه ساخت و ساز ندارد. مهندس معمارزاده میگوید: مترو به عنوان یکی از لازمه های زندگی شهری به حساب میآید؛ پس بحث مترو را از مقوله تئاتر شهر منفک بدانید چرا که شرکت مترو با قرار گرفتن در فاصلهای مناسب از تئاتر شهر تاثیری بر روی آن ندارد. سازه تئاتر شهر به عنوان یک سازه بتنی از لرزه های ناشی از مترو در امان است. در زمینه ساخت مترو سازمان میراث فرهنگی رضایت خود را به شرط اجرای بعضی از اصول مهندسی ابراز داشته و مهندس هاشمی نیز تعهدهای لازم را برای اجرای این اصول اعلام کردهاند. ولی تعرض صورت گرفته در ضلع جنوبی مورد وفاق ما نبوده است. پارکینگ در این منطقه مورد نیاز بود چرا که این پارکینگ تجمع خودروها در خیابان های اطراف را کنترل مینمود. بهترین گزینه برای آن فضا برگشت کاربری آن به حالت قبل یعنی پارکینگ است. شاید مسؤولان این بار گره سیاسیشان در مقوله فرهنگ کور شده و میخواهند آن را با چانه زنیها از سر باز کنند. این رویکرد وخامت موضوع در تالار شهر را به حدی رساند تا اینکه باز تالار قشقاوی شاهد چروکی دیگر بر روی صورتش باشد تا پای وزیر ارشاد را بر روی فرش قرمز تالار شهر باز کند. سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حالی که ترک های این سالن را مشاهده میکرد تلویحاً قول داد سوابق تئاتر شهر را جمع آوری شود. شاید وی میخواهد با این سوابق وصله و پینهای به جگر سوخته فرهنگ بزند. آقای وزیر درباره رایزنیهای وزارتخانه متبوعش با شهرداری تهران درباره حل مشکل ساختمان مجاور تئاتر شهر میگوید: ما رابطه خوبی با دستگاههای مختلف از جمله شهرداری داریم و در اولین فرصت موضوع را پیگیری میکنیم. حسینی همچنین درباره بازسازی مجموعه تئاتر شهر هم تأکید کرد: بازسازی باید کامل شود و اشکالات ساختمان برطرف شود. اگر در بودجه امسال نتوانیم رقمی را به بازسازی اختصاص دهیم تلاش میکنیم در سال آینده با افزایش اعتبار بخش فرهنگی این بودجه را تامین کنیم. ضمن اینکه هماکنون تخصیص بودجه سال 89 در دستور کار دولت است. حال باید دید زخمی که پارسال دهان باز کرد و امسال چرکین شده چگونه باید تا سال آینده چشم انتظار بودجهای برای یک عمل اساسی باشد. حرف جناب وزیر مانند این است که اگر مریضی پول نداشته باشد حق عمل کردن ندارد و وقتی تسویه نکرده نمیتواند مقرر از بیمارستان خارج شود. باید منتظر ماند و لحظهها را شمرد که این بیمار اورژانسی فرهنگ کشور چگونه باید چشم انتظار آمدن موعد برای پرداخت بودجه باشد.