چرا چین با وجود تجارت حدود ۶۰۰ میلیارد دلاری با امریکا، حاضر نشده در همراهی با فشارهای واشینگتن علیه ایران، کشوری با حدود ۶۰ میلیارد دلار مبادله تجاری، منافع خود را قربانی کند؟ پاسخ این پرسش را باید فراتر از محاسبات اقتصادی و در یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیری قدرت چین، یعنی ژئوپلیتیک و امنیت مسیرهای راهبردی آن جستوجو کرد. جوان آنلاین: چرا چین با وجود تجارت حدود ۶۰۰ میلیارد دلاری با امریکا، حاضر نشده در همراهی با فشارهای واشینگتن علیه ایران، کشوری با حدود ۶۰ میلیارد دلار مبادله تجاری، منافع خود را قربانی کند؟ پاسخ این پرسش را باید فراتر از محاسبات اقتصادی و در یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیری قدرت چین، یعنی ژئوپلیتیک و امنیت مسیرهای راهبردی آن جستوجو کرد.
قدرت اقتصادی و فناورانه چین، این کشور را به یکی از بازیگران اصلی نظام بینالملل تبدیل کرده است، اما پیشرفت اقتصادی لزوماً به معنای رفع محدودیتهای جغرافیایی و امنیتی نیست. چین در کنار دستاوردهای چشمگیر اقتصادی، با مجموعهای از آسیبپذیریهای ژئوپلیتیکی روبهروست که بخشی از آنها به موقعیت جغرافیایی، محیط پیرامونی و رقابت با امریکا بازمیگردد. از این منظر، ایران برای پکن صرفاً یک شریک تجاری یا تأمینکننده نفت نیست، بلکه میتواند بخشی از معادله امنیت راهبردی آن باشد. یکی از مهمترین نگرانیهای چین، محدود شدن فضای مانور ژئوپلیتیکی این کشور در آسیای مرکزی است. منطقهای که بهمثابه عمق راهبردی و امنیتی پکن و حلقه اتصال آن به غرب شناخته میشود. امریکا در سالهای اخیر با گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی و سرمایهگذاری در بخشهایی، چون معادن کشورهای آسیای میانه، در پی تقویت حضور خود در این منطقه بوده است. همزمان، این کشور از اجرای راهبرد ترکستان بزرگ توسط ترکیه که تا سینکیانگ چین امتداد دارد و اتصال آسیای مرکزی به قفقاز و ترکیه و سپس اروپا را توسعه میدهد، حمایت میکند. اهمیت این تحولات زمانی بیشتر میشود که بدانیم کریدور میانی شرق به غرب، پس از جنگ اوکراین و محدود شدن مسیر ترانزیتی ترنسسیبری، جایگاه بیشتری در تجارت چین و اروپا پیدا کرده است. این مسیر از آسیای مرکزی و قفقاز عبور میکند و برای پکن اهمیت اقتصادی و راهبردی دارد. در چنین شرایطی، طرح مسیر ترامپ در قفقاز جنوبی و مجاورت مرزهای ایران، از منظر رقابت قدرتها میتواند بر موازنه نفوذ و کنترل مسیرهای ارتباطی منطقه تأثیر بگذارد. بنابراین نگرانی چین تنها به دسترسی تجاری محدود نیست، بلکه حفظ استقلال مسیرهای ارتباطی و جلوگیری از شکلگیری محدودیتهای ژئوپلیتیکی نیز برای آن اهمیت دارد.
از سوی دیگر، تحولات امنیتی آسیای مرکزی به دلیل همسایگی این منطقه با استان سینکیانگ، مستقیماً با امنیت داخلی چین ارتباط پیدا میکند. هرگونه گسترش بیثباتی، فعالیت گروههای افراطی یا تنشهای تجزیهطلبانه در محیط پیرامونی این استان میتواند به یک چالش امنیت ملی برای پکن تبدیل شود. از این منظر، ثبات منطقهای و مقابله با تهدیدات فرامرزی، بخشی از اولویتهای راهبردی چین محسوب میشود. در این معادله، ایران از دو جهت اهمیت دارد؛ نخست، موقعیت جغرافیایی آن در اتصال آسیای مرکزی به غرب آسیا و آبراههای راهبردی و دوم، ظرفیت اثرگذاری بر معادلات امنیتی منطقه. سیاست خارجی مستقل ایران و مخالفت آن با مداخلات امریکا، در کنار مقابله با تهدیدات تروریستی میتواند مانعی در برابر گسترش بیثباتی و محدود شدن فضای ژئوپلیتیکی چین باشد. همچنین موقعیت ایران در مجاورت تنگه هرمز، اهمیت این کشور را در معادلات امنیت انرژی و تجارت جهانی دوچندان میکند.
بنابراین تضعیف یا بیثباتی ایران صرفاً پیامدهایی دوجانبه نخواهد داشت، بلکه میتواند موازنه امنیتی منطقه، دسترسی چین به مسیرهای تجاری و محیط پیرامونی آسیای مرکزی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. این همان نقطهای است که اهمیت ایران برای چین را از سطح مبادلات اقتصادی فراتر میبرد. در واقع، ارزش ژئوپلیتیکی یک کشور را نمیتوان صرفاً با حجم تجارت دوجانبه آن اندازهگیری کرد. از این منظر، تهران نیز باید در تعریف مناسبات خود با پکن بازنگری کند. اگر ایران در تأمین بخشی از نیازهای ژئوپلیتیکی و امنیتی چین نقش دارد، طبیعی است که این ظرفیت باید به دستاوردهای اقتصادی، صنعتی و فناورانه ملموس تبدیل شود. همکاری در ساخت هواپیماهای مسافربری و جنگندههای نسل پنجم، توسعه زیرساختهای فضایی، ماهوارهها و سامانههای پرتاب و مشارکت در تولید ریزتراشهها و فناوریهای مخابراتی، از جمله حوزههایی است که میتواند در دستور کار مذاکرات راهبردی دو کشور قرار گیرد. ایران باید از موقعیت ژئوپلیتیکی خود بهعنوان یک اهرم فعال دیپلماسی اقتصادی استفاده کند و چین نیز در برابر نقش ایران در معادلات منطقهای، به تعمیق همکاریهای فناورانه و صنعتی متعهد شود. در چنین چارچوبی، رابطه تهران و پکن میتواند از یک همکاری عمدتاً تجاری به شراکتی مبتنی بر منافع راهبردی متقابل و مکمل ارتقا یابد.