کد خبر: 198201
تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۸۸ - ۲۳:۱۰
در عصر مدرن گزاره‌ها و پدیده‌های سیاسی نمی‌توان از پدیده‌های پیرامونی خود و عواملی مؤثر بر آنها گریخت. با این رویکرد، باید بپذیریم که خودی و دشمن پدیده‌های پیرامونی‌ ما هستند و چه بسا در مقطعی از زمان، ورود به صحنه و کمک به اهداف دشمن توسط عوامل خودی، صحنه شطرنج سیاست را به گونه‌ای برای یک نظام سیاسی و یک ملت طراحی کند که با هیچ طرحی قابل خنثی کردن نباشد و یا بالعکس همین خودی چنان به دروازه‌ خودی گل بزند که تاریخ هرگز او را فراموش نکند. چه در آموزه‌های سیاسی ماکیاولی و چه در هنر اداره جامعه در بینش علوی، نقش صحنه گردانان صفحات سیاسی قابل فراموشی و اغماض نیست، بلکه آنچه که موازنه‌های سیاسی را غیرمتعادل یا افراطی جلوه می‌دهد غفلت از این رفتارها در نگرش سیاسی یک جامعه و نخبگان و کارگزاران آن است. از همین رو، می‌توان به صراحت اذعان کرد که وجه تمایز صحنه‌گردانان سیاست علوی یا صحنه‌گردانان سیاست اموی و ماکیاولی توانمندی و رعایت هنر خودشناسی و رفتارشناسی خود است. با چنین وجه تمایزی پس می‌توان گفت بزرگ‌ترین اشتباه نخبگان و خواص یک جامعه بویژه خواص اهل حق فرار از داشته‌ها و قدرناشناسی آنها و پناه‌جویی به موهومات و کاستی‌ها بوده است. در چنین شرایطی دور از انتظار نخواهد بود اگر مشاهده کنیم که این جماعت بریده از هدف متعالی، مهم‌ترین راهبرد استراتژیکی خود را در نقطه‌ای متمرکز کنند که هم‌ زمین بازی و هم یارگیری آنها نمایشی است. طبیعی است اگر این اشتباه استراتژیک رخ دهد بازیگران درون میدان سیاست در اثر گم کردن یار خودی از روی اشتباه توپ را به غیر خودی پاس می‌دهند و محصول آن گشودن دروازه خودی توسط بیگانه می‌شود و تازه چه بسا تبلیغ شود که خودی به خودی گل زده است. غیرخودی تنها در نقش مشوق و سوت و کف زدن، ایفای نقش می‌کرده است.
چندی است شاهد برخی رفتارهای نخبگان و بعضاً مسؤولان کشور هستیم که با هیچ منطقی سازگاری ندارد. رفتارهای بروزیافته‌ای که تنها به دلیل ناهمخوانی نتیجه‌ای که از انتخابات ریاست جمهوری حاصل شده است، باعث گردیده این عده همواره بر طبل اختلافات و تردیدها در کشور بکوبند و اظهارات آنها زمینه‌ای گردد برای تنش‌زایی کسانی که کمتر اعتقادی به اصل نظام، انقلاب، ‌امام (ره) و رهبری دارند.
سخنان شبهه‌افکن یکی از این نخبگان که از قضا از مسؤولانی است که مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان نسبت به حفظ حرمت جایگاه ایشان هشدار داده بودند، دل هر دردمندی را به درد می‌آورد. اینکه 13 میلیون نفر شهروند ایرانی که با هر انگیزه‌ای به یک کاندیدا رأی دادند ـ که براساس آخرین اطلاعات، بخشی از همین عده به دلیل افراط‌گری و قانون‌گریزی این کاندیدا پس از انتخابات از این فرد روی گردان شده‌اند ـ را در زمره اساتید دانشگاه‌ها، دانشجویان، نخبگان، مدیران و کارگران محسوب کرد و 25 میلیون ایرانی که با عشق به همین آب و خاک پای به عرصه انتخابات نهاده بودند، متهم به آوردن آنها در پای صندوق‌های رأی بشوند، جفای بزرگ به نظام و انقلاب است.
کدام منطق و عقلانیت سیاسی می‌پذیرد مسؤولی در نظام اسلامی عملاً به جریان دشمن‌ گرا دهد که اگر می‌خواهید برای رفتارهای غیرقانونی و افراطی خود اقدامی انجام دهید، لازمه آن فعال کردن بدنه آموزش و پرورش، جمعیت زنان کشور و کارگاه‌های تولیدی کشور است؟ چه تفاوتی بین اینگونه اظهارات با تماس فلان نماینده مجلس ششم با سفرای کشورهای اروپایی در پرونده هسته‌ای ایران برای اعمال فشار به ایران وجود دارد؟ کجای این رفتار با منطق حفاظت و صیانت از منافع ملی و آرمان‌های انقلاب و نظام اسلامی سازگاری دارد؟ اگر قرار است یک شهروند ایرانی یا فلان رسانه جمعی قدر و جایگاه مسؤولان این کشور را پاس بدارد، بیش از همه آن مسؤولی که برخوان گسترده این ملت نشسته، لازم است شأن و جایگاهی که بر آن تکیه زده است را دانسته و در مسیری حرکت کند که داشته‌ها را پاس داشته و کاستی‌ها را برجسته ننماید. این وظیفه‌ای است که همه نخبگان و مسؤولان کشور باید رعایت آن را برای خویش الزامی بدانند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار