
جریانات سیاسی در کشورهایی که دوست دارند در قالب اپوزیسیون یا رقیب دولت وارد عمل شوند همواره سعی در ایجاد، بازسازی وحفظ پایگاه اجتماعی خود هستند و از فرصتهای مناسب به هر عنوان جهت نمایش قدرت خود استفاده میکنند. نمونه آن را در رفتارهای جریانات مخالف حزب الله لبنان میبینیم. این گروه به خوبی نشان دادهاند که منافع فردی وحزبیشان مهمتر از منافع ملی وفردیست. جالب اینکه در میان این گروههای اپوزیسیون در سطح جهان معمولا کمترین علقهای به منافع ملی وجود دارد ودر حقیقت مخالفت با دولت باعث مخالفت با آن نظام نیز شده است. جریانات اپوزیسیون بر چند اساس شکل گرفتهاند که عواملی مانند: شکست یک جریان مدعی قدرت در انتخابات و درنتیجه عدم تمکین آن جریان به رای مردم وتشکیل لابی سیاسیون شکست خورده- حذف ناجوانمردانه یا عدم اجازه ورود به قدرت سیاسی از سوی دولت که نمونه آن در الجزایر جبهه نجات اسلامی ودر مصر اخوان المسلمین میباشند. - درسالهای بعد از دوم خرداد به این سو جریان غالب چنان بر طبل قانون گرایی- احترام به دموکراسی و رای مردم میکوبید که با این حربه به خوبی توانسته بود چهره منفی از رقیب سیاسی خود ترسیم یا به عبارتی به ایجاد فضای دیو ودلبر دست زند. جریان غالب برخلاف شعارهایی که این روزها از سر ناچاری سر میدهند ودم از احترام به حقوق مخالفان دولت میزنند، آنزمان جهت تخریب وجهه جریان رقیب از هیچ اقدامی فروگذاری نکردند. این جریان وجهه غالب خود را در ارتباط با نخبگان ودانشگاه میدید و همواره برای دانشجویان نقش دایه مهربانتر از مادر را بازی میکرد. پیوند نا میمون سیاست و جنبش دانشجویی از عوامل اصلی ایجاد رکود در بدنه جنبش دانشجویی در سالهای بعد از پایان زعامت این جریان بود. جنبش دانشجویی به خوبی نقش «فشار از پایین» تئوری سعید حجاریان را بازی میکرد و در حوزههایی که خط قرمزهای منافع مادی سیاسیون اجازه ورود را نمیداد این دانشجویان بودند که نقش پیاده نظام و مین روب سیاسیون را بازی میکردند و از اینرو بود که هر حرکت دانشجویی در مخالفت با نظام را به نفع خود تفسیر وتشریح میکردند.
- شکست جریان 2خرداد در 3تیر84 زمینه را برای نفی هرآنچه سالها بافته و تئوریزه کرده بودند فراهم کردند. آرمانهای دانشجویان را تا حد مخالفت با رئیس جمهور تنزل دادند و از اینرو شاهدیم کسانی که به هر دلیل به ترسیم چهره مخالف دولت از خود بپردازند توانایی رهبری این جریان را دارا میباشند. اصل بر نفی دولت و رئیس جمهور بود. جبهه اپوزیسیونی شکل گرفت که مرامنامهای حزبی- تشکیلاتی ومانیفستهای پنهان خود را بر قانون اساسی ترجیح داده و تمکین به رای ملت را نشانه عقب ماندگی سیاسی میدانستند. اینک 16آذر به نماد مخالفت به هر دلیل با دولت منتخب مردم و حتی اصل نظام بدل شد وبه دلیل عدم وجود مبانی معرفتی- ارزشی غالب در جریانات شکست خورده و نامنظم دانشجویی، از هر چهره مخالف دولت و حتی نظامی مبارز، قهرمان و... ساختند. با شکست این جریان در 22خرداد، قانون شکنان عنان از دست داده و پیوند خود را با گروههای مخالف وحتی معاند نظام جهت پیگیری اهداف دست نیافتنی سیاسی و پایایی جبهه اپوزیسیونی خود حفظ کردند. اپوزیسیونی که نمیخواست نقشی همچون اخوانالمسلمین در مصر را داشته باشد و الگوی حرکتی خود را بر مبانی جریانات مخالف دولت و حزب الله لبنان قرار داده بود. اردو کشی خیابانی وجهه غالب جریان مذکور در لبنان است که قصد دارند با هنرنمایی وشوهای خیابانی، قدرت نمایی را عامل امتیازگیری از نظام ودولت قرار دهند نه تمکین به قانون و مبانی ارزشی.
- با توجه به مباحث مطرح شده مذکورباید اذعان کرد که جریان شکست خورده 22خرداد این بار پیگیری مطالبات حزبی و شخصی خود را نه از راه قانون که در تجمعات خیابانی پیگیری میکرد تا به خیال خود به امتیازگیری از نظام بپردازند. اما سیل روبه افول حمایتهای عدهای از مردم تهران از این جریان باعث کوچکتر شدن حوزه مانور این جریان شد و عملا از تجمعات انقلاب تا آزادی به تجمعاتی در دانشگاهها کشیده شد. دانشگاهها نیز با توجه به بافت جمعیتی خود محمل مناسبی برای اعلام حیات نوزاد ناقص الخلقه جنبش سبز بود. با توجه به عوامل مذکور، روز 16 آذر در ادامه فراخوانیهای قبلی این جریان در راستای آزمایش قدرت نمایی در خیابان آقایان تبدیل شده بود. 16 آذر میتوانست بارقه امید یا نسیم یأس باشد. اینبار دیگر از سکوتهای مصلحتی خبری نبود و به خوبی ثابت شد که جریان مذکور به هیچ وجه قابلیت فراگیری نداشته و اکنون قدرت نمایی خود را باید در کوچه پس کوچههای خیابان انقلاب به نمایش بگذارد. حضور قاطبه دانشجویان ارزشی نشان داد که 16 آذر ارزشی همچون 22 بهمن را برای ما دارد واینبار ثابت شد که جریان اپوزیسیون حتی در به خیابان کشاندن مردم نیز در موضع اپوزیسیون قرار دارد. اینک جریان مذکور نه صبر وکیاست و پیگیر بودن منافع ملی همچون اخوانالمسلمین را داشته و نه پایگاه مردمی همچون مخالفان حزبالله.