کد خبر: 196903
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۸۸ - ۱۹:۴۲
دو اتومبیل A و B در یک رقابت هیجان‌انگیز در فاصله‌ای معین، با سرعت و شاخ به شاخ به هم نزدیک می‌شوند. طبق مقررات مسابقه، برنده این رقابت هیجانی، راننده اتومبیلی است که با ایجاد شرایط خاص، راننده دیگر را مجبور به انحراف از مسیر کند و بتواند مستقیم به راهش ادامه دهد. دو راننده از طریق سیستم‌های کامپیوتری و مداربسته تلویزیونی که در داخل اتومبیل‌شان نصب شده، قادرند به طور کامل همه حرکات و سکنات راننده مقابل را از داخل اتومبیل خود مشاهده کنند. در فاصله زمانی که دو اتومبیل A و B شاخ به شاخ به هم نزدیک می‌شوند، هر دو راننده تلاش می‌کنند با حرکت‌های مختلف، طرف مقابل را به لحاظ روانی تحت تأثیر قرار دهند تا او زودتر از مسیر منحرف شود. راننده اتومبیل A چراغ‌هایش را روشن و بعد با استفاده از استپ و خاموش‌ و روشن کردن چراغ‌ها سعی می‌کند با ایجاد شرایط روانی خاص، راننده اتومبیل B را وادار به انحراف از مسیر نماید. راننده اتومبیل B شروع می‌کند به بوق زدن و برای اینکه وانمود کند اتومبیل مقابل را نمی‌بیند، گاهی صورتش را به عقب برمی ‌گرداند و بعضی وقت‌ها هم به اطراف نگاه می‌کند. در مقابل، راننده اتومبیل A دست از فرمان اتومبیل برمی‌دارد و این طور وانمود می‌کند که اتومبیل او مستقیم به جلو حرکت خواهد کرد. هردو اتومبیل با سرعت تمام به هم نزدیک می‌شوند ولی درست چند لحظه قبل از برخورد، راننده اتومبیل B با استفاده از شرایطی که از قبل مشخص کرده، فرمان اتومبیل را از محور جدا کرده و از پنجره اتومبیل به بیرون پرتاب می‌کند. راننده اتومبیل A با دیدن این صحنه از مسیر منحرف می‌شود و اتومبیل B با ادامه حرکت در مسیر مستقیم، به عنوان برنده این مسابقه هیجانی معرفی می‌شود.
شبیه‌سازی رقابت هیجانی اتومبیل A و B یکی از سناریوهایی است که نظریه‌پردازان تئوری بازی‌ها در اوج رقابت‌های هسته‌ای و بازی بازدارندگی آمریکا و شوروی سابق در اوج دوران جنگ سرد آن را طراحی کردند، اما تئوری بازی‌ها مثل همه نظریه‌های دیگر، به عرصه رقابت آمریکا و شوروی محدود نشد بلکه با ورود به عرصه تعاملات دیپلماتیک، مورد استفاده سیاستمداران قرار گرفت. تئوری بازی‌ها با به خدمت گرفتن دامنه وسیعی از دانش‌های روز مثل روانشناسی، بازی‌های زمانی، فناوری‌های دفاعی و ... تدوین شده و کاربرد زیادی در عرصه دیپلماسی کشورها دارد، هرچند آشکار به آن اشاره نمی‌شود.
پیاده کردن تئوری بازی‌ها بر روی میز مذاکرات هسته‌ای میان ایران و غرب یکی از روش‌هایی است که می‌تواند مورد استفاده سیاستگذاران هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد.
تجربه سال 1384
خردادماه سال 1384 بعد از اینکه محمود احمدی‌نژاد سکان ریاست جمهوری را در دست گرفت، تغییرات گسترده‌ای در تیم هسته‌ای ایران به وجود آمد، از جمله اینکه حسن روحانی بعد از 16 سال دبیری شورای عالی امنیت ملی را به علی لاریجانی سپرد. لاریجانی درحالی مرد شماره یک پرونده هسته‌ای ایران شد که مذاکرات هسته‌ای ایران و اروپا به خاطر شکستن تعلیق هسته‌ای، چند ماه قطع شده بود. همه انتظارها این بود که ورود تیم جدید هسته‌ای در سایه شکستن تعلیق، مذاکرات ایران و غرب را متوقف خواهد کرد، ولی اینطور نشد. اوایل آذرماه 84، اروپاییان که به نیابت از دولت بوش با ایران مذاکره می‌کردند، بار دیگر اعلام کردند که برای از سرگیری مذاکرات آماده‌اند و سعید جلیلی معاون وقت وزارت خارجه در دیدار با پیر لافان، معاون وقت وزارت خارجه فرانسه پایه‌های دوره جدید مذاکرات را بنیان گذاشت؛ مذاکراتی که تا بین علی لاریجانی و خاویر سولانا ادامه یافت.
به لحاظ شبیه‌سازی، رویکرد جدید پرونده هسته‌ای ایران که از تیرماه 1384 در چارچوب سیاست‌ «نگاه شرق» دنبال شد، همان نگاه راننده اتومبیل B به عقب و اطراف بود تا راننده مقابل را مجبور به انحراف از مسیر کند. همان موقع اروپاییان با لحن‌های تهدیدآمیز‌شان(چراغ زدن‌های اتومبیل‌A) تهدید کردند که پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع می‌دهند. طرف اروپایی حتی در یک مقطع به طور کامل با آمریکا همراه شد و با رها کردن فرمان اتومبیل، وانمود کرد که حرکت‌های رادیکال ایران، هدایت کار را از دست اروپا خارج کرده است. در مقابل، ایران نیروگاه UCF اصفهان را راه‌اندازی کرد. از نقطه‌نظر تئوری بازی‌ها، این حرکت ایران شبیه بوق زدن‌های ممتد اتومبیل B بود، ولی آخرین حلقه بازی دیپلماتیک ایران، طرح الزام دولت برای اجرا نکردن پروتکل الحاقی بود که در نهایت با اعلام آمادگی طرف اروپایی برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای بدون تعلیق فعالیت UCF همراه شد.
در واقع حرکت‌های دیپلماتیک ایران در قالب‌هایی مانند از سرگیری کار UCF اصفهان، هشدارهای رسمی و غیررسمی درباره خروج ازNPT و پروتکل الحاقی و ... به لحاظ شباهتی، همان حرکت‌هایی بود که راننده اتومبیل فرضی B در مقابل اتومبیلA انجام داد. اتومبیل A با این فرض از مسیر منحرف شد که هدایت فرمان به طور کامل از دست راننده اتومبیل B خارج شده است، غافل از اینکه سیستم کنترل اتومبیل B طوری طراحی شده بود که اتومبیل بدون فرمان هم قابل هدایت بود.
یک نفر این فرمان را در بیاورد!
اکنون پس از چهارسال، همین بازی بین ایران، آمریکا و 1+5 نیز در حال تکرار شدن است. چندماه بعد از تعلیق مذاکرات هسته‌ای بین ایران و غرب، این مذاکرات ابتدا در دوم اکتبر 2009 در ژنو و سپس در 19 اکتبر 2009 در وین از سرگرفته شد. نتیجه مذاکرات وین، دستیابی به پیش‌نویسی بود که برای اولین‌بار غنی‌سازی 5/3 درصدی ایران را پذیرفته است ولی این پیش‌نویس کاستی‌هایی جدی دارد، از جمله اینکه بدون هیچ‌گونه تضمین عینی زمینه خروج 2/1 تن سوخت هسته‌ای از ایران را فراهم می‌کند. تحولات بعد از مذاکرات وین از خیلی جهات شبیه نزدیک شدن دو اتومبیل A و B به همدیگر است. آمریکایی‌ها مدام چراغ‌ می‌زنند و می‌گویند که صبر جامعه جهانی در حال لبریز شدن و زمان در حال از دست رفتن است.
ایران گهگاه سر خود را به اطراف می‌چرخاند و به سمت روس‌ها، چینی‌ها و حتی برزیلی‌‌ها نگاه می‌کند. کاخ سفید با تصویب قطعنامه علیه ایران در آژانس بوق گوشخراش تحریم را به صدا درآورده است. در مقابل، ایران فرمان اتومبیل را رها کرده و هشدار می‌دهد که سوخت 20 درصد تولید خواهد کرد، 10 نیروگاه جدید خواهد ساخت و همکاری با آژانس را تقلیل خواهد داد.
اتومبیل ایران از یک سو و اتومبیل آمریکا و 1+5 از طرف دیگر با سرعت به هم نزدیک می‌شوند ولی هر دو راننده خوب می‌دانند که رفتار طرف مقابل چارچوب‌هایی عقلانی خواهد داشت. این بار هم یک نفر باید فرمان را به بیرون پنجره پرتاب ‌کند؟ سال 84 ایران نشان داد در کندن فرمان هسته‌ای تبحر بیشتری دارد؛ یک بار دیگر تجربه کنیم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار