
حکم قاتل مروه الشربینی حدود چهار ماه و نیم بعد از ارتکاب جنایتش مشخص شد. قاضی دادگاه کیفری شهر درسدن در آلمان شرقی حکم قاتل، «آلکس .و» ، را چنین قرائت کرد: «مرد ۲۸ سالهای که زن مسلمانی به نام مروه الشربینی را با ۱۶ ضربه چاقو به قتل رسانده بود، به حبس ابد محکوم میشود». دادگاه ایالت درسدن این حکم را بنابر تشخیص گناهکار بودن قاتل در سه مورد قتل، قتل عمد و ایراد ضرب و جرح منتهی به قتل گناهکار صادر کرده و همچنین، اعلام کرده به دلیل آنکه مجرم با انگیزه نژادپرستانه اقدام به قتل کرده، شامل موارد تخفیف پس از ۱۵ سال نمیشود و دست کم باید 20 سال از محکومیت خود را بگذراند. دادگاه درسدن علاوه بر این حکم اعلام کرده که باید آسیب جسمی به همسر زن مقتول و همچنین تمام زیانهای مالی و غیرمالی که بر وارثان زن وارد آمده، جبران شود. بنابر گزارشها، این حکم بالاترین مجازات در نظام حقوقی آلمان است و رئیس دادگاه حدود دو ساعت پس از پایان جلسه دادگاه دلایل صدور آن را بیان کرده است.
سفیر مصر در آلمان جریان دادرسی را درست و عادلانه توصیف کرده و مفسر روزنامه وست دویچه آلگماینه در این مورد نوشت: «با این پرونده همان گونه رفتار شد که از یک نظام مدنی انتظار میرفت. با اینکه پرونده بسیار حساس بود و با وجود تمام فشارهایی که وجود داشت، دادرسی با روح عدالت و انصاف صورت گرفت». مفسر نشریه درسدنر نویستر ناخریشتن در مورد حکم دادگاه شهر خود نوشت: «قتلی که در درسدن روی داد، جنایتی فجیع بود و با مجازاتی سنگین نیز روبهرو شد. قتل یک زن حامله بیگناه تنها به خاطر اعتقادات دینی، به حیثیت آلمان و شهر درسدن آسیب وارد کرد. حکم دادگاه یک امر حقوقی است و مرد قاتل را به مجازات میرساند، اما نمیتواند کاستیهای اجتماعی موجود را برطرف کند.»
حکم حبس ابد با شرایط فوق میتواند از دید سفیر مصر یا مفسر روزنامه وست دویچه آلگماینه درست و عادلانه باشد و شاید به واقع هم چنین باشد و نظام قضایی آلمان سعی کرده تا با بالاترین مجازات ممکن با جنایت درسدن برخورد کند، اما آیا این حکم به معنای اجرای عدالت و درستی در آلمان و درمانی بر اصل ماجرا است؟ مفسر درسدنر نویستر ناخریشتن در آخر عبارت خود تا اندازهای پاسخ این مسأله را داده و نشریهای برلینی بهتر از آن موضوع را بیان کرده است.
رزونامه برلینر تسایتونگ با انتقاد از انعکاس ضعیف فاجعه قتل الشربینی در رسانههای آلمانی نوشته: «پس از جنایتی که در دادسرای درسدن روی داد، یک کارشناس مصری گفته بود که اگر به جای مسلمانی مصری، یک یهودی اسرائیلی در درسدن کشته شده بود، آلمانیها واکنش تندتری نشان میدادند. در این نظر رگهای از حقیقت وجود دارد. با تأسف باید قبول کرد که اگر یک آلمانی در سالن دادگاه به دست یک مصری کشته شده بود، واکنشها به مراتب بیشتر بود». منظور این روزنامه کارشناس مصری عبدالعاظم حمد، سردبیر روزنامه الشروق، چاپ الجزایر است که پیش از این نوشته بود: «اگر زن جوان و حاملهای که اینگونه به قتل رسید، یهودی میبود، در آلمان غوغا میشد».
در واقع، جنایت درسدن را نباید تنها در صورت احساسی آن و کشته شدن یک زن حامله با ضربات چاقو نگریست، هر چند که تا این حد هم کاملاً جنایتبار و وحشیانه است و نباید در حدود منازعات نژادپرستانه و حتی اسلام ستیزی آن دید، که البته همین موضوع نیز در یک جامعه پیشرو غربی کاملاً قابل توجه و تامل است. این موضوع را باید در حدود کلان اجتماعی آن نگریست، در حدودی که عبدالعاظم حمد به آن اشاره کرده و نویسنده روزنامه برلینی نیز معترف به آن است.
نکته در اینجا است که زنی حامله به دلیل یک شکایت ساده که مجازات متهم تنها 780 یور بوده، به دست متهم و در مقابل دیدگان شوهر و پسرش با ضربات چاقو کشته میشود، شوهر او از سوی محافظ دادگاه مورد اصابت گلوله قرار میگیرد، اما گویا نه برای دولت آلمان و نه رسانههای آن و نه حتی مردم آلمان اتفاق خاصی نیفتاده است. درست است که دادگاه درسدن بالاترین مجازات ممکن را برای «آلکس و.» صادر کرده اما اگر خروش و خشم مسلمین جهان نبود، باز هم چنین حکمی را صادر میکرد؟ در واقع میتوان به جد از نویسنده روزنامه فرانکفورتر الگماینه پرسید که در این عبارتش: «دادگستری آلمان نشان داد که بدون تأثیر گرفتن از فشارها و پیشداوریها به وظیفه خود عمل میکند»، تا چه حد صداقت داشته است.