سید مجتبی حیدری نویسنده وبلاگ "بدون مجوز "، مطلبی را با عنوان "قاعده بازی " را در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است. در بخشی از این مطلب آمده است: هر قوم و ملتی بر اساس ایدئولوژی جهانبینی و فرهنگی که دارد فرمولی را برای بقای خود پایهریزی میکند و بر اساس آن فرمول حرکت میکند اگر این فرمولها را به قاعده بازی تشبیه کنیم پس باید یک زمین بازی نیز داشته باشیم. زمین از آن جهت که ثابت است و نشانی از وطن و خاک است و متغیر اشخاص هستند اشخاصی که در زمین میتوانند فقط با چهار قاعده حرکت کنند. 1- اقدام در زمین خودی، با قواعد خودی. 2- اقدام در زمین دشمن با قواعد خودی. 3- اقدام در زمین دشمن، با قواعد دشمن. 4- اقدام در زمین خود، با قواعد دشمن. و بهترین حالتی که میتوانیم متصور باشیم این است که در زمین خود با قواعد خود و در زمین دشمن نیز با قواعد خود حرکت کنیم اما در صورتی که در زمین خود با قاعده دشمن بازی کردیم نتیجهای جز شکست نخواهیم گرفت. چنانچه میبینیم در طول 30 سال گذشته هرکجا در زمین خود با قواعد دشمن بازی کردهایم شکست خوردهایم. در اینجا سخنم با مهندس میرحسین موسوی است که روزی نخست وزیر امام بودن از مهندس و دکتر بودن برایش زیبندهتر بود و میخواست نام امام را دوباره زنده کند امامی که حفظ نظام اسلامی را از اوجب واجبات میدانست و تضعیف آن را حرام، اما اگر بخواهیم ببینیم که آیا با قاعده دشمن در زمین خودبازی کردهایم یا خیر امام روح الله آن را مبین اعلام کرده است که هرجا دیدید استکبار از شما تعریف کرد بدانید که راه را غلط رفتهاید مقام معظم رهبری نیز فرمودند: اگر حرکتى کردیم که دیدیم این دشمن را خشمگین میکند، بدانیم که راهمان راهِ درست است. دشمن از پیشرفت ملت ایران خشمگین میشود، از موفقیتهاى شما خشمگین میشود، از استحکام نظام اسلامى خشمگین میشود. شما ببینید از کدامیک از کارهاى ما دشمن خشمگین میشود؛ آن چیزى که دشمن را خشمگین میکند، این همان خط درست است. آن چیزى که دشمن را مشعوف میکند، ذوقزده میکند، سعى میکند بر روى او هى تکیه کند؛ در تبلیغات، در سیاستورزى، این آن خط کج است؛ این همان زاویهدارى است. این معیارها را در نظر داشته باشید. این معیارها حقایق را روشن خواهد کرد. در بسیارى از موارد آن جائى که اشتباهى پیش مىآید، با این معیارها میشود آن اشتباه را برطرف کرد. رهبر عزیز و فرزانه انقلاب همچنین در دیدار با نخبگان اینگونه صحنه را به بازی شطرنج تشبیه کرده و فرمودند "من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتى که صحنهگردان این قضایا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پیغام خصوصى دادم. من اگر یک وقتى توى نماز جمعه یک حرفى میزنم، این ابتدا به ساکن نیست؛ حرف خصوصى، پیغام خصوصى، نصیحتِ لازم انجام میگیرد، وقتى انسان ناچار میشود، یک حرفى را مىآورد در علن بیان میکند. من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع میکنید، اما نمیتوانید تا آخر کنترل کنید؛ مىآیند دیگران سوءاستفاده میکنند. حالا دیدید آمدند سوءاستفاده کردند. مرگ بر اسرائیل را خط زدند! مرگ بر آمریکا را خط زدند! معناى این کار چیست؟ آنى که وارد عرصه سیاست میشود، باید مثل یک شطرنجباز ماهر هر حرکتى را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیشبینى کند. شما این حرکت را میکنى، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشى که تو چه حرکتى خواهى کرد. اگر دیدى در آن حرکت دوم، تو درمیمانى، امروز این حرکت را نکن؛ اگر کردى، ناشى هستى (حالا تعبیر بهترش این است) توى این کار، توى این بازى، توى این حرکت، ناشى هستى، ناواردى. اینها نمیفهمند چه کار میکنند؛ یک حرکتى را شروع میکنند، ملتفت نیستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اینها را باید محاسبه میکردند. مطلب اصلى این بود. "