یکی از عجایب بعد از رحلت حضرت امام(ره) بازگشت بخشی از مدعیان انحصاری ایشان به سمت مطرودین وی بود. چرایی این اقدام را از زوایای مختلف میتوان بررسی کرد. از جمله این دلایل، عدم اعتقاد این مدعیان به طرد آن افراد توسط حضرت امام بوده است که آن موقع جرأت و جسارت اعتراض نسبت به حضرت امام را نداشتند، اما بعد از رحلت امام، چهره حقیقی خود را برملا ساختند. دلیل دیگری که برای این مهم متصور است، دگردیسی انقلابیون دیروز است، البته وجه مشترک اکثر دگردیسان، داشتن ریشههای التقاطی و غیر زلال در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی میباشد که بعد از پیروزی در شعاع نور امام محو شدند اما با گذر زمان مجدداً رسوبات اندیشههای مغشوش خود را به نمایش گذاشتند. از جمله مطرودین حضرت امام اعضای نهضت آزادی و جریان فعلی ملی – مذهبی است. به گواه صحیفه امام، حضرت امام به خاطر هیچ مسألهای به اندازه اعتماد اولیه به نهضت آزادی خود را سرزنش نکرد و اعتراف علنی به اشتباه توسط حضرت امام فقط برای این جریان به کار برده شد، امام هیچ موقع آنان را از منافقین جدا ندانستند و هر موقع واژه لیبرالها را به کار میبردند بلافاصله منافقین را نیز همراه آنان میآوردند. در قضایای مربوط به برکناری منتظری از قائم مقامی رهبری این نگاه امام بسیار بارز است. مطرود دیگر امام، منتظری بود که حضرت امام از سال 1365 تا 8 فروردین 1368 تلاش نمود که وی در مسیر انقلاب و نظام بماند اما فایدهای نداشت و سرانجام فرمودند: «با دلی پرخون حاصل عمرم را برای مصلحت نظام کنار گذاشتم». اکنون نهضت آزادی و منتظری چه جایگاهی در بین مدعیان انحصاری امام دارند؟ آیا منتظری محل استفتای میرحسین نیست؟ آیا تلاش نمینمایند وی را به عنوان رهبر ایدئولوژیک حرکت خود به کار گیرند؟ آیا رسانههای اصلاحطلب سخنان وی را با ضریب ویژه منعکس نمیکنند. آیا ملی مذهبیها در صف اول کنگرههای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین نمینشینند. آیا قلم به دستان به اصطلاح ملی – مذهبی همچون تقی رحمانی و حبیبالله پیمان رسانههای اصلاحطلبان را کنترات نکردهاند؟ پس از رد صلاحیت بهزاد نبوی برای مجلس هفتم، ایشان اعلام کردند: «اصل انقلاب ما هستیم» اما بعد از آزادی اخیر از زندان، شورای مرکز نهضت آزادی به منزل وی میروند و با تظاهر به نشاط و شادمانی، عکس یادگاری میگیرند و تعمداً آن را منتشر میکنند. آیا بهزاد نبوی و موسوی و ... از کلمه به کلمه دیدگاههای امام درباره آنان (نهضت آزادی) بیاطلاع هستند؟ قطعاً مطلعاند اما با زبان بیزبانی و در سکوت منافقانه خویش یا امام را به اشتباه متهم میکنند یا دوران خمینی را سپری شده میپندارند. چرا در کشور ما مدعیان انحصاری امام خود را به مخالفان امام نزدیکتر میدانند و احساس تعلق بیشتری میکنند؟ این از معماهای روزگار است که برای پاسخ به آن غیر از عبور از امام نمیتوان پاسخ دیگری یافت. همانگونه که در سخنان 22 آذرماه رهبری آمد. امروز تودهایها، سلطنتطلبها، رقاصها و همه ضدانقلاب خود را سبز میدانند، آیا این احساس تعلق ضدانقلاب، به خاطر تعلق موسوی به خط امام است یا نقطه مقابل خط امام؟ در انتخابات نیز همه گروههای ضد انقلاب (غیر از منافقین) انتخابات را تحریم نکردند و به موسوی رأی دادند. برای پاسخ به چرایی آن میتوان به سخنان محمدرضا خاتمی و رضا یوسفیان نمایندگان مشارکتی مجلس ششم اشاره کرد که معتقد بودند: باید همه افراد (ایرانی) در قدرت سهیم باشند فقط منافقین مجاز نیستند، زیرا آنان دست به اسلحه بردهاند. خبرنگاری پرسیده بود یعنی ساواکیها هم میتوانند وارد قدرت شوند؟ که در پاسخ مجدداً فقط منافقین (مجاهدین خلق) استثنا شده بودند. میرحسین موسوی که از اولین پیوستگان به امام، بعد از پیروزی انقلاب است نیز چنین نگرشی دارد. وی در یک حرکت خودفریبانه و روشنفکرانه اعلام میدارد: «کسانی که در این کشور خائن هستند به تعداد انگشتان دست نمیباشند». براساس همین نگرش است که طرفداران «جمهوری ایرانی» خائن محسوب نمیشوند، پارهکنندگان عکس امام محکوم نمیشوند، آیا آنان که شعار جمهوری ایرانی سردادند به تعداد انگشتان یک دست بودند؟کجا هستند خانوادههای وابستگان و کارگزاران رژیم پهلوی؟ کجا هستند ساواکیها که در پرتو تساهل و تسامح دولت اصلاحات جسارت یافتند، جلوی وزارت کشور برای دریافت حق خود(!) تجمع نمایند؟ کجا هستند وابستگان به معدومین از منافقین و چپهای مسلح اول انقلاب؟ همه آنان امروز سبزند و موسوی آنان را در خط انقلاب میبیند و بهعنوان یک انقلابی، رهبری این جماعت معتقد و مؤمن(!) را برعهده دارد و میرود تا پرچم انقلاب و امام را به همراه این جماعت به دست صاحب اصلی انقلاب بسپارد! این قرائتی جدید از امام و انقلاب اسلامی است که به جمهوری اسلامی تقلبی هم شبیه نیست.اما شکی نیست که انقلاب امام همانند قرآن کریم بدون تحریف باقی خواهد ماند و نسلهای آینده جامعه اسلامی را سیراب خواهد کرد. تحقق این مهم فقط در پرتو صبر قابل رؤیت است.