
1- وقتی در ژرفای وجودمان غدیر را جستوجو میکنیم و بر بلندای سرزمین پاک و اسرار آمیز برکه غدیر چشم میدوزیم، مردی را میبینیم که با دستی برافراشته تا بلندای تاریخ، حقانیتی را به اثبات میرساند که 1430 سال از چشمه سار آن وجود انسانهای آرمانخواه و آزاده سیراب شده است. اینکه غدیر چه بود که امروز تشنگان معرفت و طریقتش با گذشت 14 قرن هماره آرزوی نظاره آن صحنه با شکوه را دارند، قطعاً در اندیشه نگارنده نمیگنجد، اما از آنجا که هر واقعهای میتواند چراغ راهنمایی برای حرکتهای صحیح سیاسی - اجتماعی آیندگان باشد، مطالعه آن واقعه و تطبیق شرایط آن میتواند روند حرکت را به گونهای دیگر سوق دهد. اینکه چه شد دوران خلافت بهترین برگزیده خدا و سفارش شده نبیمکرم اسلام (ص) و اسوه ایمان، با رحلت پیامبر اسلام، صرف پرداختن به جنگهای داخلی شد، حدیث غمانگیزی است که نباید مورد غفلت قرار گیرد، خلافتی که پس از 25 سال سکوت معنادار و به تعبیر امیرالمؤمنین علی (ع) استخوان در گلو و خار در چشم در نبرد با ناکثان (پیمان شکنان) آغاز شد و با ریشهکن کردن مارقان (از دین برون رفتگان) خاتمه یافت و سرانجام توسط بقایای دشمنان داخلی (خوارج نهروانی) سرنوشت شهادت را برای حضرتش رقم زد، آنچنان درد آور است که یادآوری آن دل هر دردمندی را ریش ریش میکند. واقعه غدیر خم و حوادث رخ داده پیرامون آن در دوران حیات پربرکت امیرالمؤمنین علی (ع) سراسر عبرت است و درس آموز تا خویشتن را در قاموس رفتار آن بزرگوار بسنجیم و کژیها را راست کنیم. آن روز که مولای متقیان علی(ع) با انتقاد از رفتار جماعت پیمان شکن ناکثین از افشای توطئه آنان چنین سخن راندند که «همانا ناکثین عهدشکن به جهت نارضایتی از حکومت من به یکدیگر پیوستند و من تا آنجا که برای وحدت اجتماعی شما احساس خطر نکنم، صبر خواهم کرد، زیرا آنان اگر برای اجرای مقاصدشان فرصت پیدا کنند، نظام جامعه اسلامی متزلزل میشود. آنها از روی حسادت بر کسی که خداوند حکومت را به او بخشیده است به طلب دنیا برخاستهاند و میخواهند کار را به گذشته بازگردانند. حقی که شما به گردن ما دارید، عمل کردن به کتاب خدا و سنت پیامبر و قیام به حق و برپا داشتن سنت اوست. در واقع افشای این رفتار را نه فقط برای استحکام پایههای حکومت خویش میپنداشتند، بلکه این استراتژی مشخص را برای تمامی رهبران حکومتهای اسلامی در همه اعصار تاریخ ترسیم کردند تا ملتها، ناکثین را نه ویژگی یک گروه در یک مقطع از تاریخ، بلکه متعلق به همه دورههاپندارند. امیرالمؤمنین(ع) در واقع پاسخ امروز کسانی را دادند که در لوای نمادهای دینی و در بستر تلفیق شعارهای متجددانه با ارزشهای پیشین نظام دینی، به دنبال مشروعیت زدایی از اصلدین و ارزشهای آن هستند و گستاخانه مشروعیت حکومت دینی را با معیارهای سطحی و فرهنگ مذبذب خویش، مورد سنجش قرار میدهند و درسها و عبرتهای یک واقعه را آن هم از سوی جماعتی کج اندیش به رخ رهبر جامعه اسلامی میکشند.
2-چه بسیار کسانی بودند که در دوران کوتاه حکومت پنج ساله امیرالمؤمنین علی (ع) در کنار آن حضرت جانفشانی کردند و فتنههای بزرگی را خاموش کردند و پیش از آن نیز به جهت غصب حکومت توسط عدهای که واقعه غدیر را فراموش کرده بودند، در آماج تیرهای سهمگین قرار داشتند و بهرغم خوشنامی و خدمت در رکاب پیامبر اکرم (ص)، عزلت نشین شده بودند و با حکومت امیرالمؤمنین (ع) چونان شتر گرسنه، خویش را صاحب هر حقی میپنداشتند و با نهیب آن حضرت، شمشیر از نیام کشیده و در مقابل علی (ع) ایستادند.
در کنار این عده بودند کسانی که با وجود مسؤولیت در حکومت امیرالمؤمنین (ع)،وقتی عرصه را تنگ دیدند، چرب و شیرینهای زندگی آنها را به کام خویش فرو برد و بهرغم همراهی با امام در جنگهای صفین و جمل، امام را تنها گذاشتند هزاران هزار دینار از اموال مردم را بر بار شتران خویش کردند و سرزمین عراق را به مقصد حجاز ترک کردند و گستاخانه در پاسخ به نامه انتقادی امیرالمؤمنین علی (ع) نوشتند: «نامهات به من رسید که در آن برداشتن اموال بیتالمال بصره را بزرگ دانستی. به جان خودم سوگند، حق من در بیتالمال از آن است که من گرفتهام. والسلام». این لحن سخن کسی است که از جمله نزدیکترین فرد به امام مسلمین بود. داستان عبدا... بن عباس مشهور به ابن عباس، داستان غریبی مولا علی (ع) است. آنگونه که میتوان گفت پشت امیرالمؤمنین را نه جماعت ناکثین و مارقین، بلکه همین افراد بودند که خم کردند.
اکنون که حوادث پس از انتخابات و فریب خوردگان و جداشدگان از خط ولایت را رصد میکنیم، در مییابیم حکایت برخی خواص که از بستر مسؤولیتهای 30 ساله خویش در این نظام کر و فری را برای خود دست و پا کردهاند و با یک شکست، چوب حراج بر انقلاب و نظام اسلامی میکشند، بیشباهت به داستان ابنعباسهای زمان امیرالمؤمنین (ع) نیست؟
3-شورش و ایجاد اختلاف بین آحاد جامعه اسلامی نه ویژگی یک عصر، بلکه از خصیصههای همه دورانهاست. آنانی که حیات خویش را در گرو چنین اختلافاتی میپندارند و شورش، بلوا و تفرقه را در دستور کار خویش قرار میدهند، سعی دارند با دو قطبی کردن فضای جامعه همچنان جوی را در جامعه حاکم کنند که قدرت تمییز و تشخیص از شهروندان سلب شود. این رفتار در دوران حکومت امیرالمؤمنین (ع) نیز وجود داشت و از این بخش از سخنان آن بزرگوار میتوان به عمق چنین رفتاری پیبرد. آنجا که ایشان میفرمایند: «کاری که پیش آمده از جاهلیت است، شورشیان یار و یاور دارند، اگر برای کیفر دادنشان حرکتی آغاز شود، مردم به چند دسته تقسیم میشوند؛ گروهی خواستههای شما را دارند و عدهای برخلاف شما فکر میکنند و گروهی نه این را میپسندند و نه آن را پس صبر کنید تا مردم آرام شوند و دلهای مضطرب در جای خود قرار گیرد و حقوق از دست رفته با مدارا گرفته شود. اکنون مرا آسوده گذارید و در انتظار فرمان من باشید،کاری نکنید که قدرت ما را تضعیف کند و اقتدار امت ما را متزلزل سازد و سستی و زبونی به بار آورد. این جریان سیاسی را تا میتوانم مهار میکنم، اما اگر راه چارهای نیابم با آنان میجنگم که سرانجام درمان، داغ کردن است.»
کدام عقل سلیم است که پندارد این سخنان تنها نسخه نجاتبخش برای حکومت آن حضرت بوده است؟
برکسی پوشیده نیست که این سخنان در واقع گویای آن است که امیرالمؤمنین راهکار اداره جامعه را در شرایط مختلف برای حاکمان اسلامی ترسیم کرده است. رفتار پس از انتخابات رهبر معظم انقلاب در شرایطی که اقدامات فتنهگران و آشوب طلبان انتخابات، فضای سیاسی کشور را غبار آلود و مردم را دچار تردید کرده بود، درواقع برگرفته از همین توصیه و رفتار امیرالمؤمنین (ع) است. تدبیر رهبری در شرایط حاضر برای جلوگیری از فضای به دور از تنش و سوق دادن جامعه به سمت جامعهای آرام و عاری از اضطراب، همان سفارشی است که امیرالمؤمنین علی (ع) بدان تأکید داشتند و سرانجام بر اساس آن عمل کردند. قطعاً در چنین فضایی است که میتوان تضعیف کنندگان اقتدار حکومت را سوا و حق را از باطل جدا کرد و راه صحیح را در پیش روی ملت قرار داد.