
مهدی گیوه کی- در ماه هاى آخر جنگ تحمیلى، حمایت جهانى از عراق به اوج رسید و امریکایى ها عملاً و به طور مستقیم وارد صحنه شدند و با هدایت هواپیماهاى عراقى سکوهاى نفتى ایران و نفتکش ها را بمباران کردند. فرانسوى ها هواپیماهاى پیشرفته سوپر اتاندارد و میراژ ۲۰۰۰ در اختیار آن ها گذاشتند. روس ها مدرن ترین هواپیماهاى جنگنده و دور پرواز خود را به عراق ارسال کردند. کویت و عربستان سیل دلار را به بین النهرین جارى کردند. آلمانى ها مواد لازم براى سلاح شیمیایى را در اختیار عراق گذاشتند. عراق نیز به طور وسیع مناطق مسکونى و جبهه ها را بمباران شیمیایى مى کرد. مجامع بین المللى با سکوت خود این جنایات را تایید مى کردند. امام راحل از همه این امور مطلع شدند و پس از کسب گزارش هاى مختلف به این نتیجه رسیدند که قطعنامه ۵۹۸ را بپذیرند. یکى از بندهاى قطعنامه ۵۹۸ شناسایى متجاوز بود. ازهنگام پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط جمهورى اسلامى ایران در ۲۶ تیر ۱۳۶۸ جمهورى اسلامى در هر فرصتى اجراى این بند را به دبیر کل وقت یادآورى مى نمود و وى نیز اجراى آن را موکول به اجراى بندهاى مقدم بر آن مى کرد. سرانجام در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۷۰ دکوئیار طى نامه اى از هر دو کشور ایران و عراق خواست تا مواضع خود را در مورد بند شش قطعنامه ۵۹۸ اعلام کنند. دبیر کل سازمان ملل پس از بررسى گزارش هاى طرفین و بررسى هاى کارشناسانه گزارش خود را در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۷۰ تسلیم شوراى امنیت وافکار عمومى جهان کرد. دراین گزارش تصریح شده که اولین حمله و تجاوز ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ توسط عراق علیه ایران صورت گرفته که براساس منشور سازمان ملل متحد، اصول و قوانین شناخته شده بین المللى یا اصول اخلاقى بین المللى قابل توجیه نیست و موجب مسوولیت مخاصمه است. بند شش قطعنامه از لحاظ تاریخى و حقوقى براى ما بسیار با ارزش است و جامعه بین الملل صریح تر و واضح تر از این نمى توانست عراق را محکوم و متجاوز اعلام کند. پیروزى در به دست آوردن نتیجه مطلوب از بند شش قطعنامه که از مهم ترین بخش هاى قطعنامه است براى تاریخ ما بسیار افتخار آفرین است. اما یکى از وجوه به نظر غافل مانده قطعنامه ۵۹۸ بند هفت آن است. لازمه اجراى بند هفت قطعنامه اجراى بند شش یعنى تعیین متجاوز بود که عملى شد و لیکن پس از گذشت ۱8 سال از متجاوز شناخته شدن عراق هنوز مشخصاً هیچ اقدام عملى براى اجراى بند هفت یعنى دریافت و خسارت جنگى از عراق صورت نگرفته است. البته این موضوع عدم اجراى بند هفت قبل از این که به ضعف دیپلماسى ما برگردد بیشتر به خواست حاکمان سازمان ملل برمى گردد، قدرت هایى که در آن جا نفوذ دارند و در راس همه آن ها امریکایى ها، همانطور که خودشان برپا کننده جنگ بودند اصلاً مایل نیستند غرامت ایران پرداخت شود و این کینه توزى و دشمنى را هم در برپایى جنگ و در طول جنگ بارها از خودشان نشان دادند، از جمله این که بعد از جنگ سال ۹۱ 19مریکا با عراق در آن دوران هم کشورهاى اروپایى اعتراف کردند که در جریان جنگ در کنار عراق قرار داشتند و به عراق کمک هاى مالى، تسلیحاتى و اطلاعاتى کردند. به هر حال میزان خسارت وارده بر ایران چیزى حدود هزار میلیارد دلار ولیکن رقمى که سازمان ملل براى ایران تعیین کرده، ۹۷ میلیارد دلار است که بسیار کمتر از رقم واقعى است، اما باز هم مجامع جهانى هیچ اقدامى براى بازپس دهى این بدهى ها انجام ندادند. حتى با وجود این که تجاوز عراق به کویت پس از تجاوز به ایران بود ولى سازمان ملل مکانیسمى براى پرداخت خسارت به کویت آغاز کرد، اما از اقدام مشابه در مورد ایران خوددارى کرد و این به دلیل نفوذ کشورهاى استکبارى و در راس آن ها امریکا در شوراى امنیت سازمان ملل است. هم اکنون که سالهاست دولت رسمى عراق بر سرکار است به نظر مى رسد بهترین وقت براى پیگیرى مساله غرامت ملت ایران از عراق است. دریافت غرامت از عراق حق مسلم جمهورى اسلامى است و اگر دستگاه دیپلماسى ما پیگیر موضوع نباشد دریافت غرامت از عراق خاتمه یافته تلقى خواهد شد. مجلس شورای اسلامی که هم اکنون نمایندگى مردم را به عهده دارد باید در این زمینه که همانا پیگیرى حق مردم ایران است شدت و حدت بیشترى از خود نشان دهد و موضوع پیگیرى دریافت حق و حقوق ملت ایران را جزو کارهاى مهم خود قرار دهد. امرى که به نظر مى رسد تاکنون توسط مجلس تدبیر مناسبى براى آن اندیشیده نشده است.از سوى دیگر دستگاه دیپلماسى ایران نیز با توجه به همکارى هاى متقابل با دولت عراق با آماده سازى فضا باید کارى بکند که دولت عراق پاسخگوى حق اساسى مردم ایران باشد و مبلغ فوق الذکر که در حقیقت چیزى کمتر از یک دهم مجموع خسارات عراق به ایران در طول جنگ تحمیلى است سریعاً از سوى عراق به ایران پرداخت شود.